برای بهبودی به من زنگ بزن! یک عضو اِیاِی میگوید استفاده از تلفن یکی از بهترین راهها برای تمرین هدف اصلی برنامه الکلیهای گمنام است. ↓
گاهی یادآوری و بازگو کردن رویدادها لازم است برای این که یادمان نرود، تلفن به غایت ابزار قوی و موثری است برای برقراری ارتباط.
مقدمه
تلفن درمانی در الکلیهای گمنام ابزاری حیاتی برای حفظ هوشیاری و ارتباط با دیگر اعضا است. این روش به اعضا کمک میکند تا در لحظات بحرانی و وسوسههای مصرف، بهجای تنهایی و انزوا، به دیگران دسترسی داشته باشند. صحبت کردن با اعضای باتجربه از طریق تلفن، نوعی حمایت عاطفی و روانی فراهم میکند که به حفظ هوشیاری و کاهش احساس تنهایی کمک کرده و ارتباط با جامعه AA را تقویت میکند.
تلفن درمانی در بهبودی
قبل از پیوستن به برنامه نجاتبخش الکلیهای گمنام، در دوران اعتیاد به الکل، اکثر ما اعضای AA افراد منزوی بودیم که از برقراری ارتباط با دیگران خودداری میکردیم. به یاد دارم که وقتی تلفن زنگ میزد، به جای پاسخ دادن، عصبانی میشدم و بدون توجه به تماسگیرنده، بر سر تلفن فریاد میزدم. معمولاً کسانی که تماس میگرفتند، نگران وضعیت من بودند و بیپاسخ گذاشتن تماس آنها، به معنای این بود که من در وضعیت بدی هستم و مشروب مینوشم.
در مواردی که تصمیم میگرفتم تماس بگیرم، باید تلاشی مضاعف میکردم، چرا که برقراری تماس کاری نبود که مایل به انجامش باشم. در حالت مستی، حتی سلام کردن برایم دشوار بود و باید صدایم را چک میکردم تا مطمئن شوم هیچ نشانهای از نوشیدن یا حال ناخوشایندم در آن دیده نشود.
زمانی که برای اولین بار به جلسات AA میرویم، به ما توصیه میکنند که مشروب را کنار بگذاریم و تلفن را برداریم. اما برای کسی که هنوز درگیر مصرف الکل است، این توصیه خوشایند نیست و معمولاً در ابتدای راه عملی نمیشود. زمانی که الکل مصرف میکردیم، آخرین چیزی که میخواستیم انجام دهیم این بود که با کسی تماس بگیریم. تنها زمانی که تصمیم جدی برای ترک الکل گرفتم، اهمیت تلفن درمانی برایم روشن شد.

برقراری ارتباط با دیگر اعضا از طریق تلفن
تغییر واقعی زمانی اتفاق افتاد که دوستی را پیدا کردم که واقعاً مایل به برقراری ارتباط تلفنی با او بودم. این تماسها به من کمک کرد تا جایگزینی برای نوشیدن پیدا کنم و ارتباطم را با دنیای بیرون و دیگران بازیابم. متوجه شدم که مردم نه تنها برای اطمینان از حال خوب من، بلکه برای ایجاد رابطه و دوستی با من تماس میگیرند.
لذت بردن از تماسهای تلفنی
دریافتم که دوستان و آشنایانم از شنیدن صدایم در هر زمانی از روز خوشحال میشوند. شروع به صحبت درباره مشکلات و موفقیتهای روزانهام کردم و این کار باعث شد احساس خوبی داشته باشم. بعد از ترک الکل و آغاز زندگی بهتر، بسیاری از این آشنایان تلفنی تبدیل به دوستان صمیمیام شدند.
اکنون افرادی که در مراحل اولیه بهبودی هستند با من تماس میگیرند و من به عنوان گوش شنوای آنها عمل میکنم. کمک کردن به دیگران حس خوبی به من میدهد. ما در انجمن AA یاد میگیریم که “آنچه را که به دست آوردهایم، با بخشیدن به دیگران حفظ میکنیم.” این باعث میشود که هم از خودمان و هم از زندگی رضایت بیشتری داشته باشیم.
اگر من هیچوقت شماره تلفن تازهواردان را نمیگرفتم، چه اتفاقی میافتاد؟ هرگز نمیتوانستم به بسیاری از آنها کمک کنم، همانطور که بعدها به من گفتند که به من نیاز داشتند {و آنها هم نمیتوانستند به من کمک کنند}. چه میشد اگر گروه خانگی ما، به جای استقبال گرم، دست دادن، بغل کردن و دادن چیپهای تقدیر (و دستمال کاغذی در صورت نیاز)، افرادی که با درد و رنج به جلسات میآیند را نادیده میگرفت؟
چه میشد اگر من درد یک تازهوارد را درک نمیکردم و از او هیچ چیزی نمیخواستم… جز اینکه به درخواست خودش، او را کمک و راهنمایی کنم؟ هرگز لذت کمک کردن به او از طریق کار کردن روی قدمهای AA به عنوان راهنمایش نصیبم نمیشد و فرصت دیدن تصمیمگیریهای مهم زندگی او و رشدش را از دست میدادم.
این لحظات، از ارزشمندترین و شفابخشترین تجربههایی است که در انجمن الکلیهای گمنام به دست میآوریم؛ فرصت بازتاب درد و بهبودی در کنار یکدیگر و تجربه تغییر واقعی در زندگی.

