نویسنده این گزارش: «کیت شورلی» هیپنوتراپیست بالینی، مشاور و کوچ (مربی) که در حوزه مشاوره روابط عاطفی تخصص دارد. او از سال 2004 به طور حرفهای در این حوزه فعالیت میکند.
عشق در شکل سالم خود نیرویی سازنده و الهامبخش است، اما زمانی که به وسواس و وابستگی بیمارگونه تبدیل شود، میتواند زندگی فرد را به شدت مختل کند. شناخت نشانههای اعتیاد به عشق اهمیت ویژهای دارد، زیرا آگاهی نخستین گام برای پیشگیری و درمان این اختلال رفتاری است.
بسیاری از افراد تا زمانی که گرفتار پیامدهای منفی نمیشوند، متوجه نمیگردند رابطهشان دیگر عشق سالم نیست، بلکه نوعی وابستگی آسیبزا است. در این نوع اعتیاد، فرد همواره به دنبال «هدف» جدیدی میگردد؛ رابطه برای او همان نقشی را دارد که ماده مخدر برای فرد معتاد. هیجان عشق وسیلهای میشود برای سرکوب مشکلات و احساساتی که فرد توانایی مواجهه سالم با آنها را ندارد.
اما این احساس اولیه همیشگی نیست. آنچه در ابتدا شور و شوقی شیرین به نظر میرسد، به مرور به چرخهای از وابستگی روانی، ناامنی، کنترلگری، سوءرفتار عاطفی یا حتی جسمی، مشاجرات بیپایان و وابستگی افراطی تبدیل میشود. پیامها و تماسهای مکرر جایگزین آرامش میگردند و رابطه رنگی از اجبار به خود میگیرد.
زمانی که نیازهای عاطفی فرد در رابطه برآورده نمیشوند، او دچار استیصال شده و مصرانه در پی برطرف کردن آن نیازهاست؛ رفتاری که هم برای خودش و هم برای شریک عاطفیاش احساس گناه و بیارزشی به همراه دارد. جدایی از چنین روابطی نیز دشوار است، زیرا وابستگی عمیق، فرد را در چرخهای پررنج و تکرارشونده گرفتار میسازد.
پیشنهاد میکنیم تحقیقات مجله اعتیاد در مورد اعتیاد به عشق را مطالعه کنید: اعتیاد به عشق چیست؟

چرا شناخت نشانهها اهمیت دارد؟
آگاهی از علائم اعتیاد به عشق میتواند جلوی تشدید مشکلات را بگیرد. تشخیص بهموقع نشانهها به فرد کمک میکند از روابط سمی فاصله بگیرد، اعتماد به نفس خود را بازسازی کند و مسیر درمان را آغاز نماید.
نشانههای اصلی اعتیاد به عشق
اعتیاد به عشق با مجموعهای از علائم مشخص همراه است که آگاهی از آنها میتواند به فرد کمک کند تا متوجه شود آیا درگیر این مشکل شده یا نه. مهمترین نشانهها عبارتاند از:
وابستگی افراطی به رابطه: فرد بدون رابطه عاطفی احساس پوچی میکند و مدام به دنبال شروع رابطهای جدید است.
نیاز مداوم به توجه: جستجوی دائمی محبت و تأیید دیگران، حتی به شکل افراطی و تکرارشونده.
اضطراب و ناامنی: ترس همیشگی از رها شدن یا از دست دادن شریک عاطفی که معمولاً با اضطراب شدید همراه است.
سوءاستفاده عاطفی: این افراد ممکن است در روابط خود قربانی سوءاستفاده شوند یا برای حفظ رابطه به چنین رفتارهایی دست بزنند.
رفتارهای کنترلی: تلاش برای کنترل شریک عاطفی بهمنظور ایجاد احساس امنیت و جلوگیری از ترک شدن.
این نشانهها زمانی به سطح آسیبشناختی میرسند که باعث افت کیفیت زندگی، رنج روانی و ایجاد چرخهای از روابط ناسالم شوند.
تفاوت عشق سالم با اعتیاد به عشق
عشق سالم بر پایهٔ رشد فردی، احترام متقابل و آزادی شکل میگیرد.
اعتیاد به عشق بر اساس ترس، کنترل و وابستگی ناسالم است و معمولاً منجر به آسیب روانی میشود.
جدول نشانههای رفتاری و روان شناختی
| دستهبندی | نشانهها |
|---|---|
| نشانههای رفتاری | • نیاز وسواسگونه به تماس و حضور مداوم با معشوق • ناتوانی در تمرکز بر کار، تحصیل یا زندگی شخصی • چشمپوشی از مشکلات جدی و حتی سوءرفتار برای حفظ رابطه |
| نشانههای روانشناختی | • اضطراب جدایی و نگرانی دائم از ترک شدن • ترس شدید از تنهایی • احساس بیارزشی یا پوچی بدون وجود رابطه عاطفی |
| نشانههای جسمانی | • مشکلات خواب و بیخوابی • تغییر در اشتها (افزایش یا کاهش) • افت انرژی و خستگی مزمن این علائم شباهت زیادی به اختلالات اضطراب و افسردگی دارند. |

در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید
دروغ، فریبکاری و هرزگی؛ اعتیاد جنسی و بهبودی
علل بروز اعتیاد به عشق
اعتیاد به عشق میتواند ناشی از عوامل مختلفی باشد. از جمله مهمترین این عوامل میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تجربیات کودکی: افرادی که در کودکی محبت و توجه کافی از سوی والدین دریافت نکردهاند، ممکن است در بزرگسالی به دنبال پر کردن این خلأ از طریق روابط عاشقانه باشند.
- عدم اعتماد به نفس: افرادی که از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند، ممکن است به دنبال تایید و توجه دیگران باشند تا احساس ارزشمندی کنند.
- ترس از تنهایی: برخی افراد به شدت از تنهایی میترسند و به همین دلیل به دنبال روابطی هستند که این ترس را از بین ببرد.
- الگوهای ناسالم: مشاهده روابط ناسالم در خانواده یا جامعه میتواند به ایجاد الگوهای نادرست در روابط عاشقانه منجر شود.
چگونه میتوان بر روابط ناسالم غلبه کرد؟
برای غلبه بر این الگوهای رفتاری باید از صداقت شروع کنیم. کاملاً صادق بودن با خودمان ما را به سوی یافتن پاسخهای حقیقی و در نهایت بهبودی حقیقی هدایت میکند. مهم است که به دنبال گرفتن حمایت از کسی باشیم که میتوانیم به او اعتماد کرده و با او صحبت کنیم. مثلاً یک درمانگر حرفهای و باتجربه میتواند حمایت موردنیازتان را در چنین موقعیتی تأمین کند.
در هر شکلی از اعتیاد یک الگوی قابلشناسایی وجود دارد که باید شکسته شده و با روشهای جدید و صمیمانهتری از بودن جایگزین شود. حرف آخر این است که برای غلبه بر اعتیاد به عشق، اول باید خودتان را دوست داشته باشید؛ جایی که عشق به خود وجود نداشته باشد، نوعی احساس پوچی ایجاد میشود که این همان چیزی است که شما را به سمت اعتیاد به عشق سوق میدهد.
اینکه چرا به خودمان عشق نمیورزیم میتواند دلایل زیادی داشته باشد؛ اما معمولاً دلیلش این است که از سنین خیلی کم مورد محبت و احترام قرار نگرفتیم و برای کسی که واقعاً هستیم پذیرفته نشدیم.
پس از آن زخمها و آسیبهایمان را در خود میریزیم، از نظر هیجانی بیحس و کنارهگیر میشویم، باورهای نادرستی دربارهی خودمان پیدا میکنیم و به این نتیجه میرسیم که نمیتوان به آدمها و دنیا اعتماد کرد. ما دیگر عشقی را که در اعماق وجود خود داریم ابراز نمیکنیم، در عوض آسیبهایمان را ابراز میکنیم، به دور خود دیوار میکشیم و نمیتوانیم با خود و آدمهای اطرافمان زندگی پرمهرتری داشته باشیم.
چه زمانی باید کمک گرفت؟
وقتی نشانهها به افت عملکرد در زندگی، احساس ناامیدی یا گرفتار شدن در روابط آسیبزا منجر شوند، زمان آن رسیده که فرد به روانشناس یا گروههای حمایتی مراجعه کند. منابعی مانند جلسات مشاوره، گروههای ۱۲ قدمی یا انجمن SLAA میتوانند بسیار مؤثر باشند.
اعتیاد به عشق به معنای نیاز شدید به ستایش شدن، دیده شدن، دریافت توجه و حتی لمس فیزیکی است

نشانههای اعتیاد به عشق در درون ما چاه عمیقی میسازند که نمیتوان آن را با عشق واقعی پر کرد؛ بنابراین به سراغ هر چیز دیگری میرویم که احساس رهایی و خلاصی بهمان بدهد، حتی اگر کوتاهمدت باشد. به همین دلیل به اشتباه آنچه را به ما احساس تسکین میدهد عشق میپنداریم و فکر میکنیم این همان پاسخی است که به دنبالش میگشتیم. مطمئن باشید که اینطور نیست. زمان بگذارید و یک رابطهی خوب با خودتان بسازید، رابطهای که استوار، واقعی و مبتنی بر عشق باشد. پس از آن میتوانید به جلو حرکت کنید و چنین رابطهای را با یک فرد دیگر هم بسازید.
راههای درمان و مقابله
درمان اعتیاد به عشق نیازمند شناخت دقیق از این مشکل و انجام مراحل درمانی مناسب است. از جمله روشهای موثر برای مقابله با این نوع اعتیاد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- مشاوره روانشناسی: مراجعه به مشاور یا روانشناس میتواند به فرد کمک کند تا علل بروز اعتیاد به عشق را شناسایی کرده و راههای مقابله با آن را بیاموزد.
- درمان شناختی-رفتاری: این نوع درمان به فرد کمک میکند تا الگوهای فکری و رفتاری ناسالم خود را تغییر دهد و به جای آنها الگوهای سالمتری را بپذیرد.
- افزایش اعتماد به نفس: کار بر روی افزایش اعتماد به نفس میتواند به فرد کمک کند تا نیاز به تایید و توجه دیگران را کاهش دهد و به جای آن بر ارزشهای درونی خود تمرکز کند.
- مدیریت استرس: یادگیری تکنیکهای مدیریت استرس، نظیر مدیتیشن و تمرینات تنفسی، میتواند به فرد کمک کند تا احساسات منفی خود را کنترل کند و از این طریق بهبود یابد.
- پرهیز از روابط ناسالم: یکی از مهمترین قدمها در درمان اعتیاد به عشق، شناسایی و قطع روابط ناسالم است. فرد باید یاد بگیرد که از روابطی که برای او مضر هستند، دوری کند و به جای آن به دنبال روابط سالمتر باشد.
نتیجهگیری
اعتیاد به عشق یک وابستگی روانی پیچیده است که میتواند بهطور جدی بر زندگی فرد سایه بیندازد. این نوع اعتیاد نهتنها روابط عاطفی را تخریب میکند، بلکه سلامت روانی و حتی جسمانی فرد را نیز تهدید میسازد. افت اعتمادبهنفس، اضطراب، افسردگی و گرفتار شدن در روابط سمی از پیامدهای رایج آن است.
شناخت بهموقع علائم و آگاهی از ریشههای این اختلال نخستین گام برای رهایی است. با کمک رواندرمانی، گروههای حمایتی و تقویت مهارتهای فردی، میتوان چرخهٔ وابستگی را شکست و به سمت عشق سالم و پایدار حرکت کرد. در این مسیر، حمایت خانواده و دوستان نقش حیاتی دارد.
به یاد داشته باشیم که عشق واقعی ابزاری برای فرار از تنهایی یا پر کردن خلأهای درونی نیست؛ بلکه باید منبعی برای رشد، آرامش و شکوفایی فردی باشد. آگاهی و پذیرش، دریچهای برای تغییر و تجربهٔ دوبارهٔ رابطهای سالم است.
نویسنده: کیت شورلی، ترجمه: آزاده اتحاد/عکس بالای صفحه از نیویورک تایمز
references
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهد.