تاریخ انتشار:
اشتراک گذاری:
150

در اعتیاد مرحلهای وجود دارد که در فرهنگ لغات اعتیاد به آن میگویند آخر خط. همان وضعیت ذهنی معتاد که ذلت، رنج نازل است، یک جور احساس عجز شدید. گاهی هم آغاز راهی برای خداحافظی با رنج و سلام به زندگی عادی و بامعنا، آنجا که یک زندگی به پایان میرسد و یک زندگی دیگر آغاز میشود.

رایان هِس در یک دسامبر بارانی در اوهایو به آخر خط رسید. مثل همیشه روی هروئین بود و نشئگیاش آنقدر طولانی شده بود که دیگر یادش نمیآمد چند ساعت از آن گذشته است. رایانِ سی و سه ساله روی یک ژاکت کثیف زیر یک تکه چادرِ خیلی کوچک که از کلبهی باغ یک غریبهدزدیده بود، خوابیده افتاده بود. جورابو کفش‌‌هایش خیس بود و نفس و بدنش بوی تعفن میداد. خودش میگوید: «گرسنه و تنها بودم. مثل بچهها زار میزدم. به کمک احتیاج داشتم و چهل و هشت ساعت بعد بالاخره به خودم آمدم

هس به مرکز ترک اعتیاد رفت و یک دورهی درمان سرپایی و همراه با بستری چهار و اندی ماهه را پشت سر گذاشت و موفق شد بعد از نزدیک به پانزده سال به قول خودش سوءمصرف «وحشتناک» مواد که با دو اُوِردُز همراه بود، به پاکی برسد.

بعد از هشت سال پاکی، او همچنان با قدرت با کمک راهنمایش به برنامهی دوازده قدمی بهبودی متعهد است؛ که یعنی دور ماندن از هر آنچه باعث میشود زندگیرایان از کنترل خارج شود و همچنین دیدارهای منظم با یک سری افراد هشیار دیگر که اعتیاد خود را ترک کردهاند.

رایان میگوید: «اگر کسی آن شب کذایی به من میگفت که روزی دوباره به خانوادهام برمیگردم، میروم سر کاری که دوست دارم، صاحبِ خانه میشوم و یک عضو قابل اعتماد در جامعه، بهاش میگفتم دیوانه. اما حالا همهی اینها دارد اتفاق میافتد. کار سختی است و جانفشانی و از خود گذشتگی میخواهد، اما این زندگی امروزم شگفتانگیز است

هدفمندی، کلید موفقیت است

نتایج تحقیقی در سال 2017 در مؤسسه‌‌ی تحقیقات ترک اعتیاد در بیمارستان دولتی ماساچوست که به دانشکدهی پزشکی هاروارد وابسته است، نشان میدهد که در امریکا نزدیک به بیست و دو میلیون نفر در حال ترک مواد مخدر و الکل در مراکز بهبودی هستند. و رایان هس تنها یکی از آنهاست.

هورتون در سال 2013 توانست با کمک آنچه خودش «ترکیبی از تحصیل، فرصت و عشق، همه جفت و جور در کنار هم» می‌نامد، اعتیادش را ترک کند و هشیار شود. و بدین ترتیب، داستان ناکامی‌اش به سمت موفقیت تغییر مسیر دهد.

روشهای ترک اعتیاد و همینطور تعهد به آن، درست مثل اختلالات ناشی از سوءمصرف مواد در افراد مختلف متفاوت است. عدهای به مراکز رسمی رجوع میکنند با روشهای درمانی حرفهای مثل مصرف دارو جلو وسوسههای خود را میگیرند. عدهای هم برای ترک اعتیاد به خودشان اتکاء میکنند و بدون مراقبتسازمانی به اهدافشان میرسند؛ انگیزه‌‌ی این افراد در این مسیر گاهی میل شدید به مادر یا پدر شدن، معنویت، خلاقیت یا کنشگرایی در جامعه است که به زندگیشان نظم و ثبات بدهد.

شیوهی ترک هر چه باشد، پرهیز ممتد، یعنی دستکم چند سال، منجر به بهبودی پایدار خواهد شد.

رابرت اشفورد، دانشمند بازپروری از مؤسسهی اختلالات سوءمصرف مواد دانشکدهی علوم فیلادلفیا و از اعضای برنامهی ترک اعتیاد به مدت شش سال میگوید: «رسیدن به سه تا پنج سال پرهیز مرحلهی بسیار مهمی در فرآیند ترک است. رسیدن به این نقطه خطر بازگشت به مصرف مواد را پایین میآورد، زیرا فرد معتاد زمان داشته که رفتارهای سالم از جمله مهارتهای کارآمد سازگاری، روابط اجتماعی و رسیدن به یک تعریف تازه از خود را تمرین کند. این نه به معنای پایان فرآیند بهبودی که دلیلی برای نفس راحت کشیدن و به خود بالیدن است

اشفورد میگوید در فرآیند ترک ادامه تحصیل، داشتن شغل درآمدزا و سقف امن مهم است، اما رسیدن به آن حس هدفمندی و معنا در زندگی میتواند کلید موفقیت باشد.

«برای عدهای این یعنی کمک به دیگران در فرآیند ترک اعتیاد در مقام الگو و راهنما. برای عدهای هم صرفاً یعنی دوباره و دوباره برداشتن قدم درست بعدی

رایان می‌گوید: «اگر کسی آن شب کذایی به من می‌گفت که روزی دوباره به خانواده‌ام برمی‌گردم، می‌روم سر کاری که دوست دارم، صاحبِ خانه می‌شوم و یک عضو قابل اعتماد در جامعه، به‌اش می‌گفتم دیوانه. اما حالا همه‌ی اینها دارد اتفاق می‌افتد. کار سختی است و جانفشانی و از خود گذشتگی می‌خواهد، اما این زندگی امروزم شگفت‌انگیز است.»مسافرت رفتن و خوشی‌های طبیعی زندگی به کمترین حد ممکن رسیده بود

درباره اعتیاد به الکل و مواد مخدر بیشتر بخوانید:
انجمن الکلی‌های گمنام، جایی برای ترک الکل
آسیب درازمدت اوردوز بر مغز انسان
سلامت روحی جوانان و ‌تراژدی غم‌انگیز اعتیاد
 www.iranaa.org
سایت انجمن الکلی های گمنام ایران

اولش سخت است

لیسا فرانکلین سی ساله نزدیک به شش سال است که پاکی دارد. فرانکلین که متولد آیواست، پس از چند ترم همراه با سوءمصرف الکل و کوکائین در دانشگاه و پنج بار بیمارستانی شدن به خاطر مسمومیت ناشی از الکل، معدل پایین و اخراج از دانشگاه، در سال 2011 برای درمان به فلوریدا مهاجرت میکند. خودش میگوید از چهارده سالگی تقریباً هر روز الکل میخورده، اما «نمیرفته پی کمک چون فکر میکرده جایش زیر پل است با یک بطری در یک کیف

فرانکلین در فوریهی سال 2012 هشیار میشود و دوباره به دانشگاه برمیگردد و با مدرک روانشناسی از دانشگاه میامی با افتخار فارغالتحصیل میشود. حالا او با مراکز درمان اعتیاد همکاری میکند و وقت آزادش را به انجام فعالیتهای داوطلبانه در مراکز بهبودی میگذراند.

فرانکلین میگوید حالا زندگیای را ساخته که ارزش حفظ کردن دارد و سخت از آن محافظت میکند.

«اولش سخت بود، چون که آدم واقعاً باید پای خودش بایستند و گاهی در این راه تنهاست. من سه سال اول را برنگشتم آیوا، چون که میدانستم بهام کمکی نخواهد کرد

در فلوریدا، همهی دوستان فرانکلین مشکل اعتیاد یا سوءمصرف سنگین ندارند، اما عدهای دارند. به همین خاطر باید مراقب باشد و در قبال جاهایی که به آن دعوت میشود، با احتیاط رفتار کند. میگوید: «اگر ببینم قرار است یک عالم مواد و الکل باشد، نمیروم. یا حرکتات به سمت بهبود است یا بازگشت. همهاش به یک تصمیم بند است

آشفتگی، ناکامی و موفقیت

رسیدن به تصمیم درست و خویشتنداری برای جاش هورتون سی و پنج ساله که به خاطر رانندگی در حال مستی اولین بار در شانزده سالگی را سلول زندان به چشم دید، کار چندان آسانی نبود. خیلی طول کشید. از آنجایی که مصرفش از ماریجوانا بود تا کوکائین و خانوادهی مورفینها، به گفتهی خودش تنها هدفش «این بود که با موفقیت به مصرف الکل و مواد ادامه دهد

اشخاص و خانواده‌ها زمانی در بهبودی موفق می‌شوند که موقعیت هر روزشان را بپذیرند، از خود و یکدیگر توقعات غیر منطقی نداشته باشند و صداقت را تمرین کنند. به عنوان مثال اجازه ندهند فکرشان فریب‌شان دهد.

تمام سیزده سالی را که هورتون یا در زندان گذرانده بود یا در حال درمان، سوءمصرف موادش با رفتارها و اتفاقهای ترسناک و حتی خندهدار همراه بود؛ مثلاً ترک تحصیل بعد از دبیرستان که خودش میگوید موقع امتحان دیپلم مست بوده، اما قبول شده. یک بار هم به این خاطر بازداشت شده که در حال مستی چند بار بیرون خانهاش با تفنگ 9 میلیمتریاش تیر هوا کرده، اما خوشبختانه به خودش یا کسی آسیب نرسانده بود. دستبند به دست و لخت، سه روز او را به سلول انفرادی فرستادند تا زهر قرص ضد اضطراب زاناکس و الکل از بدنش خارج شود؛ بدون نظارت پزشک که معمولاً برای چنین موقعیتهایی حضور دارد تا از تشنجهایی که موقع خماری ممکن است اتفاق بیفتد، جلوگیری کند.

هورتون میگوید: «زندگی من پر از آشفتگی و ناکامی بوده، من فقط مثل خیلی از دوستان دیگرم در این فرآیند نمردم و جان سالم به در بردم

هورتون در سال 2013 توانست با کمک آنچه خودش «ترکیبی از تحصیل، فرصت و عشق، همه جفت و جور در کنار هم» مینامد، اعتیادش را ترک کند و هشیار شود. و بدین ترتیب، داستان ناکامیاش به سمت موفقیت تغییر مسیر دهد.

او دوباره به دانشگاه برگشت و در نهایت توانست با بورسی از دانشگاه میسیسیپی، مدرکش را در رشتهی حقوق بگیرد.

هورتون میگوید: «من برای بهبودی خودم باید به دیگران خدمت میکردم. به من انگیزه و امید زندگی کردن میداد

هورتون امروز در یک شرکت حقوقی در جنوب فلوریدا به عنوان وکیل روی پروندههای مختلفی کار میکند؛ از تحقیق و بازجویی دربارهی پروندههای رشوهخواری و قتلهای ناشی از بیاحتیاطی در مراکز مخصوص افراد پاک و ترککرده گرفته تا پروندههای شکایت خصوصی و شهرداریها از شرکتهای داروسازی.

هورتون میگوید: «خدمت کردن به دیگران بهشخصه برای من خیلی مهم است، چون حساب دوستانم را که به خاطر سوءمصرف مورفینها خاک کردم، از دستم در رفته است

این مسئله واقعاً شخصی است؛ هورتون بهترین دوستش را به خاطر اُوِردوز روی هروئین از دست داد.

او در اینباره میگوید: «دو دختر کوچکش او را مُرده پیدا کرده بودند و مجبور شده بودند با چمدانهایشان بروند کنار پیادهرو بنشینند، چرا که، به زبان خودشان، تن بابا مثل سنگ شده بود و توی دهانش مگس بود. همین که میتوانم جلو چنین تراژدیها و مرگهایی را بگیرم، باعث میشود که هر روز برای انجام این کار انگیزه داشته باشم

مقاومت در برابر بازگشت به مصرف

فرد مینچ هفت سال در باتلاق هروئین دست و پا میزد تا اینکه تصمیم گرفت ترک کند. وارد مرکز ترک اعتیاد شد و در نهایت دکترای روانشناسیاش را گرفت. حالا او رئیس یک مرکز اعتیاد، سازمانی غیرانتفاعی در نیویورک است و میگوید که هدفگذاری برای زندگی باعث شد ذهنش را از عطش دائمی نسبت به لذتهای کوتاهمدت به سمتی دیگر سوق دهد.

«اصلاً آگاهانه تصمیم گرفتم که به خاطر آینده، لذتجوییلحظهای را کنار بگذارم

روش فرد مینچ این بود؛ و معتقد است با اینکه روشهایی که منجر به ترک درازمدت میشود، برای همه یکسان نیست، تحقیقات نشان میدهد که بیشتر افراد میتوانند مقاومت در برابر بازگشت به مصرف را با متمرکز کردن تدابیرشان در این چند زمینهی کلیدی افزایش دهند:

حمایت اجتماعی؛ به جز ارتباط با افرادی که تجربهی اعتیاد داشتهاند، خانوادهو دوستان حامی که دربارهی بهبودی مطالعه و آگاهی دارند، در افزایش میزان مقاومت در دورهی ترک تأثیر بسزایی دارند.

پذیرش و صداقت؛ اشخاص و خانوادهها زمانی در این مسیر موفق میشوند که موقعیت هر روزشان را بپذیرند، از خود و یکدیگر توقعات غیر منطقی نداشته باشند و صداقت را تمرین کنند. به عنوان مثال اجازه ندهند فکرشان فریبشان دهد. (مثل اینکه دکترم گفت برای جراحی دندان اشکالی ندارد پِرکاسِت بخورم، بنابراین میخورم.) رها شدن از فکر «آنچه باید باشد» و قبول «آنچه هست» سختترین، اما پرپاداشترین بخش فرآیند ترک است.

ترک عادات قدیمی، ترک اعتیاد مستلزم ساختن یک زندگی جدید است. انجام همان کارهایی که معتاد در زمان فرمانروایی اعتیاد به الکل یا مواد و افتادن در تلهی ملالت میکند، یعنی نسخهی بازگشت به مصرف. با خود صادق بودن، رفتن به مکانهای جدید و مشارکت در تجربههای تازه، حتی اگر دشوار است، سنگ بنای یک آیندهی خالی از مواد است.

By Alexandra Rockey Fleming / Washington Post/  مترجم و ویراستار: آزاده اتحاد

نظرات

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.