آیا امروز به راهنمایم تلفن کردم؟ آیا در یک جلسه بهبودی شرکت داشتم؟ در دسترس دیگر معتادان در حال بهبودی بودم؟
اگر به جلسات نروم لغزش میکنم
چه میشد اگر اعضای گروه خانگی من پیش خودشان میگفتند خب ما که همه هوشیار شدیم، حالا باید به زندگی خودمان برسیم و نگران دیگران نباشیم؟ چه میشد اگر راهنمای من سالها پیش با یادداشت «به من زنگ بزن» همراه با شماره تلفن و تصویر قلب کوچکی در گوشهاش، سمت من نمیآمد؟ من امروز این راهنمای بینظیر را نداشتم.
اگر من آنچه را که در انجمن الکلیهای گمنام دریافت کردهام، به دیگری ندهم، درگیر زندگی میشوم و برنامه ایای را بهکل فراموش میکنم. قدمها را فراموش میکنم، ترازنامه نوشتن را و دعای قدم سوم خواندن را، مراقبه کردن… و به جای دستور دادن، مطالبه کردن یا پافشاری کردن، «پیشنهاد» دادن را.
امشب در گروهم شنیدم کسی دیگر به جلسات نمیآید و «روحش بیمار» شده است. اگر به جلسات نروم، نشریات را نخوانم، از خودم نگویم و به دیگران کمک نکنم، خطر برگشتناپذیری را به زندگی و آرامشم دعوت میکنم.
گاهی آدمها بعد از جلسهای میآیند و به من میگویند: «چه خوب از خودت گفتی!» و این با خود پیامی دارد: وقتی اعضای گروه {صادقانه} از خودشان میگویند، من دقیقاً همان چیزهایی را که نیاز دارم، میشنوم؛ بقیه هم همیناند.
آخر جلسه یک تازه وارد را پیدا کرده به او میگویم: برای بهبودی به من زنگ بزن!
در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید
کلیدهای پادشاهی در نجات از الکلیسم
ترازنامه شخصی در قدم دهم الکلیهای گمنام
برای بهبودی به من زنگ بزن
اگر اعضای گروه خانگیام، وقتی چیپهایم را دریافت کردم، مرا با عشق و آغوش حمایت نمیکردند، هرگز احساس نمیکردم در آن محیط پذیرفته شدهام. اگر راهنمایم، مرا در تمرین قدمها با عشق راهنمایی نمیکرد، بهخصوص در زمان جبران خسارت، نمیتوانستم روحم را پاکسازی کنم و راهی برای خروج از رنجهایم بیابم.
دقیقاً به خاطر همان کاری که راهنمایم، چنین ایثارگرانه، با ساعتها حرف زدن پای تلفن با من کرد، بی آنکه حتی یک بار بهام احساس «حقارت» بدهد، کمکم کرد بزرگ شوم و مسئولیت زندگیام را بپذیرم. به این میگوییم: تلفن درمانی در بهبودی.
بنابراین به خاطر آنچه در گروه اصلیام یاد گرفتم، که سر وقت باشم، در ردیف جلو بنشینم، از سخنران تشکر کنم، مسئولتپذیر باشم، دعا و مراقبه کنم، حالا میتوانم این پیام را به الکلی دیگری که هنوز در عذاب است، منتقل کنم. من باید با عشق هر آنچه را دریافت کردهام و آموختهام، به دیگری بدهم و لذت کمک به دیگران را تجربه کنم؛ چیپ، کیک،کار کردن قدمها و هزاران بار دست یاری به سوی دیگری دراز کردن.
و هر چقدر هم از هوشیاریام گذشته باشد، مهم نیست، هنوز نیاز دارم به الکلیهای دیگر زنگ بزنم. امشب، شماره تلفن کسی را از او میخواهم، حتی با اینکه همین حالا راهنمای سه زن هستم. باید همیشه این را به خاطر داشته باشم که وقتی کسی تقاضای کمک میکند، دستی از ایای خواهد بود تا تلفن را بردارد و پیام را به او منتقل کند.
Calling Alcoholics/Grapevine Magazine/May 2014/sender:Anonymous
Making Use Of Telephone Therapy in Recovery

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهد.