کدا (CoDA) نامی است که این روزها بهکرات در جستوجوهای فارسیزبانان دیده میشود؛ نام کوتاهشدهی Codependents Anonymous، انجمنی بینالمللی و دوازدهقدمی برای کسانی که با الگوهای هموابستگی در روابط عاطفی، خانوادگی یا کاری دستوپنجه نرم میکنند. کدا (که گاهی بهاشتباه «کردا» هم نوشته میشود) یعنی فضایی که در آن، بدون قضاوت و بدون اجبار، میتوان الگوهای ناسالم ارتباطی را دید، نامشان را گذاشت و قدمبهقدم تغییرشان داد.
بسیاری از کسانی که عبارت «کدا یعنی چی» را در گوگل جستوجو میکنند، در واقع بهدنبال پاسخ یک سؤال سادهاند: کدا به چه معناست؟ بهبیان ساده، کدا به گروهی از افراد گفته میشود که دور هم جمع میشوند تا با تکیه بر تجربهی مشترک، از الگوی هموابستگی در روابطشان فاصله بگیرند. تنها شرط عضویت در این انجمن نیز، همانطور که در ادامه خواهیم دید، تمایل به داشتن روابط سالم و محبتآمیز است.
بسیاری از اعضای کدا پیش از آشنایی با این انجمن، تنها سنگینی یک حس مبهم را به دوش میکشیدند: خستگی از رابطههایی که تمام نمیشوند، احساس مسئولیت دائمی برای حال دیگران، و ناتوانی در ترسیم مرزهای شخصی. در ادامه این مقاله، با تجربه چند نفر از اعضای این انجمن همراه میشویم.

انجمن هموابستگان گمنام (CoDA) چیست؟
انجمن هم وابستگان گمنام یا کدا از زنها و مردانی حمایت میکند که به دلیل الگوهای هموابستگی، در روابط عاطفی، خانوادگی یا کاری خود دچار مشکل شدهاند. اعضای کدا معمولاً کسانی هستند که بخش بزرگی از زندگی خود را صرف رضایت دیگران کردهاند و در این مسیر، سلامت روان، نیازها و اهداف شخصیشان را نادیده گرفتهاند.
کدا یک انجمن دوازدهقدمی است. برنامه بهبودی آن بر پایه اصول دوازدهگانهای بنا شده که در انجمنهایی مانند الکلیهای گمنام (AA) نیز استفاده میشود. جلسات منظم برگزار میشوند و اعضا در آنها تجربهها، قوتها و امیدهای خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند تا در مسیر بهبود و رشد شخصی پیش بروند. تنها شرط عضویت در کدا، تمایل به داشتن روابط سالم و محبتآمیز است.
انجمن هموابستگان گمنام ابزارهایی برای خودارزیابی و شناسایی الگوهای هموابستگی در اختیار اعضا قرار میدهد. این الگوها معمولاً در پنج دسته دیده میشوند:
- الگوهای انکار، زمانی که فرد احساسات واقعی خود را نادیده میگیرد و مراقبت از دیگران را جایگزین توجه به خود میکند
- الگوهای کمارزشدانستن خود، که با تردید در تصمیمگیری و احساس بیارزشی همراه است
- الگوهای اطاعت، جایی که فرد نیازها و نظرهایش را برای حفظ رابطه کنار میگذارد
- الگوهای کنترل، که در آن فرد میکوشد دیگران را مدیریت کند، در حالی که از نیازهای خود غافل میماند
- الگوهای اجتناب، که در آن فرد از صمیمیت واقعی و آسیبپذیر بودن در رابطه فرار میکند و فاصله عاطفی میگیرد
انجمن دوازدهقدمی کدا طراحی شده است تا به اعضایش کمک کند از روابط فرسایشی خارج شوند. بسیاری از کسانی که به کدا میپیوندند، در مقطعی از زندگیشان به احساسات خود شک کردهاند، نیازهایشان را نادیده گرفتهاند و برای تعریف هویت و ارزش خود، به دیگران نگاه کردهاند؛ به این امید که کسی بیرون از آنها بگوید چه احساسی داشته باشند، چگونه فکر کنند و چه کسی باشند.
در ادامه این مقاله، تجربه چند نفر از اعضای کدا را میخوانید؛ روایتهایی از زندگی واقعی، از رابطههایی که فرسودهکننده بودهاند و از مسیری که بعضیها برای بازگشت به خود و ساختن رابطهای سالمتر آغاز کردهاند.
کدا برای چه کسانی مناسب است؟
اگر جملههای زیر برایتان آشناست، احتمالاً الگوهای هموابستگی در روابطتان نقش دارند:
- تعیین حدومرز برایتان دشوار است و اغلب «نه گفتن» با احساس گناه همراه میشود
- برای حال دیگران احساس مسئولیت افراطی میکنید، حتی وقتی مسئولیت شما نیست
- از ترکشدن یا مخالفت دیگران میترسید و برای همین، نیازهای خودتان را کنار میگذارید
- ارزش شخصیتان به تأیید یا رضایت دیگران گره خورده است
- با وجود آسیبزا بودن یک رابطه، در آن باقی میمانید
- تلاش میکنید دیگران را کنترل یا «نجات» دهید تا حس امنیت پیدا کنید
بهبیان سادهتر، کدا برای هر کسی مناسب است که خسته از این الگوهاست و میخواهد رابطهای سالمتر بسازد؛ صرفنظر از سن، جنسیت یا نوع رابطه.
در جلسات کدا چه میگذرد؟
جلسات کدا بهصورت حضوری، آنلاین و حتی تلفنی برگزار میشوند و شرکت در آنها رایگان است؛ هیچ حق عضویتی گرفته نمیشود. هر جلسه معمولاً با خواندن بخشی از مطالب برنامه دوازدهقدم آغاز میشود و سپس اعضا، در صورت تمایل، تجربهها و احساسات خود را با گروه در میان میگذارند.
هیچکس مجبور به صحبت نیست؛ میتوان فقط گوش داد. گمنامی اعضا همیشه حفظ میشود و هیچ فرد یا مقامی جلسه را «رهبری» نمیکند. تفاوت اصلی کدا با رواندرمانی هم همینجاست: کدا یک گروه همتا و خودیاری است، نه جایگزینی برای درمان تخصصی یا مشاوره روانشناسی؛ اما میتواند مکملی ارزشمند برای آن باشد.
برای پیدا کردن نزدیکترین جلسه یا شرکت در جلسات آنلاین، میتوانید به وبسایت رسمی CoDA سر بزنید. (لینک: https://coda.org/find-a-meeting/online-meetings/)
هموابستگی در روابط عاطفی
یک ماه پیش، دوستپسر جنی به صورت او سیلی زد. پیش از آن، هر بار که تنشی میانشان رخ میداد، بازوی او را میگرفت یا موهایش را میکشید تا نتواند از اتاق خارج شود. جنی اگرچه بارها از این تجاوزها به حریم شخصیاش چشمپوشی کرده بود، اما سیلیای که به صورتش خورد، برایش خط قرمز بود؛ لحظهای که دیگر همهچیز از حد گذشته بود.
جنی، نام مستعار مدیر بانک بیستونه سالهای از تورنتو، میگوید: «من از همان اول برای خودم حد و مرز تعیین کرده بودم. البته در عمل به حد و مرزها خیلی خوب نیستم، اما فکر میکنم این یکی را بالاخره حفظ کردم.»
پس از آن اتفاق، جنی از دوستپسر سابقش که با اعتیاد به مواد مخدر و الکل دستوپنجه نرم میکرد، فاصله گرفت. او بهلحاظ قانونی اجازه ندارد به جنی نزدیک شود. همین جدایی به جنی کمک کرد متوجه شود تا چه اندازه خودش را فدای آن رابطه کرده بود. رابطهای که امروز خودش آن را «هموابسته» مینامد؛ رابطهای که در آن، احساس ارزشمندیاش به حضور فردی آسیبزا، غیرمسئول و مخرب گره خورده بود؛ فردی که از آسیبپذیری او تغذیه میکرد.
هفت سال پیش، در آغاز رابطه، جنی با وجود آگاهی از مشکلات اعتیاد و سوءمصرف مواد دوستپسرش، با خودش فکر کرده بود که از پس این وضعیت برمیآید. این اعتمادبهنفس از کجا میآمد؟ خودش میگوید: «در واقع تکرار رابطه من با پدرم بود.»
از صدها تحقیق و مقالهٔ تخصصی مجله اعتیاد در حوزهٔ روانشناسی اعتیاد استفاده کنید:.
نقش روانشناسی در درمان و بهبودی
نقش عزت نفس در گرایش به مصرف مواد

الگوهای هموابستگی از نگاه کدا
جنی درباره دوستپسر سابقش میگوید: «وقتی مشروب مینوشید یا مواد مصرف میکرد، من مثل یک بچه از او مراقبت میکردم؛ مطمئن میشدم به خودش یا دیگران آسیبی نمیزند و به وسایل من صدمهای وارد نمیکند. همیشه هوشیار و گوشبهزنگ بودم.» او میگوید همین الگو دقیقاً درباره پدرش هم وجود داشت.
جنی تجربهای مشابه را با مادرش نیز داشته است. او تعریف میکند که در کودکی، مادر خودشیفتهاش اغلب خسته، عصبانی و پراسترس از محل کار به خانه برمیگشت. جنی وظیفه خودش میدانست که هر طور شده مادرش را آرام کند؛ از شستن ظرفها گرفته تا تمیز کردن خانه و سکوتی منفعلانه.
او میگوید: «اگر او خوشحال بود، من هم میتوانستم خوشحال باشم. این توانایی به من حس کنترل میداد. وقتی کودک تبدیل به والدِ والدینش میشود، درک او از رابطه تغییر میکند. آنجا بود که یاد گرفتم مراقبت از کسی را با دوست داشتن اشتباه بگیرم. و همانجا گیر افتادم.»
این احساسِ ظاهراً آرامشبخشِ امنیت و کنترل که از دل چنین رابطهای بیرون میآید، میتواند بهتدریج سمی شود و حتی شکل خاصی از اعتیاد رفتاری ایجاد کند. افرادی مانند جنی برای مواجهه با این الگوها، گاهی به جلسات پشتیبانی گروهی روی میآورند؛ از جمله انجمن دوازدهقدمی هموابستگان گمنام، یا CoDA.
آلیس، یکی از اعضای انجمن دوازدهقدمی کدا در ایالت نیویورک، میگوید: «کاری که سیستم دوازدهقدمی واقعاً انجام میدهد این است که به آدمها کمک میکند، قبل از هر چیز، جایی را پیدا کنند که در آن درک میشوند. دیدن اینکه دیگران هم با مشکلاتی مشابه دستوپنجه نرم میکنند، به ما کمک میکند بفهمیم تنها نیستیم. بعد از آن، ساختار و ابزار سالمی در اختیارمان قرار میگیرد تا بتوانیم با هموابستگی مقابله کنیم.»
کمارزشی، هسته اصلی هموابستگی
آلیس، شصتوششساله، که سیزده سال است در جلسات انجمن هم وابستگان گمنام حضور دارد و به برگزارکنندگان جلسات بومی کمک میکند پیام کدا را مطابق دستورالعملهای رسمی به شرکتکنندگان منتقل کنند، هم وابستگی را به اعتیادهای شناختهشدهتری مانند الکل، غذا و سکس تشبیه میکند.
او توضیح میدهد که در شکلهای آشناتر اعتیاد، افراد به مواد مخدر یا رفتارهای ناسالم پناه میبرند تا از احساسات و موقعیتهایی که مواجهه با آنها برایشان دشوار است، فرار کنند. در روابط هموابسته، اما نقش «توانمند ساز» شکل دیگری دارد؛ فرد با اینکه از ریشههای تنش و نگرانی چشمپوشی میکند، همزمان مراقبت دائمی و وسواسگونهای از طرف مقابل به عهده میگیرد. رفتاری که هرچند سمی است، اما به او احساس ارزشمندی و کنترل میدهد.
