در این مقاله، به بررسی قدم اول بهبودی در انجمنهای معتادان گمنام و الکلیهای گمنام میپردازیم و اهمیت آن را از نظر علمی و روانشناختی توضیح میدهیم.
قدم اول در برنامه بهبودی بر این واقعیت تأکید دارد که فرد معتاد به مواد مخدر یا الکل کنترل خود بر مصرف این مواد را از دست داده است و زندگیش بهخاطر آن آشفته شده است. عبارت کلیدی در این قدم «ما اعتراف کردیم که در برابر اعتیاد خود ناتوان بودیم» است. در مقابل مواد مصرفی خود هیچ قدرتی نداشتیم. به بیان دیگر، فرد میپذیرد که در برابر مادهٔ مصرفی خود قدرتی ندارد. این قبول کردن واقعیت، برای بسیاری از افراد نخستین گام عملی در مسیر بازگشت به یک زندگی سالم و معنادار است.
اهمیت روانشناختی قدم اول
بسیاری از مطالعات روانشناختی نشان دادهاند که «پذیرش و آگاهی از مشکل» نخستین شرط هر نوع تغییر پایدار است. بر اساس پژوهشهای علمی–دانشگاهی، زمانی که فرد به ناتوانی خود در برابر اعتیاد اعتراف میکند، نخستین گام را به سوی خودآگاهی برمیدارد؛ عاملی که یکی از پایههای اصلی موفقیت در درمانهای وابستگی محسوب میشود.
این فرایند، فرد را از فشارهای روانی ناشی از انکار دور میکند و او را برای درخواست کمک و ورود به مسیر بهبودی آمادهتر میسازد.

درک مفهوم بی قدرتی
در اعتیاد، «بیقدرتی» به ناتوانی در کنترل مصرف یا ترک مواد مخدر و مشروبات الکلی اشاره دارد، حتی با وجود پیامدهای منفی. این حالت وابستگی شدید، فرد را وادار به ادامه مصرف میکند و زندگی او و خانوادهاش را به خطر میاندازد.
درک بیقدرتی powerlessness چالشبرانگیز است، زیرا اغلب با «ضعف» اشتباه گرفته میشود. اما در مسیر بهبودی، قبول کردن بیقدرتی نشانه قدرت است. در جامعه امروز، انتظار داریم همه مشکلات را به تنهایی حل کنیم و بر چالشها غلبه کنیم. اما در برنامههای بهبودی، پذیرش بی قدرتی به معنای رها کردن چیزهایی است که خارج از کنترل ما هستند و تکیه بر حمایت دیگران و قدرتی برتر. این فرایند به معنای تسلیم است.
یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین قدمها در الکلیهای گمنام (AA) و معتادان گمنام (NA)، پذیرش عجز و ناتوانی در برابر اعتیاد است. در ابتدا ممکن است عجیب به نظر برسد—آیا برای غلبه بر اعتیاد نیازی به اراده قوی نیست؟ اما حقیقت این است که اراده فردی به تنهایی نمیتواند اعتیاد را مهار کند. قدرت اعتیاد فراتر از اراده شخصی است. اهریمن اعتیاد خیلی قوی است.
پذیرش بیقدرتی اولین گام برای درک بزرگی مشکل است و به فرد امکان میدهد از خداوند یا قدرتی برتر کمک بخواهد. این گام از فرایند ۱۲ قدمی، بر تأثیر عمیق مواد بر زندگی تأکید دارد. مفهوم بیقدرتی نخستین بار در جلسات الکلیهای گمنام شکل گرفت و اکنون اساس بسیاری از برنامههای بهبودی است.

مقالات مرتبط در مجله اعتیاد etiad.org
مؤثرترین راه برای پرهیز از الکل
مسوولیت پذیری و رهایی از اعتیاد
اعتراف به عجز و بیقدرتی در برابر الکل و مواد مخدر میتواند برای بسیاری از معتادان رهاییبخش باشد. این شما را آزاد میکند تا زمان و انرژی خود را روی چیزهایی متمرکز کنید که تحت کنترل شما هستند. شاید شما با کلمات دعای آرامش که معمولاً در جلسات AA و NA خوانده می شود آشنا باشید. شامل این خط است: «به من این توانایی را بده تا آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم بپذیرم. شجاعت برای چیزهایی که می توانم؛ و خرد برای دانستن تفاوت.» ناتوان بودن در برابر اعتیاد به این معنی نیست که به طور کلی ناتوان هستید! در برنامههای بهبودی، در جلسات بهبودی با شناسایی کمبودهای شخصیتی، ما روی این مرحله کار می کنیم.
مسئولیت پذیری و تشویق در جلسات و درمان، قدرت رازداری را در جایی که اعتیاد رشد میکند، از بین میبرد. این به تقویت مسئولیتپذیری کمک میکند و محل حمایت عمیقی است. آنچه در گروهی از افراد اتفاق میافتد وقتی به ناتوانی در برابر اعتیاد اعتراف میکنند، خود یک قدرت است.
قبول کردن همهچیز، به همان شکلی که هست
ما در واقع اعتراف میکنیم که داریم با یک بیماری زندگی میکنیم که ترکیب شیمیایی مغز را تغییر میدهد. این به خاطر ضعف یا بیارادگی نیست. کسی که از این بیماری رنج میبرد، به اختیار خودش در این مسیر پیش نرفته و کنترل از دستش خارج نشده است، و ذاتاً بیارزش یا بدطینت نیست.
اقرار به ناتوانی به این معناست که تلاش یا تمرین یا خویشتنداری قرار است نحوه اثرگذاری مواد یا الکل روی مغز را تغییر دهد، در نتیجه این اولین قدم در مسیر طولانی بهبودی است. وقتی دو یا ده یا بیست سال هوشیار باشید، باز هم در مقابل الکل یا مواد مخدر قدرتی نخواهید داشت. در واقع، هر کس به هر چیزی در زندگیاش اعتیاد پیدا کند، در مقابل آن ناتوان خواهد بود؛ به همین خاطر، اعتیاد یک بیماری مادام العمر و بهبودی فرایندی مادام العمر است.
قدم اول بهبودی مربوط میشود به پذیرش چیزهایی که هست و چیزهایی که نیست. این مرحله دروازهای به سوی آزادی و نشاندهنده پیشرفت است. هرچه در طول این مرحله پیش میرویم از عدم آگاهی به سمت آگاهی از واقعیت این بیماری و امکان تغییر حرکت میکنیم. کمکم به این باور میرسیم که میتوانیم به شیوه متفاوتی زندگی کنیم.
در واقع، بیشتر معتادها و الکلیها وارد فرایند درمان نمیشوند، چرا که فکر میکنند واقعاً ناتوانند و زندگی آنها قابل کنترل نیست. گاهی حتی منکر این میشوند که مشکلی دارند. مثلاً میگویند: «صرفاً چند تا نوشیدنی است. اگر بخواهم میتوانم ترک کنم.» بعضی ممکن است اعتیادشان را ناچیز جلوه دهند یا آن را توجیه کنند: «میتوانست بدتر باشد. شما درک نمیکنید. اگر شما هم زندگی من را داشتید، حتماً مصرف میکردید.»
معمولاً مراجعانی که خواهان ترک اعتیاد خود هستند، به عنوان بخشی از فریند درمان، از قدم اول خود تراز میگیرند و فهرستی از ناتوانی و غیر قابل کنترل بودن جنبههای مختلف زندگیشان تهیه میکنند. این کار باعث میشود نسبت به آسیبی که این بیماری به زندگیشان زده است آگاهی پیدا کنند. وقتی آسیبها را روی کاغذ میآورید متوجه میشوید که کنترلی روی آن لحظات نداشتهاید.

قدم اول بهبودی
قدم اول الکلیهای گمنام میگوید: ما پذیرفتیم که در مقابل الکل قدرتی نداشتیم و اختیار زندگیمان از دستمان خارج شده بود. معتادان گمنام کلمه «اعتیاد» را جایگزین «الکل» میکند.
اولین سؤالی که به ذهن میآید این است که چرا اولین قدم با اظهار عجز، ناتوانی و بی قدرتی آغاز میشود؟ بیقدرتی در اعتیاد چیست؟ ممکن است شما جواب دهید تا کسی قبول نکند که مشکل دارد، دنبال حلش نمیرود و معتاد ابتدا باید قبول کند که معتاد است و آنگاه در صدد بهبودی برآید.
قدم اول در انجمن معتادان گمنام به عنوان اساسیترین گام در فرآیند بهبودی شناخته میشود. پذیرش این واقعیت که فرد قادر به کنترل اعتیاد خود نیست و نیاز به کمک دارد، اولین قدم به سمت رهایی از اعتیاد است. تحقیقات نشان دادهاند که افرادی که قدم اول را با صداقت کامل طی میکنند، بیشترین شانس موفقیت در برنامههای بهبودی دارند. این قدم باعث میشود تا فرد به تدریج از «حالت انکار» خارج شود و برای مقابله با اعتیاد خود آماده شود.
در کتابهای اِناِی برای توجیه عجز چنین آمده است:
«وقتی ما به عجز و بیقدرتی خود در ادارهٔ زندگیمان اقرار کنیم، دریچهای را برای دریافت کمک از یک نیروی برتر به روی خود باز کردهایم.»
از این عبارات که از کتاب الکلی های گمنام اقتباس شده، به خوبی برمیآید که بیل ویلسون به این دلیل اقرار به بیقدرتی را لازم میشمارد که زمینهٔ حضور نیروی برتر را در زندگی معتادان فراهم کند. وی گفته اگر نپذیریم که ناتوانیم هیچگاه اجازه نمیدهیم که پای نیروی برتر به زندگمان باز شود و هیچ گاه خود را نیازمند به نیروی برتر نخواهیم دید. اما اگر بگوییم هنوز قدرت داریم، در حقیقت مانع شدهایم که نیروی برتر را به کمک بطلبیم.
پشتیبانی علمی از برنامههای ۱۲ قدمی
مطالعات علمی متعددی مؤثر بودن «برنامههای ۱۲ قدمی» را در بهبود وضعیت افراد معتاد به مواد مخدر تأیید کردهاند. یکی از این مطالعات در دانشگاه استنفورد نشان داد که برنامههای ۱۲ قدمی باعث افزایش امیدواری، کاهش تنهایی و بهبود سلامت روانی افراد معتاد میشود. در این پژوهش مشخص شد که شرکت در جلسات گروهی به معتادان کمک میکند تا حمایت عاطفی بیشتری دریافت کنند و به تدریج از اعتیاد رها شوند.
تاثیر جلسات گروهی
مطالعات دانشگاهی نیز نشان دادهاند که شرکت در جلسات گروهی انجمن معتادان گمنام تأثیر مثبتی بر روند بهبودی دارد. یک مطالعه در دانشگاه ییل نشان داد که گروهدرمانی میتواند احساس تنهایی و انزوای افراد معتاد را کاهش دهد و به آنها کمک کند تا با انگیزه بیشتری به سمت ترک مواد حرکت کنند (Miller et al., 2018). علاوه بر این، ارتباط با افراد دیگر که با همان چالشها مواجه هستند، به افراد امید و انگیزه مضاعف میدهد.
کلام آخر
قدم اول بهبودی در انجمن معتادان گمنام و الکلی های گمنام یکی از مهمترین و اساسیترین گامها در بهبودی از اعتیاد است. پذیرش ناتوانی در کنترل اعتیاد، همراه با شرکت در جلسات گروهی و استفاده از حمایتهای عاطفی و روانی که در برنامه ۱۲ قدمی فراهم میشود، باعث میشود فرد به تدریج از چرخه اعتیاد خارج شود و به یک زندگی سالمتر بازگردد. منابع دانشگاهی متعددی نیز تأیید کردهاند که این برنامه یکی از موفقترین روشها برای درمان اعتیاد است.
تحریریه مجله اعتیاد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهد.