تاریخ انتشار:
اشتراک گذاری:
224

فروتنی یا تواضع، مفهوم بسیار مهم و در عین حال پیچیده‌ای در زیست انسان به طور کلی و انسانِ سابقاً معتاد در حال گذر از فرایند بهبودی است. حالتی انسانی است که اگرچه عموماً وجود و تجلی آن در آدمی از سوی همگان در جامعه تشویق می‌شود، احتمال غیرواقعی و ناخالص بودن و در عین حال، جلوه منفی آن در افراد بسیار زیاد است. این چنین است که ما در جامعه شاهد انسان‌هایی هستیم که در عین تظاهر به فروتنی، پر از غرور و تکبرند؛ یا کسانی که از سر ضعف یا خودضعیف‌پنداری خود را ناگزیر از تواضع می‌دانند. بدیهی است که در هر دو دسته این فروتنی غیرواقعی پوششی است برای نقصان‌ها یا عیوب شخصیتی که در نتیجه عدم شناخت صادقانه خود پدید آمده است. در دسته اول، فروتنی نه یک ویژگی درونی که نقابی برای پوشاندن غرور و تکبری است که در نتیجه امتیازات بیرونی و حاصل از بلندپروازی‌های مادی‌گرایانه در آنها شکل گرفته است. آنها این فروتنی را  همچون تکلیفی اجباری مشق می‌کنند، چرا که به زعم‌شان انسان بزرگ (صاحب ثروت، مدارج علمی، قدرت، زیبایی و …) به واسطه این بزرگی ذاتی یا اکتسابی باید از خود غرور یا تواضع تصنعی نشان دهد؛ و طبعاً انسانِ از نگاه آنها ضعیف نه باید غرور داشته باشد و نه تواضع. به قول کنفسیوس بزرگ، مرد بزرگ به خود سخت مي‌گيرد، مرد کوچک به ديگران. 

انسان به ذات و به طور ویژه در دنیای امروز، به واسطه تبلیغ رسانه‌ها و دستگاه‌های حکومتی جهانی متمرکز بر خود یا نفس است. همین تمرکز بیش از اندازه بر خود که نتیجه مادی‌گرایی است، انسان را از فروتنی دور و به سمت خودشیفتگی سوق می‌دهد. چرا که هر چه انسان خودشیفته‌تر باشد، سوء‌استفاده مادی از او آسان‌تر خواهد بود. بدون شک توجه به درون و معنویت، جیب‌های صاحبان سرمایه و غول‌های تولید خوراک، پوشاک ورا پر پول نمی‌کند. و سر شهروندان این کره خاکی را به امور روزمره این‌دنیایی گرم نگه نمی‌دارد تا توجه‌ها از جریانات حاکم، منابع اصلی، ارزش و حقوق انسانی به‌حق‌شان دور بماند. از سویی، تشویق به فروتنی منفی یعنی سوق دادن افراد به خودکم‌بینی هم همین تأثیر و کاربرد را دارد. به عبارت دیگر، تمرکز افراطی دروغین بر معنویات و افتادگی تصنعی و ناآگاهانه از انسان برده‌ای در اسارت بالادست خود می‌سازد (این بالادست می‌تواند حاکم پدر، همسر، رئیس یا حتی دوست باشد). 

بنابراین ما همه، معتاد یا غیرمعتاد، نیاز داریم با مفهوم حقیقی و روشن فروتنی در زندگی انسانی آشنا شویم تا بتوانیم شکل درست آن را اجرا کنیم. چنانچه ویل دورانت می‌گوید: «تمام تاریخ بشر در حکم نقطه ناچیزی در فضاست و نخستین درس آن فروتنی استمجله «اعتیاد» در ادامه تلاش می‌کند مفهوم فروتنی را به عنوان یک ویژگی پسندیده و ارزشمند، یک فضیلت، بررسی و از آن دفاع کند.

اهمیت فروتنی در بهبودی

همه، معتاد یا غیرمعتاد، نیاز داریم با مفهوم حقیقی و روشن فروتنی در زندگی انسانی آشنا شویم تا بتوانیم شکل درست آن را اجرا کنیم

فروتنی چیست؟

فضیلت فروتنی فقدان هوشمندانه و آگاهانه دغدغه نسبت به اهمیت نفس است؛ منظور از اهمیت نفس در واقع خودمهم‌پنداری با خودبزرگ‌بینی‌ افراطی است که می‌تواند بسته به موقعیت اجتماعی، افتخار، دستاورد، برتری، پرستیژ، امتیازات ویژه یا قدرت در افراد به وجود آید. انسان فروتن حقیقی درون‌نگر است. او به مرحله‌ای از آگاهی رسیده است که بر اساس پذیرش تمام جنبه‌های وجودی خودش بنا شده است. او این فروتنی را از شناخت درست خود (و نه نزول از ارزش و شأن خود) و توجه متعالی به جهان پیرامون به دست آورده است. او دیدگاه واقع‌بینانه‌ای نسبت به خود و جایگاهش در جهان دارد. ارزش و اهمیت او در برچسب‌ها و دستاوردها و ویژگی‌های بیرونی‌ای که به او اطلاق می‌شود، نیست. و توجه متعالی به آن معناست که می‌داند همه‌ انسان‌ها به یک اندازه از ارزش و ویژگی‌های خوب برخوردارند و هیچ امتیاز بیرونی‌ای، کسی را بر کسی ارجح نمی‌کند. البته توجه به این نکته مهم است که فروتنی به معنای مهمان‌نوازی، ادب یا رفتاری مهربانانه و دوستانه نیست؛ بلکه در نتیجه صادق بودن با خود و حاصل از نوعی احساس قدرتمند همدردی و ترحم با و برای بشریت است. 

فروتنی یعنی رهایی از غرور و خودمحوری، یعنی آزادی از تکبر و جاه‌طلبی منفی. یعنی خاکی بودن. با وجود این، چرا ابراز فروتنی برای ما چالش برانگیز است؟ آیا به این دلیل است که ما اغلب نمایش فعال آن را به عنوان نشانه‌ای از ضعف سوءتعبیر می‌کنیم؟ خوب است بدانیم که ارزش و اهمیت مفهوم فروتنی در دین و فلسفه به اندازه‌ای است که بسیاری آن را مادر تمام فضایل می‌دانند (البته در حوزه فلسفه و سایر حیطه‌های علوم انسانی بحث و جدل بر سر این مفهوم زیاد است که پرداختن به آن از حوصله این مقاله خارج است). 

فروتنی در زمره اخلاقیات؛ ابعاد روحانی فروتنی

تواضع و فروتنی ناشی از احترام به خداوند است و تصدیق‌کننده اینکه فقط خدا سرچشمه همه خوبی‌هاست. بنابراین پاداش فروتنی از منظر معنوی شگرف است. فروتنی منجر به ایجاد امید می‌شود و امید در اصطلاح ارسطویی، انگیزه یا اشتیاق برای دستیابی به سعادت در آینده است. فروتنی سبب تشخیص نقص و محدودیت‌های خود در مقایسه با صفات خوب دیگران می‌شود.

فروتنان ثروت دارند از نوعی که مهم‌تر است. آنها افتخار دارند از نوعی که پایدارتر است. فروتنی منشاء نوع دیگری از پادشاهی است. آنها قدرت درونی و غنای وجودی را رشد می‌دهند و تقدسِ لحظه‌های معمولی را می‌بینند. شاید کلید فروتنی، دیدن زندگی به عنوان سفری به سمت پرورش آن ویژگی‌هایی باشد که بهترین‌ها را در خود و دیگران به وجود می‌آورد و این دنیا را به مکانی بهتر تبدیل می‌کند.

فروتنی

انسان فروتن حقیقی درون‌نگر است. او به مرحله‌ای از آگاهی رسیده است که بر اساس پذیرش تمام جنبه‌های وجودی خودش بنا شده است

در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید

در جستجوی صداقت

صخره را رها کن: قدم‌های ششم، هفتم و پیامد چندگانه قدم دهم

ابعاد روانی فروتنی

تحقیقات روانشناختی در مورد فروتنی طی دهه‌های گذشته بسیار پیشرفت کرده است. روانشناسان از آن جهت فروتنی را الگوی رفتاری مهمی می‌شمارند که معتقدند عدم فروتنی برای بعضی‌ها یک اختلال شخصیت است و مانعی واقعی در ایجاد روابط سالم با دیگران. در مطالعات انجام‌شده، علم روانشناسی نشان می‌دهد که فروتنی می‌تواند دو شکل متمایز داشته باشد؛ فروتنی قدرشناسانه و خودزنی به نام فروتنی.

فروتنی قدرشناسانه در اثر موفقیت در شناخت فردی به وجود می‌آید و باعث می‌شود فرد هم به ارزش خود و هم دیگران به طور فعالانه و عملی آگاه شود و احترام بگذارد. این شکل از فروتنی با تمایلاتی مانند غرور اصیل و منزلت مبتنی بر اعتبار مرتبط است. در مقابل، نوع دوم فروتنی، به دلیل عدم موفقیت در شناخت خود و دیگران به وجود می‌آید و منجر به ارزیابی منفی نسبت به خود و دیگران می‌شود (که در غالب خودکم‌بینی و حسادت خود را نشان می‌دهد). این شکل از فروتنی، با تمایلاتی مانند کوته‌فکری، شرم مزمن، عزت نفس پایین، تملق، نوکرمآبی و تسلیم نابجا همراه است. 

معتاد فروتن

روبرو شدن با شکست، سبب سقوط عزت نفس ما می‌شود. ناگهان احتمال اینکه با پرخاشگری رفتار کنیم، دیگران را سرزنش کنیم، منابع را نابود سازیم و به طور کلی در خلاف جهت بهبودی حرکت کنیم، افزایش می‌یابد. ما افراد بد یا ناشایستی می‌شویم و این می‌تواند طولانی‌کننده مسیر بهبودی باشد. اما برای افراد فروتن این‌چنین نیست. آنها وقتی در انجام کاری شکست می‌خورند یا انتظارات را برآورده نمی‌کنند، این درک را دارند که آنها نیز مانند بقیه انسان هستند. 

برای یک معتاد، فروتنی، پس از صداقت و از جایی آغاز می‌شود که خود را یک معتاد معرفی می‌کند. اکنون ایجاد طعم فروتنی بهتر از تن دادن به نواقص خواهد بود. ما مسئولیت اشتباهات خود را بر عهده می‌گیریم و آنها را اصلاح می‌کنیم، به عقاید دیگران گوش می‌دهیم و فروتنانه از توانایی‌های خود بهره می‌بریم. معتادی که تواضع کافی ندارد، فاقد خودآگاهی و همدلی بوده و اغلب نسبت به انتقاد حساسیت بالایی دارد. او اغلب در مشارکت‌ها اغراق می‌کند و مدعی است که در بسیاری موارد گوناگون، متخصص است.

الزام فروتنی

فروتنی به معنای خود را کم دیدن و کم دانستن نیست، بلکه رفتاری بر اساس شناخت از ویژگی‌های خوب و همچنین محدودیت‌هایی است که همه ما خواه‌ناخواه با آن روبه‌رو هستیم. در همین چارچوب، عزت نفس احساسی است که ما نسبت به خود داریم و می‌توان ادعا کرد که نه تنها عزت نفس با فروتنی سازگار است و ارتباط دارد، بلکه فروتنی برای رشد این ویژگی کاملاً ضروری است. از سویی دیگر، فروتنی به سایرین نیز اجازه ابراز وجود می‌دهد. از این منظر که شخص فروتن قادر به تشخیص اهمیت و حقوق به‌حق دیگران است.

پیامد فروتنی

ارزش ذاتی ما به عنوان نوع بشر، بیشتر از چیزهایی مانند حقوق ماهیانه چندین‌رقمی، ظاهر یک سوپراستار سینما، ارتقاء پست و مقام و یا تعداد دوستان در شبکه‌های اجتماعی است. می‌توان فرصت زندگی را به عنوان یک مدرسه در نظر گرفت که اگرچه در آن هیچ‌یک از ما کامل نیستیم، بدون تأثیر منفی بر عزت نفس خود، می‌توانیم ایده‌ها را پرورش دهیم و با توجه مناسب به توصیه‌ها و انتقادات جدید، روی محدودیت‌های خود کار کنیم و آنها را بهبود بخشیم. یکی از بزرگ‌ترین پاداش‌های تواضع، آزادی درونی در برابر محافظه‌کاری است؛ آن قسمت‌هایی از زندگی‌مان که سعی می‌کنیم از خود و دیگران پنهان کنیم. این توانایی به تنهایی یک نیروی درونی شگفت‌انگیز را پرورش می‌دهد. پیامد مستقیم فروتنی، آموزش‌پذیری و رشد است.

اگر گاندی نمونه‌ای از عملکرد و قابلیت یک رهبر متواضع باشد، پیامد فروتنی در بیان او این‌گونه تجلی می‌یابد:

من ادعا می‌کنم فردی ساده هستم و مانند هر بشر فانی دیگری خطا می‌کنم. من فروتنی کافی برای اعتراف به خطاهای خود و بازپس‌گیری قدم‌هایم را دارم.

اما مزایای فروتنی تنها به رهبران ما اختصاص نمی‌یابد. این ویژگی دوست‌داشتنی، جدا از این، برای ما و روابط ما خوب است. به عنوان مثال، افراد متواضع اضطراب را به طور مؤثرتری کنترل می‌کنند و سطح بالاتری از سلامت جسمی و روانی را گزارش می‌دهند. آنها همچنین سخاوت، کمک و شکرگزاری بیشتری از خود به نمایش می‌گذارند؛ همه مواردی که فقط و فقط ما را به دیگران نزدیک‌تر کنند.

بررسی مفهوم و اهمیت فروتنی

فروتنی در بهبودی برای ما حالتی معنوی است که باعث می‌شود در جایگاه خود قرار بگیریم، با کسی جنگ نداشته باشیم، خود را به عنوان یک انسان که هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت دارد، بپذیریم

نقطه مقابل فروتنی

مرز بین بعضی صفات پسندیده و ناپسند بسیار باریک است. اما با روشن شدن ضوابط و معیارها، این مرزها نیز شفاف‌تر خواهند شد. در همین چارچوب، غرور شاخص‌ترین ویژگی افرادی است که دچار فقدان فروتنی هستند. کلمه غرور در معنای اصیل آن، بالقوه می‌تواند بیانگر شایسته بودن فرد نیز باشد که در اینجا این معنی و منظر مد نظر ما نیست. در عوض نقطه مقابل فروتنی آن غروری است که غالباً در وجود انسان یک نیروی منفی و منبع تنش اجتماعی قلمداد می‌شود. به طور کلی افراد مغرور رفتارهای زیر را از خود نشان می‌دهند:

خودشیفتگی

خودمحوری

تأییدطلبی

امتناع از درخواست کمک حتی در مواقع ضروری

تشنه قدرت

ترس از تغییر

عدم پذیرش اشتباه

رهبران قدرتمند به ندرت نبوغ و فروتنی خود را فریاد می‌زنند و در حالی که منیت خود را متعالی می‌سازند، بهترین عملکرد را با دنیا به اشتراک می‌گذارند.

پرورش فروتنی

با توجه به آنچه ذکر شد، روشن است که پرورش فروتنی برای افرادی با شجاعت و جسارت ناکافی میسر نیست و یک‌‌شبه نیز حاصل نخواهد شد. برای معتاد از زمانی که قدم به انجمن می‌گذارد، راهنما می‌گیرد و اولین رهنمودهای او را که شاید برخلاف میل باطنی‌اش باشد، می‌پذیرد، فرآیند فروتنی در او شکل می‌گیرد. در جستجوی فروتنی، او قلبی آرام، فهمیده و دلسوز را پرورش می‌دهد. به طور کلی، برای فروتنی:

از دانستن آنچه که نمی‌دانیم، نمی‌هراسیم.

در برابر شوق القابی همچون استاد جهان مقاومت می‌کنیم. به اشخاص شایسته و متخصص اعتماد می‌کنیم و از آنها کمک می‌خواهیم.

از خودتبلیغی پرهیز می‌کنیم.

 بهترین موفقیت همیشه موفقیت کسب‌شده از سوی شما نیست. نباید فراموش کرد که واقعیت آن‌چنان بی‌عیب و نقص نیست.

هرگز دیگران را دست‌کم نمی‌گیریم.

اعمال شما ممکن است درخشان، جاه‌طلب و جسورانه باشد. اما جهان مملو از متخصصان سخت‌کوش، با ضریب هوشی بالا و خلاق دیگری نیز هست.

روحیه خدمت را در آغوش می‌گیریم و ارتقاء می‌دهیم.

گوش شنوا داریم و حتی به ایده‌های عجیب نیز گوش می‌دهیم.

خلاقانه‌ترین و ارزشمندترین راهکارها و افکار گاهی از ذهن افرادی که توقع ندارید، سرچشمه می‌گیرند.

عاشقانه کنجکاویم.

فروتنی، درس اول بهبودی

معتاد فروتن: ما مسئولیت اشتباهات خود را بر عهده می‌گیریم و آنها را اصلاح می‌کنیم، به عقاید دیگران گوش می‌دهیم و فروتنانه از توانایی‌های خود بهره می‌بریم معتادی که تواضع کافی ندارد، فاقد خودآگاهی و همدلی بوده و اغلب نسبت به انتقاد حساسیت بالایی دارد

اهمیت فروتنی در برنامه‌های دوازده‌‌‌قدمی 

در انجمن‌های الکلی‌ها و معتادان گمنام، فروتنی قدمی مهم در برنامه‌‌های دوازده‌قدمی و برای معتادی است که می‌خواهد قدم در فرایند بهبودی بگذارد. اعتراف به اعتیاد، خود، عین فروتنی است. در واقع معتاد در دو سر طیف قرار می‌گیرد، هم در دوران اعتیاد با از دست رفتن غرور خود مواجه است و هم در فرایند اعتیاد با تسلیم خود به قدرت برتر، غرورش را واگذار می‌کند و در ازایش، فضیلت فروتنی را دریافت می‌کند. اما فروتنی نه فقط برای بهبودی بلکه برای زندگی شاد ضروری است. این امکان را فراهم می‌کند که نه تنها اعتراف کنیم مشکلی داریم و برای حل آن درخواست کمک می‌کنیم، بلکه اعتراف کنیم که همه چیز را درباره نحوه زندگی نمی‌دانیم. فروتنی به ما امکان می‌دهد تا در رفع نواقص خود، مواردی که زندگی را برای ما و اطرافیان‌مان سخت می‌کند، کمک بخواهیم.

فروتنی در بهبودی برای ما حالتی معنوی است که باعث می‌شود در جایگاه خود قرار بگیریم، با کسی جنگ نداشته باشیم، خود را به عنوان یک انسان که هم نقاط ضعف و هم نقاط قوت دارد، بپذیریم. ما سعی می‌کنیم خود را با دیگران مقایسه نکنیم، نقش خود را در مسائل ببینیم و از جایگاه خود در اجتماع آگاه باشیم. برنامه بهبودی به ما می‌آموزد دیگر از گذشته خود فرار نکنیم و با دیگران مهربان باشیم. ما به تنهایی به مقابله با بیماری اعتیاد نمی‌رویم. 

درباره فروتنی باید به چهار نکته توجه کنیم:

اول، نقش خود را بهبودی درک می‌کنیم.

دوم، نکات مثبت و قدرتمند خود را می‌شناسیم.

سوم، از محدودیت‌ها و کاستی‌های انسان بودن خود آگاه می‌شویم.

چهارم، به نیروی برتر خود ایمان داریم و هر وقت لازم باشد از او کمک می‌گیریم.

کلام آخر

اگر بخواهیم ویژگی‌های کلی انسان فروتن را خلاصه کنیم، باید بگوییم که او:

از توانایی‌ها و موفقیت‌های فردی خود آگاه است.

انعطاف‌پذیر است؛ افکار مخالف را می‌پذیرد و به توصیه‌های دیگران گوش می‌دهد.

از محدودیت‌های خود آگاه است و خطاها و اشتباهاتش را می‌پذیرد.

از توانایی‌های شخصی خود در انجام امور بهره می‌گیرد.

توانایی از خودگذشتگی دارد؛ یعنی در مواقع لزوم می‌تواند خواسته‌های خود را نادیده‌ بگیرد.

مشتاق به درک و فهم دیگران است.

قادر است روابط دوستانه و حرفه‌ای محکم‌تری بسازد.

در مواجهه با تصمیم‌های دشوار، به حد و مرزهای اخلاق‌مدارانه حاکم بر آن تصمیم احترام می‌گذارد و معیارهای تصمیم‌گیری را بر پایه هدف مشترک و نه منفعت شخصی بنا می‌کند.

چون به ارزش خود آگاه است، دیگران را در اولویت قرار می‌دهد. (نیاز نمی‌بیند خودش را از دیگران مهم‌تر بداند، تا فقط آگاهی و دانایی خود را به رخ بکشد.)

دانش‌آموز ابدی و همواره در پی دانش و دانایی است؛ چرا که می‌داند همه چیز را نمی‌داند و از تجربیات دیگران دانش‌اندوزی می‌کند.

با اذعان بر توانایی‌ها، کرده‌ها و نادانسته‌های خود، در آنچه نمی‌داند، طلب کمک می‌کند.

تحریریه مجله اعتیاد www.etiad.org

نظرات

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.