آرشیو ‘اعتیاد مواد مخدر’

کمپ‌های ترک اعتیاد، زیر ذره‌بین

تاریخ: 9th آوریل 2017

1028-camp-200همه بالاخره یک چیزی شنیده‌اند، چند جمله، یک روایت، یک شرح حال، شاید غلوشده یا ناقص اما شنیده‌اند و دهان به دهان چرخانده‌اند که در برخی کمپ‌های اقامتی ترک اعتیاد آدم‌های شرور، افسار کارها را به دست گرفته‌اند و با روش‌های خشن و مجرمانه معتادان را ترک می‌دهند‌؛ ترک به‌ضرب دگنک.

کتک با شیلنگ و زنجیر، حبس در قفسی آهنی و سگ به جان وی انداختن، برهنه کردن در هوای سرد و حمام آب یخ، گرسنگی دادن در حد مرگ، توهین، تحقیر، گروگانگیری، حتی به تعبیر معاون پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، ترویج اباحه‌گری (اخلاق‌ستیزی) و عرفان‌های کاذب.

آنها که شنیده‌ها را دیده‌اند مو براندام‌شان راست می‌شود وقتی اسم کمپ می‌آید، مثل یکی از ساکنان پاتوق استخر تهران که چند هفته قبل به خبرنگار ما گفت مامورها که می‌آیند فرار می‌کند تا به کمپ نرود از ترس گرسنگی و خشونت.

(ادامه مطلب)

چه بوی علفی در خانه می‌آمد!

تاریخ: 3rd مارس 2017

1021-NA-getty-grass-200هشدار درباره مصرف و کاشت گیاه «ماری‌جوانا» در ایران: مصرف ماری‌جوانا در میان ایرانیان شیوع پیدا کرده است.  استفاده از «علف»، فرد را دچار اختلال حواس و اعصاب می‌کند و در وهم و خیالی فرو می‌برد که در آن، سرزدن هر عملی از فرد امکانپذیر است.

هر گلی یک بویی دارد. این مثل را از روزگاران قدیم گفته‌اند و به‌وفور شنیده‌ایم. مثلی که در مورد خود گل‌ها هم صدق می‌کند. بعضی رز قرمز می‌شوند که به نشانه علاقه دو نفر به یکدیگر، رد‌و‌بدل می‌شوند، برخی یاس، گلایل، کاکتوس، … و برخی ماری‌جوانا، که لای کاغذ پیچیده می‌شوند، دود می‌شوند و می‌روند لابه‌لای هوای آلوده شهر. ماری‌جوانا، گیاهی که تا چند سال پیش فقط نامی از آن شنیده بودیم، حالا گویا در گوشه‌و‌کنار شهر پیدا می‌شود. گوشه‌و‌کناری که در جیب این فرد و آن شخص، میهمانی‌ها، پارک‌ها، گلخانه‌ها و حتی گلدان‌های داخل آپارتمان‌ها معنا می‌شود؛ مصرف ماری‌جوانا در میان ایرانیان شیوع پیدا کرده است.

(ادامه مطلب)

۹ چهره معروف که معتاد شدند

تاریخ: 18th فوریه 2017

اعتیاد معضل مهمی برای بسیاری از ستارگان مشهور دنیا است. این ها حکایت‌های شخصی ۹ ستاره مشهور درباره تقلاهای آن‌ها در استفاده بی‌رویه از مواد مخدر است که در زندگی شخصی‌شان با آن روبرو شده بودند. اعتیاد می‌تواند گریبانگیر همه شود، چه استفاده بی‌رویه از مواد مخدر باشد چه استفاده مدام و بی‌رویه از تلفن.

لیدی گاگا، دانیل ردکلیف (هری پاتر)، فرگی (گروه بلک آید پیز)، دمی لواتو، مکلمور… به اعتیاد خود اعتراف کرده و درباره مقابله با این معضل بزرگ گفتگو میکنند. 

بسیاری از هنرمندان برای درمان مشکلات اعتیاد به کلینیک بازپروری رفته و پاک میشوند. اما «کوری مونتیه» ستاره جوان شو تلویزیونی گلی (Glee) در سال ۲۰۱۳ بعد از مصرف مخلوطی از مواد مخدر و الکل در ۳۱ سالگی مرد.

(ادامه مطلب)

قربانیان گمنام سرما در کابل

تاریخ: 16th فوریه 2017

معتادانی که در گورستان ناشناخته‌ها دفن می شوند. با سردن شدن هوا در کابل رقم تلفات معتادان نیز افزایش یافته‌ است.

به گفته مسئولان هر شب سه تا پنج نفر از جوانان معتاد زیر پل سوخته که محل اصلی تجمع معتادان شهر کابل است، جان می‌دهند.

اجساد بسیاری از این معتادان پس از روزها سرگردانی زیر نام مرده‌های "مجهول الهویه" در یک گورستان در شرق کابل دفن می‌شود.

هنوز آفتاب طلوع نکرده و در اوایل صبح من و همکارانم به پل سوخته رفتیم. محل اصلی تجمع معتادان شهر کابل بسیاری از جوانان معتاد که شب سرد را بدون اندک‌ترین امکانات زندگی پشت سر گذاشته‌اند با چهره‌های پریشان و رنگ و رو رفته بسوی ما می‌آیند و هر یکی از داستان غم‌انگیز زندگی خود می‌گویند.

(ادامه مطلب)

نَفَس حیات

تاریخ: 8th دسامبر 2016

1067-NA-200بیماری حتی در گوشة بهشتی دورافتاده نیز می‌تواند ما را پیدا کند ـ بهبودی هم همین طور. این زن پیوسته در جلسات انجمن معتادان گمنام شرکت کرد، و بر اثر جدیت در تهیة ترازنامه‌ای بی‌باکانه، به آزادی دست یافت.

من در پذیرش این واقعیت که معتاد مادرزاد هستم هیچ مشکلی ندارم. اصلاً بیماری من ژنی است. من در جایی بزرگ شدم که در آن تنها بچة سفیدپوست کلاس ـ «Haole» ـ بودم. در زبان اهالی هاوایی، «ha ole» یعنی کسی که نَفَس حیات یا جان ندارد. من هم که با آن موهای قرمز و صورت کک‌مکی، نمونة یک بچة سفیدپوست بودم و احساس می‌کردم همه حال‌شان از من به هم می‌خورد.

دیگران به من نگاه می‌کردند و می‌گفتند «این دختره چه مشکلی داره؟ انگار مریضه. مثل ماست می‌مونه!» مدام احساس خجالت می‌کردم. کلاس چهارم که بودم، از برادرم خواستم یک زنجیر و لنگر روی بازویم خال‌کوبی کند. پدر من عضو نیروی دریایی بود و در آن سال یک ناخدای کشتی در خانة ما زندگی می‌کرد. من دلم می‌خواست جای او باشم ـ یا جای پی‌پی جوراب‌بلند¹ ، دختری که خیلی پولدار بود، آن قدر پرزور بود که می‌توانست اسبی را سر دست بلند کند، میمون دست‌آموز داشت، و اغلب تک و تنها زندگی می‌کرد. قیافه‌اش هم شبیه من بود.

(ادامه مطلب)

شرایط عضویت در انجمن معتادان گمنام

تاریخ: 26th آگوست 2016

1060-NA-Hope-200مدیر روابط عمومی انجمن معتادان گمنام از تمدید مجوز فعالیت این انجمن به مدت دو سال خبر داد و گقت: انجمن معتادان گمنام در حال حاضر در دنیا حدود ۶۰ هزار جلسه برگزار می‌کند که بیش از ۲۰ هزار جلسه آن در ایران بوده و در دنیا حدود دومیلیون نفر عضو در حال بهبودی داشته که حدود ۴۰۰ هزار نفر عضو معتادان گمنام ایران هستند.

مدیر روابط عمومی انجمن معتادان گمنام در گفت‌وگو با ایسنا، درباره نحوه شکل‌گیری این انجمن اظهار کرد: انجمن معتادان گمنام حدود ۶۳ سال پیش شکل گرفت و در ۲۰ سال اولیه به دلیل آنکه کسی فکر نمی‌کرد یک معتاد بتواند به معتاد دیگر کمک کند، رشد چندانی نداشت ولی با تغییر نگاه عموم، رشد انجمن شروع شد.

وی که به دلیل گمنام بودن اعضای این انجمن مایل نبود نامش ذکر شود با بیان اینکه در ایران پیام این انجمن حدود ۲۶ سال پیش از مکان بازپروری قرچک شروع شد، گفت: در سال‌های اوایل شکل‌گیری به دلیل نگاه مجرمانه به اعتیاد نتوانستیم رشد خوبی داشته باشیم ولی با تغییر نگاه جامعه در مورد اعتیاد از جرم به بیماری و اطلاع رسانی انجمن به آحاد جامعه، رشدمان آغاز شد.

(ادامه مطلب)

با همسران معتاد چه کنیم؟

تاریخ: 23rd جولای 2016

1053-NA-husband-200اعتیاد و مصرف موادمخدر بحرانی است‌ که از دیرباز تاکنون در خانواده‌ها وجود داشته و مصرف آن نه‌‌ تنها سلامت جسمی و روحی مصرف‌کننده را تهدید می‌کند، بلکه خانواده را نیز تا مرز فروپاشی پیش می‌برد.

در این میان‌کم نیستند زنان و مردانی که به دلیل اعتیاد، همسرانشان عطای زندگی مشترک را به لقای آن بخشیده و برای جدایی راهی دادگاه خانواده شده‌اند. مرضیه هم یکی از زنانی است‌که دیگر امیدی به ادامه زندگی با همسر معتادش ندارد.

او هفته گذشته تصمیم خود را برای جدایی گرفت و به دادگاه خانواده رفت، اما قبل از ارائه دادخواست به اتاق مشاوره رفت تا با روانشناسان مشورت کند.

(ادامه مطلب)

مشق اعتیاد نوجوانان

تاریخ: 19th ژوئن 2016

1048-NA-200کاهش سن مواد مخدر: اعتیاد به آنها به ارث می‌رسد، اما سازوکاری برای درمانشان تعریف نشده است، یا خمار یا نشئه سرکلاس درس حاضر می‌شوند یا قید درس و مشق را زده و برای تامین مواد مخدر مصرفی خود به هر بزهی دست می‌زنند، اما چشم بینایی شاهد دردهایشان نیست،

این حکایت مشق اعتیاد میان کودکان و نوجوانان است که هر روز قربانیان بیشتری می‌گیرد، اما با این حال هنوز برخی مسئولان در انتظار شواهد بیشتری هستند تا پژوهش‌هایشان را از مرحله آزمایش به اجرا برسانند.

تصویر مشق اعتیاد نوجوانان

اعتیاد در نوجوانان و کودکان جدی شده است و به قول معروف مساله‌ای نیست که بتوان «زیر فرش» پنهانش کرد، به همین علت انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی کشور نیز در گفت‌وگو با روزنامه جام‌جم از این واقعیت تلخ پرده برمی‌دارد و می‌گوید: کاهش سن اعتیاد در کشور، یک واقعیت است.

(ادامه مطلب)

گزارشی تکان‌دهنده از اعتیاد دختری 14 ساله

تاریخ: 16th ژوئن 2016

1049-NA-snatched.-200«مشکلم نشئگی بعد مواد بود. دلم نمی‌خواست مادرم بفهمه که من چیزی مصرف می‌کنم یا صبح‌ها که می‌خواستم برم مدرسه دردم هم شروع می‌شد. باید مواد می‌زدم.»

در که باز می‌شود و چشم دخترک به ما می‌افتد سریع دستش را به چادر سیاهش می‌برد، کمی آن را جلوتر می‌آورد تا روسری کرم‌رنگش عقب‌تر نرود. با دستکش‌های سیاهش محکم چادرش را می‌گیرد و به سمت ما می‌آید. نگاهم به سمت دست‌هایش می‌رود. خودش هم می‌فهمد، نه اینکه بخواهد نشانه‌های مواد را بپوشاند، نه. او در همین روزهای پاکی‌اش به خودش قول داده که دستش را هیچ نامحرمی نبیند. خودش می‌گوید که در این دو ماه پاکی آنچنان به خدا نزدیک شده که این حس و حالش را با هیچ چیز عوض نمی‌کند. می‌گوید که اگر این توکلش نبود او هم مثل برخی از دوستانش در یکی از خیابان‌های همین شهر «نفله» شده بود. مثل مریمی که فقط ۱۵ سال دارد و کارتن‌خواب یکی از همین محل‌های جنوب شهر تهران شده یا نرگسی که با ۱۴ سال سن از خانه فرار کرده و کسی هم سراغی از او ندارد.

«ناهید» دانش‌آموز هفتم متوسطه است ولی سن و سالش خیلی بیشتر از اینها می‌زند تا جایی که اگر سنش را ندانید فکر می‌کنید حداقل ۲۰ ساله است: «سلام خانم، من ناهیدم.» با همین جمله تمام ذهنم به هم می‌ریزد. خودم و خنده‌هایم یک‌جا خشک می‌شود. مگر می‌شود دختری در این سن، دو سال پی در پی شیشه بکشد؟

(ادامه مطلب)

اینها «شیشه» را می‌شکنند

تاریخ: 1st ژوئن 2016

1045-NA-good-one-200گزارشی از یک جلسه درمان گروهی اعتیاد به شیشه:همگی پوست انداخته‌اند، پروانه‌وار پیله محکم تنیده به دورشان را شکافته‌ و پروازی شده‌اند. اغلب جوان هستند، تک و توک هم مسن و مو سفید کرده، با چشم‌های به چروک نشسته و دندان‌های چند در میان ریخته، همگی برگشته از لب پرتگاهی مهلک، بیرون خزیده از باتلاقی مخوف و فنا را دیده و پشیمان شده.

می‌نشینم انتهای پنج ردیف صندلی، پشت سر مصرف‌کنندگان قدیم شیشه و بهبودیافته‌های امروز و دیروز. از پشت سر شبیه آدم‌های دیگرند؛ کم مو، پر مو، کچل، چاق، لاغر، متین، بزن بهادر، افتاده، شرور، موهای تیش تیش، گردنبندهای کلفت، جین‌های پاره، یقه‌های باز، لباس‌های ساده، جای زخم، پاشنه‌های خوابیده و کفش‌های لِخ لِخ کن.

از پشت سر، دنیای آنها دنیای آدم‌های معمولی است، ولی سر که می‌چرخانند و نیمرخشان پیدا می‌شود دنیایشان رنگ عوض می‌کند و رد پای مواد در چهره‌شان وغ می‌زند. پوست‌ها پیرشده و دندان‌ها اغلب ریخته، لب که باز می‌کنند لثه‌ها ظاهر می‌شود و دندان‌های یکی در میان در تلفیق با تاریکی درون کام، صفحه شطرنجی می‌شود که همه مهره‌های اصلی‌اش سوخته و چند سرباز شَل از شاهی تنها و پیزوری دفاع می‌کنند. در بازی ِاینها با شیشه، بازنده خودشان بوده‌اند و هرچه داشته باخته‌اند؛ از زن و فرزند گرفته تا شغل، تا دوستان آبرودار و فامیل و آشنا. اما این غرق شده‌های دیروز حالا خودشان را رسانده‌اند به ساحل نجات، شده‌اند بیماران یک مرکز درمان سوءمصرف روانگردان و نشسته‌اند پای درس‌های جلسات گروهی ماتریکس، شده‌اند معتاد بهبودیافته، یک انسان پاک، کسی که حالش از گذشته‌اش به هم می‌خورد و رازهایش را می‌ریزد روی دایره. در جلسات ماتریکس، آنهایی که سابقه بهبودیافتگی‌شان بیشتر از دیگران است، گذشته خود را می‌شکافند تا برای دیگران درس عبرتی باشد و تازه واردها فکر نکنند غرق شدن در دنیای روانگردان‌ها به شیرینی ماه‌های اول مصرف است.

(ادامه مطلب)