بیل ویلسون، با نام کامل ویلیام گریفیث ویلسون، در بیست‌وششم نوامبر ۱۸۹۵، در ایست دورستِ ورمانت و در میانه یک کولاک به دنیا آمد؛ در اتاقی پشت میخانه مسافرخانه‌ای که به پدربزرگ و مادربزرگش تعلق داشت. پدرش گیلمن و مادرش امیلی نام داشتند. تولد در پشت یک میخانه، با توجه به مسیری که زندگی او بعدها پیمود، معنایی نمادین و سرنوشت‌ساز پیدا می‌کند. کودکی که آن شب به دنیا آمد، سال‌ها بعد چنان اثری بر تاریخ بهبودی از اعتیاد گذاشت که مجله تایم او را در میان صد چهره تأثیرگذار قرن بیستم و مجله لایف در میان صد آمریکایی تأثیرگذار این قرن قرار داد. تایم نیز بیل ویلسون را با عنوان «شفادهنده» معرفی کرد و نام او را در کنار چهره‌هایی چون مادر ترزا قرار داد.

بیداری روحانی بیل ویلسون و دیدار تاریخی او با دکتر باب اسمیت، به شکل‌گیری انجمن الکلی‌های گمنام انجامید؛ جنبشی جهانی که به میلیون‌ها فرد گرفتار اختلال مصرف الکل برای دستیابی به هوشیاری کمک کرده و الهام‌بخش پیدایش برنامه‌های دوازده‌قدمی متعددی برای بهبودی از انواع اعتیاد شده است.

اوایل زندگی بیل ویلسون

بیل ویلسون خواهری به نام دوروتی داشت که چهار سال از او کوچک‌تر بود. دوران کودکی او در حومه‌ای از ورمانت (Vermont)، با شادی و بازی همراه بود تا اینکه در یازده‌سالگی با جدایی پدر و مادرش این شادی از هم پاشید. پس از طلاق، پدر بیل به بریتیش کلمبیا رفت و مادرش برای ادامه تحصیل به بوستون نقل‌مکان کرد و در رشته استخوان‌درمانی تحصیل نمود. او نخستین زنی شد که از دانشگاه هاروارد در این رشته فارغ‌التحصیل شد. جدایی والدین، در بیل احساسی از طرد شدن ایجاد کرد، و در همین دوران بود که او برای اولین بار دوره‌های افسردگی را تجربه کرد؛ احساسی که تا پایان عمر با او همراه ماند.

بیل و خواهر کوچکش دوروتی توسط فایتی و الا گریفیث، پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌شان، در شهری کوچک در نیو انگلند بزرگ شدند. فایتی که یکی از چهره‌های برجسته شهر بود، نوه‌هایش را لوس می‌کرد و توجه ویژه‌ای به بیل نشان می‌داد. او به‌خوبی متوجه شد که بیل به چالش‌های ذهنی و تحریک فکری نیاز دارد، بنابراین او را در این مسیر تشویق می‌کرد.

این چالش‌ها از کتاب‌خوانی و خودآموزی ویولن تا پروژه‌های خلاقانه‌ای مانند ساخت بومرنگ را دربر می‌گرفت. زمانی که پدربزرگش به او گفت تنها بومیان استرالیایی می‌توانند بومرنگی بسازند که به‌درستی پرواز کند، بیل این را به‌عنوان یک چالش شخصی پذیرفت. پس از شش ماه تلاش، او با افتخار یک بومرنگ کامل و درست‌وحسابی را به پدربزرگش تحویل داد.

بیل ویلسون و همسرش لوئیس

سال ۱۹۱۳، زندگی بیل ویلسون با آشنایی‌اش با لوئیس برنهام، دختر یک پزشک سرشناس اهل نیویورک، مسیر تازه‌ای به خود گرفت

photo: stepping stones foundation

اعتمادبه‌نفس بیل در دوران تحصیل در مدرسه Burr and Burton، نزدیک منچستر ورمانت، رشد کرد؛ او در آنجا ابتدا مبصر کلاس و سپس سرپرست دانش‌آموزان سال آخر شد. اما مرگ ناگهانی برتا بنفورد، دختری که بیل عاشقش بود و قصد ازدواج با او را داشت، چنان افسردگی شدیدی در او برانگیخت که نتوانست تحصیلش را به پایان برساند. سال‌ها بعد، وقتی بیل ویلسون از این فقدان سخن می‌گفت، هنوز برایش شگفت‌انگیز بود که چگونه توانسته آن روزها را پشت سر بگذارد.

ملاقات بیل با لوئیس

در سال ۱۹۱۳، آشنایی بیل با لوئیس برنهام، دختر یک پزشک سرشناس اهل بروکلین‌هایتسِ نیویورک، مسیر زندگی‌اش را دگرگون کرد. لوئیس که تابستان‌ها را همراه پدر و مادر و چهار خواهر و برادرش می‌گذراند، چهار سال از بیل بزرگ‌تر بود. با وجود این تفاوت سنی، رابطه آن دو به‌تدریج عمیق‌تر شد و طی چند سال بعد به علاقه‌ای عاطفی بدل شد.

بیل در دانشگاه نظامی نورویچ در نورث‌فیلد ورمانت نام‌نویسی کرد و به تحصیل مهندسی پرداخت؛ همین دانشگاه بود که او را برای حضور در جنگ جهانی اول آماده کرد. در سال ۱۹۱۷، بیل و همکلاسی‌هایش پیش از فارغ‌التحصیلی به سپاه توپخانه ساحلی ارتش آمریکا پیوستند و در پلتسبورگ نیویورک آموزش نظامی دیدند. در همین دوره بود که استعداد ذاتی‌اش در رهبری آشکار شد؛ همین توانایی راه را برایش به فورت مونرو ویرجینیا، برای آموزش تکمیلی، باز کرد و سرانجام به‌عنوان ستوان دوم ارتش برگزیده شد.

بیل پس از یک نامزدی پنهانی و سپس نامزدی رسمی، با لوئیس ازدواج کرد و اندکی بعد برای خدمت به اروپا اعزام شد. آن‌ها در بیست‌وچهارم ژانویه ۱۹۱۸ در کلیسای سوئدن‌بورگینِ بروکلین‌هایتس به عقد یکدیگر درآمدند. بیل پیش از عزیمت به اروپا، مصرف الکل را آغاز کرده بود.

آشنایی با بیل ویلسون

سال‌های نخست ازدواج آن‌ها بدون چالش نبود. وقتی بیل از خدمت در ارتش بازگشت، لوئیس امیدوار بود که او در خانه بماند و الکل را کنار بگذارد؛ اما هم‌زمان با آغاز دوران رکود اقتصادی بزرگ آمریکا، مصرف الکل بیل دبلیو بیشتر و بیشتر شد

خانواده ویلسون، ملاقات و ازدواج با لوئیس

بیل ویلسون و لوئیس برنهام در ورمانت با یکدیگر آشنا شدند؛ لوئیس تابستان‌ها را در منچستر، کنار دریاچه امرالد می‌گذراند و بیل در نزدیکی ایست دورست بزرگ شده بود. این دو، با وجود چهار سال اختلاف سنی، به‌تدریج دریافتند که علایق مشترک بسیاری دارند. آن‌ها بیست‌وچهارم ژانویه ۱۹۱۸ در بروکلین‌هایتس نیویورک، در کلیسای سوئدن‌بورگین که خانواده لوئیس به آن رفت‌وآمد داشتند، ازدواج کردند.

سال‌های نخست ازدواج بدون چالش نبود. وقتی بیل از خدمت در ارتش بازگشت، لوئیس امیدوار بود که او در خانه بماند و الکل را کنار بگذارد؛ اما هم‌زمان با آغاز رکود اقتصادی بزرگ آمریکا، مصرف الکل بیل بیشتر شد و او دیگر نمی‌توانست به‌طور منظم با شرکت‌های وال‌استریت همکاری کند.

این وضعیت زوج را ناچار کرد برای امرار معاش به خانه کودکی لوئیس در بروکلین‌هایتس نقل مکان کنند؛ همان‌جا بود که بیل سرانجام تصمیم گرفت اعتیادش را در بیمارستان تاونز درمان کند. او رفته‌رفته در همان بیمارستان به هوشیاری رسید و کمک به دیگر افرادی را آغاز کرد که با همان مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کردند. در سال ۱۹۳۹، خانه‌شان به دلیل ناتوانی از پرداخت اقساط رهن، ضبط شد و بیل و لوئیس بی‌خانمان ماندند. آن‌ها نزدیک به دو سال، مهمان بستگان و دوستانشان از میان اعضای الکلی‌های گمنام بودند و مدتی را نیز در یکی از باشگاه‌های AA در منهتن گذراندند. به گفته لوئیس، در این مدت در پنجاه‌ویک مکان مختلف اقامت داشتند، بدون احتساب محل‌هایی که فقط آخر هفته‌ها در آن‌ها می‌ماندند. در این سال‌های دشوار، این لوئیس بود که با تلاشی سخت، بار امرار معاش خانواده را در دوران آغازین AA و هوشیاری بیل به دوش کشید.

سرانجام در بهار ۱۹۴۱، بیل و لوئیس از طریق یک دلال معاملات ملکی که در میان اعضای AA دوستانی داشت، پیشنهادی برای خرید خانه‌ای دریافت کردند که در برابرش تاب نیاوردند. همین ملک بود که ابتدا خانه‌شان شد و سرانجام به بنیاد «استپینگ استونز» تبدیل شد.

بیل ویلسون در جنگ جهانی اول
با اینکه بیل در دوران جنگ تجربه نبرد سنگین را نداشت، اما عملکردش در زمان جنگ ممتاز بود.

دوران جنگ جهانی اول

هنگ بیل ویلسون، در روزهایی که او در انگلستان چشم‌به‌راه اعزام به فرانسه برای خدمت در جنگ جهانی اول بود، نزدیک وینچستر اردو زده بود. بیل یک بعدازظهر سری به کلیسای جامع شهر زد؛ آنجا حضوری غیرقابل مقاومت از خدا او را چنان فراگرفت که با هیچ‌یک از تجربه‌های پیشین زندگی‌اش قابل مقایسه نبود.

در آرامگاه کلیسا، چشمش به مقبره توماس تچر افتاد و با خود اندیشید که شاید او جدّ دوستش، ابی تچر، باشد. نوشته روی سنگ قبر چنان بر بیل تأثیر گذاشت که ده سال بعد، وقتی داستان زندگی‌اش را برای کتاب الکلی‌های گمنام می‌نوشت، دوباره به آن اشاره کرد. روی سنگ قبر آمده بود: «اینجا سربازی پیاده از همپشایر در آرامش خفته که هنگام نوشیدن آبجویی سرد جان سپرد… سرباز صادق هرگز فراموش نمی‌شود، چه با گلوله از دنیا رفته باشد، چه با ماده مخدر.»

بیل در جنگ تجربه نبرد سنگینی نداشت، اما عملکردش در دوران خدمت ممتاز بود؛ به همین سبب، هم‌رزمانش در پایان خدمت ساعت جیبی کنده‌کاری‌شده‌ای به او هدیه دادند (امروز همین ساعت یکی از ده‌هزار شیئی است که در بنیاد استپینگ استونز نگهداری می‌شود). بیل پس از بازگشت به بروکلین، در یک شرکت ضمانت کالا مشغول به کار شد و هم‌زمان شبانه در رشته اقتصاد و در دانشکده حقوق شبانه بروکلین درس خواند؛ هرچند سرانجام به‌دلیل مشروب‌خواری نتوانست آخرین واحد درسی‌اش را به پایان برساند. کنایه تاریخ اینجاست که سال‌ها بعد، همین بیل، که به‌عنوان استاد اصول ای‌ای شناخته می‌شد، مدرک افتخاری حقوق از دانشگاه ییل را رد کرد.

سال‌های وال استریت

بیل ویلسون پس از بازگشت، راهی وال‌استریت شد و برای مدتی نسبتاً موفق عمل کرد؛ او اطلاعات ارزشمندی درباره کسب‌وکارها در اختیار مؤسسه‌های کارگزاری می‌گذاشت. در این دوره، هرچند خودش درگیر شدید الکل بود، کارگزاران با پیروی از توصیه‌هایش سود می‌بردند.

اما در پایان آن دهه، مشروب‌خواری بیل رو به وخامت گذاشت؛ آن‌قدر که همسرش و شرکای کاری‌اش نیز متوجه وضعیتش شدند و شرکا رفته‌رفته از او فاصله گرفتند. وقتی بازار سهام در سال ۱۹۲۹ سقوط کرد، بیل خوب می‌دانست که از این پس اوضاع تنها بدتر خواهد شد.

بیوگرافی بیل ویلسون
زندگی بیل وقتی در یازدهم دسامبر 1934 به بیمارستان تاونز در غرب سنترال پارک منهتن رفت، با تجربه‌ای معنوی که بعد منجر به هوشیاری مادام‌العمرش شد، از این رو به آن رو شد.

اعتیاد به الکل بیل دبلیو

اواخر دهه ۱۹۲۰، لوئیس و بیل دیگر توان مالی داشتن آپارتمانی مستقل را نداشتند و به همین دلیل به خانه کودکی لوئیس، خانه پدر و مادرش دکتر کلارک و ماتیلدا برنهام، نقل مکان کردند. ماتیلدا در آن زمان از دنیا رفته بود و دکتر برنهام نیز پس از ازدواج مجدد به خانه‌ای دیگر رفته بود. بیل که اکنون تنها با لوئیس در این خانه زندگی می‌کرد، گرفتار اعتیادی مزمن و شدید به الکل شد.

بیل که به گفته خودش و اطرافیانش در آن دوران به‌کلی ناامید شده بود، اواخر سال ۱۹۳۴ با دوست قدیمی‌اش ابی تچر دیدار کرد؛ کسی که خودش نیز پیش‌تر گرفتار الکل بود و به شکلی تقریباً معجزه‌آسا از آن رها شده بود. ابی به بیل گفت که با همراهی گروه اکسفورد، یک تشکل معنوی، توانسته الکل را کنار بگذارد و اکنون بیل هم می‌تواند با کمک همین گروه راه مشابهی را طی کند.

گروه آکسفورد و رابطه بیل دبلیو با خدا

گروه اکسفورد یکی از تشکل‌های معنوی شناخته‌شده در نیمه نخست قرن بیستم بود؛ بدون حق عضویت، بدون راهنمای حقوق‌بگیر و بدون وابستگی به هیچ آیین یا مذهب خاصی. اصولی که این گروه برای زندگی «غیرمشروط» می‌نامید، بر صداقت، خلوص، ازخودگذشتگی و عشق استوار بود و اعضا را به کمک به دیگران، طلب راهنمایی از خدا و مشورت با یکی از اعضای معتمد ترغیب می‌کرد.

این گروه پیش‌تر توانسته بود به افرادی مانند ابی که قصد ترک الکل داشتند کمک کند. وقتی ابی، که خود روزگاری الکلی دائمی بود، دو ماه هوشیاری را پشت سر گذاشت، تصمیم گرفت به سراغ بدترین الکلی‌ای برود که می‌شناخت تا تجربه معنوی خود و نتیجه‌اش را با او در میان بگذارد؛ آن فرد بیل ویلسون بود.

بیل بعدها به یاد می‌آورد که آن روز، دور میز آشپزخانه خانه‌اش در بروکلین‌هایتس، به ابی جین و آب آناناس تعارف کرد؛ همان میزی که سال‌ها بعد آن را به آشپزخانه خانه‌شان در استپینگ استونز منتقل کرد. اما ابی تعارفش را نپذیرفت، چراکه دیگر الکل را کنار گذاشته بود و به گفته بیل، تنها گفت: «من به مسیر معنوی پا گذاشته‌ام.»

بیل در برابر برنامه معنوی ابی مقاومت نشان می‌داد و می‌گفت با وجه مذهبی آن مشکل دارد. اما وقتی ابی، که از این حرف‌های بیل دلخور شده بود، از او پرسید: «چرا تعریف خودت را از خدا انتخاب نمی‌کنی؟»، بیل دیگر پاسخی نداشت. او رفته‌رفته نسبت به تعریفی گسترده‌تر از خدا، و قدرتی بزرگ‌تر از خودش، رویکردی بازتر در پیش گرفت. رابطه بیل با خدا از همان روز دیگر رابطه‌ای مذهبی و رسمی نبود، بلکه تجربه‌ای شخصی و رو به تحول شد. (عده‌ای بر این باورند که همین جمله ابی به بیل بود که بعدها در قدم‌های ای‌ای به این صورت بازتاب یافت: «خدا آن‌گونه که ما او را درک می‌کنیم»؛ تعریفی از خدا که اجازه می‌دهد اعضای ای‌ای، با هر پیشینه مذهبی یا غیرمذهبی، از این «برنامه ساده» بهره ببرند. ای‌ای برنامه‌ای معنوی است، نه مذهبی، و درک هر عضو از خدا کاملاً شخصی است و گاه حتی منحصربه‌فرد.)

گروه آکسفورد و تأثیر آن در شکل‌گیری الکلی‌های گمنام

تاریخچه زندگی بیل ویلسون
اواخر دهه 1920، لوئیس و بیل دیگر توانایی مالی این را که آپارتمانی متعلق به خودشان داشته باشند، نداشتند. بنابراین به خانه کودکی لوئیس، خانه پدر و مادرش در بروکلین نیویورک نقل مکان کردند.

هوشیاری بیل ویلسون

با اینکه بیل دبلیو الکل را کنار نگذاشت، اما ملاقاتش با ابی احتمال هوشیاری‌اش را افزایش داد. زندگی بیل با ورود به بیمارستان تاونز در غرب سنترال پارک منهتن، در یازدهم دسامبر ۱۹۳۴، ورق خورد؛ آنجا تجربه‌ای معنوی از سر گذراند که سرانجام به هوشیاری مادام‌العمرش انجامید.

دکتر ویلیام دی. سیلک‌ورث (که اعضای ای‌ای او را «سیلکی» و «دکتری که الکلی‌ها را دوست داشت» می‌نامیدند) در بهبودی بیل نقشی کلیدی ایفا کرد. او معتقد بود اعتیاد به الکل یک آلرژی جسمانی است، نه شکست اخلاقی؛ آلرژی‌ای که با مصرف حتی مقدار اندکی الکل تحریک می‌شود و در فرد هم نیاز اضطراری به مصرف و هم وسواس ذهنی برای انجام آن را برمی‌انگیزد.

این تعریف از الکلیسم در آن زمان چنان تازه بود که وقتی بیل از دکتر سیلک‌ورث خواست آن را در بخش «دیدگاه پزشک» کتاب الکلی‌های گمنام مطرح کند، او این کار را بدون ذکر نامش انجام داد. سال‌ها بعد، وقتی این نظریه پذیرفته‌شده شد، خودش اجازه داد نامش در کتاب بیاید.

منظور کتاب الکلی‌های گمنام از «آلرژی» چیست؟

بیداری روحانی بیل ویلسون

وقتی بیل دبلیو از بیمارستان تاونز مرخص شد، نگاهی تازه به زندگی داشت. تحت تأثیر تجربه معنوی‌ای که پشت سر گذاشته بود، به خیابان‌ها و میخانه‌های بروکلین رفت تا به دیگرانی همچون خودش کمک کند. اما با وجود تب‌وتابی که برای کمک به الکلی‌های دیگر داشت، تلاش‌هایش در ابتدا بی‌ثمر ماند؛ هیچ‌کس علاقه‌ای به هوشیاری نشان نمی‌داد. اما رفته‌رفته همه‌چیز تغییر کرد.

بیل دبلیو گفته است: «هنگامی که مرد یا زنی به بیداری روحانی می‌رسد، مهم‌ترین معنای آن این است که او اکنون می‌تواند چیزی را احساس کند، انجام دهد و باور کند که پیش از این، بدون کمک و تنها با نیروی خودش، قادر به انجامش نبود.»

بیداری روحانی بیل ویلسون دنیا را دگرگون کرد؛ اگر واقعاً به آن بیندیشیم، تبدیل‌شدن از معتادی با وسوسه دائمی مصرف مشروب یا مواد مخدر، به فردی پاک و هوشیار، خود معجزه‌ای بزرگ است.

ملاقات بیل دابلیو با دکتر باب
دکتر باب تنها برای آنکه همسرش اَن اسمیت را خوشحال کند، موافقت کرد با بیل ملاقات کند. اما گفت بیشتر از پانزده دقیقه برای این غریبه که ادعا می‌کند درمان اعتیاد به الکل را پیدا کرده است، وقت نمی‌گذارد.

ملاقات بیل با دکتر باب

پس از چند ماه هوشیاری، بیل دبلیو به همراه چند دوست، شرکت کوچکی در آکرون اوهایو راه‌اندازی کرد؛ قرار بود همین شرکت او و همسرش لوئیس را از مشکلات مالی نجات دهد، اما اوضاع آن‌طور که انتظار می‌رفت پیش نرفت.

با گذشت زمان و علی‌رغم تلاش‌های بسیار، شرکت رو به ورشکستگی گذاشت. بیل، افسرده و ناامید، در هتل می‌فلاور آکرون در آستانه لغزش و بازگشت به مصرف الکل قرار گرفت. وسوسه شده بود به میخانه هتل برود، اما در عوض تصمیم گرفت به سراغ یک باجه تلفن عمومی برود و با الکلی دیگری تماس بگیرد تا با کسی هم‌درد صحبت کند. پس از چند تماس ناموفق با کشیش‌هایی که شماره‌شان را از دفترچه راهنمای یک کلیسا پیدا کرده بود، سرانجام موفق شد با اسقف والتر تانکس تماس بگیرد؛ او نیز بیل را به هنریتا سایبرلینگ معرفی کرد.

هنریتا در آن روزها برای دکتر رابرت هولبروک اسمیت، مشهور به دکتر باب، دعا می‌کرد. دکتر باب، متخصص گوارش و جراح، در جلسات گروه اکسفورد شرکت می‌کرد، اما هنوز درگیر الکل بود. او تنها برای دلخوشی همسرش، آن اسمیت، پذیرفت با بیل دیدار کند و از پیش گفته بود بیش از پانزده دقیقه برای صحبت با این غریبه، که ادعا می‌کرد راه درمان اعتیاد به الکل را یافته، وقت نخواهد گذاشت.

این دو در خانه هنریتا با یکدیگر ملاقات کردند و برای گفت‌وگو به اتاقی رفتند. دکتر باب انتظار داشت مکالمه کوتاهی باشد، اما گفت‌وگویشان بیش از پنج ساعت به طول انجامید و آغازگر دوستی‌ای مادام‌العمر شد.

بیل دبلیو سه ماه در اوهایو ماند و در این مدت، همراه با دکتر باب، به دیگران برای رسیدن به هوشیاری کمک کرد. چند هفته بعد، دکتر باب پس از بازگشت از یک کنفرانس پزشکی در نیوجرسی، بار دیگر الکل مصرف کرد؛ اما پس از آن بود که او و بیل با اراده‌ای راسخ‌تر تصمیم گرفتند به دیگران کمک کنند تا به هوشیاری برسند. بسیاری دهم ژوئن ۱۹۳۵ را، که به «روز مؤسسان» شهرت دارد، تاریخ رسمی پایه‌گذاری الکلی‌های گمنام (AA) می‌دانند.

دیدار تاریخی بیل دبلیو و دکتر باب

بیل ویلسون چند سال پاک بود؟

بیل ویلسون از یازدهم دسامبر ۱۹۳۴ تا روز مرگش هرگز حتی یک قطره الکل ننوشید؛ سی‌وشش سال هوشیاری بی‌وقفه. بیل دبلیو چهل‌ساله بود که الکل را برای همیشه کنار گذاشت و باقی‌مانده عمرش را وقف رشد و شکوفایی یکی از بزرگ‌ترین نهادهای اجتماعی جهان، یعنی الکلی‌های گمنام، کرد. تلاش‌های او به توسعه انجمن، تدوین مفاد و مرامنامه، و شکل‌گیری ساختار خدماتی‌ای انجامید که تا امروز پابرجا مانده. بیل دوران شکوفایی انجمن را، که طی آن داوطلبان تازه‌هوشیارشده گروه‌هایی تشکیل می‌دادند و پیام بهبودی را با دیگران در میان می‌گذاشتند، «دوره پرواز اولیه» نامید.

او مدافع اصلی این ایده بود که برنامه بهبودی در قالب یک کتاب می‌تواند به الکلی‌های بیشتری کمک کند؛ ایده‌ای که در نیویورک زود پذیرفته شد، هرچند مدتی طول کشید تا اعضای اوهایو هم به آن بپیوندند. بسیاری از پژوهشگران این حوزه، بیل را نویسنده اصلی کتاب الکلی‌های گمنام، یا همان «کتاب بزرگ»، می‌دانند؛ عنوانی که با انتشار کتاب در سال ۱۹۳۹ برایش برگزیده شد.

بیل دبلیو بیشتر ۱۶۴ صفحه نخست کتاب بزرگ، شامل «دوازده قدم» بهبودی، را نوشت و ویرایش و گردآوری کرد؛ صفحاتی که بسیاری آن را «متن پایه» برنامه ای‌ای می‌دانند. او همچنین اعضا را ترغیب کرد تجربه‌های شخصی خود را روایت کنند، روایت‌هایی که بخش عمده باقی کتاب را تشکیل می‌دهند. هنک پارکهرست، تاجر و الکلی سابقِ عضو انجمن، در امور مربوط به کتاب نقشی کلیدی داشت؛ از ایده فروش سهام کتاب تا کمک مالی به ناشر.

پس از کتاب بزرگ، آثار دیگری چون «دوازده قدم و دوازده سنت»، «از دیدگاه بیل» و «ای‌ای به بلوغ می‌رسد»، در کنار جزوه‌ها، سخنرانی‌ها و نزدیک به ۱۵۰ مقاله درباره AA منتشر شد. تا سال ۲۰۲۰، بیش از شصت میلیون نسخه از کتاب‌هایی که بیل در شکل‌گیری‌شان نقش داشت، تنها به زبان انگلیسی به چاپ رسیده بود.

سخت نگیریم
دکتر باب به بیل گفت: بیا برنامه را زیاد سخت نگیریم

علت مرگ بیل ویلسون

در ژانویه ۱۹۷۱، بیل با هواپیمایی شخصی به مؤسسه میامی هارت رفت، به این امید که بتواند آمفیزم ریوی حادش را درمان کند. گفته می‌شود در طول پرواز خلق‌وخویی خوب داشت، اما جسمش به‌شدت ناتوان شده بود.

علت مرگ بیل ویلسون آمفیزم ریوی بود که با ذات‌الریه همراه شد. او مدتی کوتاه پس از رسیدن به میامی از دنیا رفت؛ در بیست‌وچهارم ژانویه ۱۹۷۱، هم‌زمان با پنجاه‌وسومین سالگرد ازدواجش، به قول خودش «از دیده پنهان شد».

در جشن سالگرد ای‌ای که دو ماه پس از مرگ بیل به یادش برگزار شد، لوئیس پیامی از سوی او خواند، با همان ادای احترامی که بیل همیشه دوست داشت: «به شما درود می‌فرستم و بابت زندگی‌هایتان از شما ممنونم.» بی‌شک، این احساس میان همه حاضران مشترک بود.

امروز بیش از دو میلیون نفر در سراسر جهان عضو الکلی‌های گمنام هستند و صدها انجمن دیگر، با الگو گرفتن از برنامه دوازده‌قدمی، برای مقابله با چالش‌های دیگر شکل گرفته‌اند.

در سال ۱۹۹۰، مجله لایف بیل دبلیو را یکی از صد چهره برجسته آمریکا در قرن بیستم معرفی کرد. در سال ۱۹۹۹ نیز مجله تایم نام او را در فهرست صد چهره تأثیرگذار قرن جای داد و در بخش «قهرمانان و الگوها»، کنار چهره‌هایی چون جکی رابینسون و مادر ترزا، قرار گرفت.

علائم، عوارض و درمان اختلال مصرف الکل

ترک اعتیاد به الکل؛ قدم به قدم

آیا اعتیاد به الکل ارثی است؟

بدمستی و سیاه‌مستی چیست؟

پرسش‌های متداول

بیل ویلسون کیست؟ +
بیل ویلسون، با نام کامل ویلیام گریفیث ویلسون، بنیان‌گذار انجمن الکلی‌های گمنام (AA) بود. او پس از سال‌ها اعتیاد شدید به الکل، در سال ۱۹۳۴ هوشیار شد و همراه با دکتر باب در سال ۱۹۳۵ الکلی‌های گمنام را تأسیس کرد.
علت مرگ بیل ویلسون چه بود؟ +
علت مرگ بیل ویلسون آمفیزم ریوی بود که با ذات‌الریه همراه شد. او در بیست‌وچهارم ژانویه ۱۹۷۱، اندکی پس از رسیدن به مؤسسه میامی هارت برای درمان، در هفتاد و پنج‌سالگی درگذشت.
بیل ویلسون چند سال پاک بود؟ +
بیل ویلسون از یازدهم دسامبر ۱۹۳۴ تا روز مرگش در ژانویه ۱۹۷۱، یعنی به مدت سی‌وشش سال، هرگز حتی یک قطره الکل ننوشید.
رابطه بیل ویلسون با خدا چگونه بود؟ +
رابطه بیل ویلسون با خدا رابطه‌ای شخصی و رو به تحول بود، نه مذهبی و رسمی. این نگاه از طریق آشنایی‌اش با گروه آکسفورد شکل گرفت و بعدها به مفهوم «نیروی برتر» در برنامه دوازده قدم انجمن الکلی‌های گمنام تبدیل شد.
بیل ویلسون چه زمانی الکل را کنار گذاشت؟ +
بیل ویلسون در یازدهم دسامبر ۱۹۳۴، پس از بستری شدن در بیمارستان تاونز و تجربه یک بیداری روحانی، برای همیشه الکل را کنار گذاشت.
  1. Stepping Stones Foundation. (n.d.). The history of Bill Wilson. Retrieved from این لینک
  2. Stevens, J. W. (1971, January 26). Bill W. of Alcoholics Anonymous dies. The New York Times. Retrieved from این لینک
  3. Alcoholics Anonymous World Services. (n.d.). The start and growth of A.A. Retrieved from این لینک