رنجش، دشمن شماره یک ماست. این احساس منفی بیش از هر عامل دیگری باعث نابودی الکلی‌ها می‌شود و سرچشمه بسیاری از مشکلات روحی است. ما نه‌تنها از بیماری‌های جسمی و روانی رنج می‌بریم، بلکه از نظر معنوی نیز دچار مشکل هستیم. با بهبود سلامت معنوی، ذهن و جسم ما نیز به تعادل خواهند رسید.

برای کنار آمدن با رنجش، باید با آن مواجه شویم. این یعنی دلخوری، کینه یا رنجیدگی خود را شفاف کرده و آن را روی کاغذ بیاوریم. در این راستا، فهرستی از تمام افراد، مؤسسات یا اصولی که از آن‌ها دلخور هستیم تهیه می‌کنیم و از خود می‌پرسیم که علت این احساس چیست. در اغلب موارد، مشخص می‌شود که عزت نفس، درآمد، آرزوها یا روابط شخصی (ازجمله روابط عاطفی و جنسی) ما تهدید شده یا آسیب دیده‌اند و به همین دلیل، احساس خشم و نارضایتی داریم.

(کتاب الکلی های گمنام، صفحه ۶۴/از دیدگاه بیل، صفحه ۶۴)

بهترین کاربرد این نوع نامه‌نگاری برای کنار آمدن با رنجش، آن است که مانند یک سوپاپ اطمینان عمل می‌کند—راهی برای رها کردن احساسات منفی. این فرآیند مانند سطلی است که در آن می‌توانیم بارهای زائد فکری و احساسی خود را تخلیه کنیم و ذهنی آزادتر و آرام‌تر داشته باشیم.

(نامه، 1949)

در جست و جوی مدال حماقت

غرور، یکی از موانع اساسی در مسیر پیشرفت حقیقی انسان است و عامل بسیاری از گرفتاری‌های بشری محسوب می‌شود. این ویژگی ما را وسوسه می‌کند که از خود یا دیگران انتظاراتی غیرواقع‌بینانه داشته باشیم—انتظاراتی که بدون انحراف یا سوءاستفاده از غرایز خدادادی‌مان امکان‌پذیر نیست.

زمانی که ارضای غرایز طبیعی ما در زمینه‌هایی مانند سکس، امنیت و جایگاه اجتماعی، به اولویت اصلی زندگی تبدیل شود، غرور به‌عنوان ابزاری برای توجیه افراط‌کاری‌های ما وارد عمل می‌شود و ما را از مسیر تعادل و رشد واقعی منحرف می‌کند

(کتاب دوازده و دوازده/از دیدگاه بیل، صفحه۱۹)

***

ممکن است بتوانم به “تواضعی برای امروز” دست یابم، اما تنها تا حدی که مرا از یک‌سو از سقوط در باتلاق گناه و طغیان بازدارد و از سوی دیگر، از سرزمین فریبنده‌ای که با سکه‌های طلای حماقتِ ناشی از غرور مفروش شده است، رهایی بخشد.

با این رویکرد، می‌توانم “شاهراه تواضع” را که میان دو بی‌نهایت—غرور افراطی و احساس گناه عمیق—مدفون شده است، کشف کنم. ازاین‌رو، داشتن یک ترازنامه‌ی مستمر برای شناسایی لحظاتی که از این مسیر منحرف می‌شوم، باید همواره در دستور کارم باشد.

(مجله گریپ‌واین، ژوئن 1961)

کنار آمدن با رنجش

چرا افرادی که به آن‌ها اعتماد داشتم—دوستان، راهنمایان و محافظانم—مرا ناامید کردند؟ چرا با من بدرفتاری شد؟ چرا باید این‌همه سختی و رنج را تحمل کنم؟ چرا زندگی‌ام تا این حد چالش‌برانگیز است؟ این پرسش‌های بی‌پاسخ و زخم‌های التیام‌نیافته ما را در گذشته گرفتار نگه می‌دارند.

خشم و رنجش مانند عفونتی پنهان هستند؛ اگر نادیده گرفته شوند، گسترش می‌یابند و حتی ممکن است به دیگران نیز منتقل شوند. اما پذیرش و پردازش این احساسات، ما را قادر می‌سازد که از بند گذشته رها شویم و با اطمینان به سوی آینده گام برداریم.

در مسیر بهبودی، به‌ویژه پس از انجام قدم چهارم که شامل خودشناسی، التیام زخم‌ها و رهایی از اسارت اعتیاد است، رویارویی با خود آغاز می‌شود. ما رفتارهای ناکارآمد و مخربی را که بخشی از باورهایمان بوده‌اند، شناسایی کرده و نقص‌های شخصیتی خود را روی کاغذ می‌آوریم. این فرایند به ما کمک می‌کند که تأثیر این باورها را بر تصمیمات، احساسات و روابطمان بررسی کنیم.

هدف کنار آمدن با رنجش، رهایی از این تأثیرات مخرب و ایجاد تغییرات اساسی در زندگی با کمک نیرویی برتر است.

در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید:

شناخت عوامل رنجش معتاد

خشم نتیجه رشد بی‌اندازه ترس است

Signs of Resentment