آلیس میگوید: «فرض کنید در یک ازدواج، مرد بدقلق و بداخلاق است و نمیتواند راحت ارتباط برقرار کند. منِ هموابسته نمیتوانم این وضعیت را تحمل کنم. عصبی میشوم و با خودم میگویم: اوه نه، باز عصبانی آمد خانه. حتماً از دست من ناراحت است.»
چنین افکاری معمولاً نشانهی فقدان عزت نفس در فرد توانمندساز است؛ عاملی که هستهی اصلی هموابستگی را شکل میدهد. در این وضعیت، فرد تلاش میکند هر حالت ناراحتکنندهای را که دوست، همکار یا یکی از اعضای خانواده تجربه میکند، از بین ببرد تا تنش و تعارض به حداقل برسد.
آلیس در ادامه این گفتوگوی درونی فرضی میگوید: «شروع میکنم به انجام کارهایی که فکر میکنم حال او را بهتر میکند. برایش استیک درست میکنم، نوشیدنی میریزم تو لیوان… هر کاری لازم باشد انجام میدهم تا به خودمان کمک کنم خوشحال باشیم.»
اما این تلاش مداوم برای کاهش تنش، اغلب فقط چرخهی رفتار توانمندساز را تقویت میکند؛ چرخهای که طرف مقابل ممکن است از آن لذت ببرد و حتی ناخودآگاه آن را تشویق کند.
آدام جابلین، مربی زندگی چهلوپنجسالهای که در حوزه اعتیاد و بهبودی تخصص دارد، در اینباره میگوید: «اینکه به کسی که دوستش دارید فکر کنید خوب است؛ اما سؤال اینجاست: خودتان کی قرار است در لحظه زندگی کنید؟»

مجله اعتیاد etiad.org منبعی مستقل و غیرتجاری است که با تکیه بر مقالات علمی، آموزش، پیشگیری و درمان اعتیاد را برای افراد و خانوادهها فراهم میکند. مقالات مرتبط:
انواع مواد مخدر؛ اثرات و خطرات
هموابستگی؛ اعتیادی پنهان
آدام جابلین میگوید ریشه بسیاری از الگوهای «هم وابستگی» را میتوان در رابطههای اولیه، بهویژه رابطه والد و فرزند، پیدا کرد؛ رابطهای که بعدها در بزرگسالی و البته در قالبی متفاوت، خودش را نشان میدهد. با این حال، او تأکید میکند که در سطحی محدود، مقدار کمی از رفتار هموابسته نهتنها غیرطبیعی نیست، بلکه میتواند نشانه یک رابطه سالم و پیوند عاطفی قوی باشد.
جابلین درباره خودش میگوید: «اگر همین حالا تلفن همراهم را نگاه کنید، شاید فکر کنید من به شکلی به فرزندانم هموابستهام.»
او توضیح میدهد که طبیعی است والدین، بهویژه در شرایطی مانند دوران پاندمی، بیشتر نگران فرزندانشان باشند و مرتب از حال آنها باخبر شوند؛ اما این رفتار بهخودیخود نشانه اختلال هموابستگی نیست.
«من دنبال تأیید گرفتن از دختر یا پسرم نیستم و آنها را کنترل نمیکنم که مثلاً امروز چه خوردهاند یا کجا بودهاند.»
به گفته جابلین، تفاوت اصلی در همینجاست. هموابستگی زمانی شکل میگیرد که ارزش فرد به واکنش، رضایت یا تأیید دیگری گره میخورد؛ آنهم در حالی که طرف مقابل، انسانی مستقل با اراده و انتخابهای خودش است. او به همین دلیل، هموابستگی را یکی از پیچیدهترین و دشوارترین انواع اعتیاد میداند؛ اعتیادی که به تعبیر خودش «مرگبار» است و غلبه بر آن آسان نیست.
با این حال، همانطور که جامعه پزشکی اعتیاد آمریکا American Society of Addiction Medicine در تعریف اعتیاد تأکید میکند، این اختلال قابل درمان است.
سارا، یکی دیگر از اعضای انجمن هموابستگان گمنام در سیاتل، داستانی مشابه جنی دارد. او نیز با پدری الکلی و مادری خودشیفته بزرگ شده و میگوید حضور یکسالهاش در برنامه دوازدهقدمی کدا «به بهبودی تکتک بخشهای زندگیاش کمک کرده است».
سارا که در حوزه کسبوکار فعالیت میکند، میگوید: «حالا در بدن خودم احساس راحتی میکنم. میتوانم تواناییها و خطاهایم را بدون قضاوت، با نگاهی مهربان ببینم. دیگر ایگو و خودمحوری دیگران روی من اثر سابق را ندارد و میتوانم آنها را شفافتر ببینم.»
مدتی کوتاه پس از شروع برنامه، رابطه چهارساله سارا با دوستپسرش که با هم زندگی میکردند، برای مدتی به پایان رسید. اما برخلاف رابطههای قبلی، دوستپسر فعلی او هرگز رفتار خشن یا تحقیرآمیز نداشت. سارا میگوید هر دوی آنها از آن زمان روی خودشان کار کردهاند. دوستپسرش با اختلال کمتوجهی/بیشفعالی زندگی میکند، تجربه آسیب روانی داشته و ممکن است او هم الگوهایی از هموابستگی را تجربه کند.
آنها حالا حدود هفت ماه است دوباره با هم هستند و بهتدریج درباره زندگی مشترک تصمیم میگیرند. سارا میگوید: «رابطه ما حالا سالمتر است. من قبلاً نمیتوانستم حد و مرز تعیین کنم، نمیتوانستم گفتوگوی سالم داشته باشم و هر اختلافی را بدون واکنش شدید پشت سر بگذارم.»
سارا، مانند آلیس و جنی، میگوید جلسات کدا او را وارد یک جامعه حمایتی کرده است؛ جایی که به او کمک کرده از احساس انزوا بیرون بیاید و در صورت لغزش، دوباره به قدمهای ابتدایی برنامه بازگردد. او همچنان روی قدمهای دیگر کار میکند، هرچند خودش اذعان میکند پذیرش نقصها بدون احساس گناه یا شرم، هنوز برایش آسان نیست.
با این حال، سارا امروز با اطمینان و آرامش از مسیر رشد خود صحبت میکند. او حالا در جلسات نقش گرداننده را بر عهده دارد؛ نقشی که در انجمنهای دوازدهقدمی به معنای قدرت یا سلسلهمراتب نیست، بلکه خدمتی داوطلبانه است. به گفته خودش، تلاش میکند به اعضا کمک کند «طبق عادت قدیمیشان، از نیازها، خواستهها و قدرت شخصی خود در برابر کسانی که آنها را مرجع میبینند، صرفنظر نکنند.»

بهبودی شرایط زندگی در انجمن کدا
همانطور که در این گزارش میبینید، تمام افرادی که با آنها گفتوگو شده زن هستند؛ موضوعی که نه از پیش برنامهریزی شده بود و نه نویسنده تلاشی برای هدایت آن کرده بود. با این حال، الگوهای هموابستگی محدود به یک جنسیت خاص نیستند و مردان نیز به همان اندازه ممکن است این الگوها را در روابط خود تجربه کنند.
با این حال، اگرچه اصطلاح «هموابستگی» codependency این روزها بهطور گسترده در گفتوگوهای روزمره درباره روابط به کار میرود و به تعبیر نشریه ساینتیفیک امریکن، تا حدی «بوی روانشناسی عامهپسند» گرفته است، هم سارا و هم آدام جابلین—که از حامیان جدی برنامههای دوازدهقدمی مانند کدا هستند—معتقدند این مشکل بسیار عمیقتر و فراگیرتر از چیزی است که معمولاً تصور میشود.
جابلین، با تکیه بر سالها تجربه کار با افراد درگیر اعتیاد، میگوید بارها با کسانی روبهرو شده که برای ترک مواد وارد برنامههای درمانی شدهاند، اما در ادامه فهمیدهاند ریشه اصلی سوءمصرف آنها نه خود ماده، بلکه نوع ارتباطشان با دیگران بوده است. سارا نیز به این نتیجه رسیده که رفتارهای هموابسته عملاً در فرهنگ رایج ما عادیسازی شدهاند. او میگوید: «این الگوها را همهجا میبینیم؛ در فیلمها، سریالها، و حتی در ترانههای عاشقانه.»
او از مخاطب میپرسد: چند فیلم میتوانید نام ببرید که در آن، یک زوج نه از سر ناامیدی، بلکه بر پایه شناخت و تفاهم وارد رابطه میشوند؟ نمونههایی مانند «بیخواب در سیاتل» یا «جری مکگوایر»، با وجود محبوبیتشان، دقیقاً بر همین الگوهای آشنا و تکرارشونده بنا شدهاند.
با این همه، جنی و بسیاری از کسانی که مسیر کدا را جدی دنبال میکنند، امیدوارانه به ادامه درمان، بهبود کیفیت زندگی و در نهایت، ساختن رابطههایی سالمتر از آنچه پیشتر تجربه کردهاند، نگاه میکنند.
جنی درباره حضورش در این انجمن میگوید: «این واقعیترین تجربه زندگی من بوده است. همین که میدانم افرادی آنجا هستند که تجربهای شبیه من داشتهاند، برایم کافی است تا احساس کنم ارزشمندم.»
مهم نیست مسیر بهبودی تا چه اندازه احساسی و پرفرازونشیب باشد؛ انجمن کدا از اعضایش استقبال میکند. به قول سارا، تنها شرط حضور در هموابستگان گمنام، تمایل به داشتن روابط سالم و بامحبت است.
جمعبندی
کدا برای بسیاری از اعضایش، فقط یک انجمن یا برنامه درمانی نیست؛ جایی است که برای نخستین بار بدون قضاوت دیده میشوند. جایی که میفهمند خستگیِ مزمن از رابطهها، فداکاری افراطی و فراموشکردن خود، نقص شخصیتی یا ضعف اخلاقی نیست، بلکه الگویی آموختهشده و قابل تغییر است.
داستان جنی، آلیس و سارا نشان میدهد هموابستگی میتواند سالها در پسِ نقش مراقب، همسر فداکار یا فرزند مسئول پنهان بماند و حتی به شکل عشق، تعهد یا وفاداری تعبیر شود. اما همین الگوها، اگر دیده نشوند، به فرسودگی، خشم پنهان و روابط آسیبزا میانجامند.
کدا مسیری آسان یا فوری وعده نمیدهد، آنچه ارائه میکند، فضایی حمایتی و بدون قضاوت برای دیدن حقیقت، یاد گرفتن حد و مرز، و بازگشت تدریجی به خود است.
ترجمه: آزاده اتحاد/مجله اعتیاد etiad.org
سوالات متداول
کدا چیست؟ +
کدا یعنی چه؟ +
در جلسات کدا چه اتفاقی میافتد؟ +
آیا کدا برای همه مناسب است؟ +
هموابستگی چیست و چه نشانههایی دارد؟ +
FURTHER READING
Stahl, M. (2021). Welcome to Co-Dependents Anonymous, Where Adults Seek Treatment for Addictions to Other People, InsideHook.
این لینک
Morgan, J. P. Jr. (1991). What is codependency?, Journal of Clinical Psychology.
این لینک
Cowan, G., Bommersbach, M., & Curtis, S. R. (1995). Codependency, loss of self, and power, Psychology of Women Quarterly.
این لینک
Panaghi, L., et al. (2016). Living with addicted men and codependency: The moderating effect of personality traits, Family Research Institute, Shahid Beheshti University.
این لینک
Bhowmick, P., et al. (2001). Social support, coping resources and codependence in spouses of individuals with alcohol and drug dependence, Department of Psychiatry, All India Institute of Medical Sciences.
این لینک
Bacon, I., et al. (2018). The lived experience of codependency: An interpretative phenomenological analysis, International Journal of Mental Health and Addiction.
این لینک
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهد.