نقش مشاوره در پیشگیری از اعتیاد جوانان

1054-PSY-200توصیه‌های کارشناسان در مورد چگونگی برخورد با نوجوانان و جوانان معتاد

وقتی داخل کیف دخترش بسته کوچک سفیدرنگی را پیداکرد، مبهوت ماند. رفتارهای چندوقت او به نظرش مشکوک می‌آمد و حالا با یافتن این بسته کوچک که نشان از فاجعه‌ای داشت، در برابر آنچه که دیده بود، نمی‌دانست چه کار بایدمی کرد،

به سراغ چه کسی باید می‌رفت و چگونه می‌توانست موضوع را با دخترش درمیان بگذارد؟ می‌دانست که او درکلاس درس با دانش‌آموزی صمیمی شده است که خانواده از هم پاشیده‌ای دارد و مادرش معتاد است. به سراغ مدیر مدرسه دخترش رفت، اما او عنوان کردکه نمی‌تواند بدون دخالت پلیس و دستگاه قضایی، این دانش آموز را که ظاهراً تبدیل به مروج مصرف و فروشنده موادمخدر شده بود، از مدرسه اخراج کند.

فکر کرد که باید دخترش را به مدرسه دیگری منتقل کند، اما تکلیف دیگر دانش‌آموزان آن مدرسه چه می‌شد؟ تصمیم گرفت به سراغ مددکاران اجتماعی برود و مشکل فرزندش را به آنان اطلاع دهد، تا شاید او را از خطری که تهدیدش می‌کند، نجات دهند. از اینرو دست به کار شد و با رفتن به یکی از مراکز مشاوره پلیس که در نزدیک خانه اش بود، توانست فرزندش را از مضرات دوستی‌ با افراد ناباب واستفاده از موادمخدر آشنا کند. این مادر روزهای سختی را برای رهایی فرزندش از بلایی که می‌توانست آینده‌اش را خراب کند، گذراند، اما آیا مادران دیگر نیز می‌توانند نوجوانان خود را از خطر سقوط به گرداب اعتیاد، نجات دهند؟ ‏

 

مچ‌گیری نکنیم

دکتر مهرداد احترامی ـ روانپزشک و کارشناس حوزه پیشگیری از اعتیاد تأکید می‌کند:‌ پدر و مادری که مشکوک به مصرف مواد مخدر توسط نوجوان خود هستند، نباید به دنبال مچ‌گیری از فرزند خود باشند.

وی با اشاره به علائم مصرف مواد مخدر در نوجوانان، اظهار می‌دارد: والدین می‌توانند با علائم مصرف مواد مخدر از طریق رسانه‌ها و کتاب‌ها آشنا شوند و در صورت مشکوک بودن به رفتار فرزند خود و یا اگر علائم نیمه کاره‌ای در فرزندشان دیدند و یا از طریق فردی شنیدند که فرزندشان مواد مصرف می‌کند، در مرحله اول باید ذهن خود را از موضوع مچ گیری خلاص کنند، زیرا این کار یک تهدید جدی برای فرزندشان است.

دکتراحترامی با تاکید بر تغییر رویکرد مواجهه با نوجوانی که مواد مخدر مصرف کرده است، اضافه می‌کند: والدین نباید از این موضوع برای خود یا فرزند نوجوانشان فاجعه‌سازی کنند، زیرا این کار استرس‌ها را بالا می‌برد و منجر به دور شدن دو طرف از یکدیگر می‌شود. زمانی که والدین به مصرف مواد از سوی نوجوان خود پی می‌برند، باید آن را یک زنگ هشدار تلقی کنند و بفهمند که این موضوع نشان دهنده اشکالی در روابط آنها با نوجوان و تربیت اوست که از قبل وجود داشته است.

این روانپزشک با بیان اینکه نباید به این بچه‌ها به منظور اصلاح رفتارشان رشوه داده شود، ادامه می‌دهد: والدین باید بدانند که ارتباطات‌شان با فرزندان، نیاز به اصلاح دارد و لازم است به سرعت قواعد خانواده رابازبینی شود. بازنگری این قوانین و صحبت درباره آن، کنترل بیشتری روی رفتار والدین و فرزندان ایجاد می‌کند.

دکتر احترامی با اشاره به لزوم مراجعه به مشاور و کمک گرفتن از متخصص برای نحوه برخورد با نوجوانی که به سوءمصرف مواد گرایش یافته است، می‌افزاید: پدران و مادران باید توجه کنند برخی داروهای روانپزشکی می‌تواند علائمی مانند مصرف مواد مخدر داشته باشد و از اینرو این دو نباید با هم اشتباه گرفته شوند.

این پژوهشگر حوزه اعتیاد با بیان ضرورت دانستن این موضوع که نوجوان سوءمصرف دارد یا نه، می‌گوید: در این شرایط بهترین کار این است که استرس‌ها را کم کنیم و با رفتارهای مستقیم و غیر مستقیم از پراسترس شدن شرایط پیش آمده، پیشگیری به عمل آوریم. ضمن اینکه بهتر است راهکارهایی را به بیمار نشان دهیم، اما نظر خود را به او تحمیل نکنیم. چرا که بیمار خود باید درمورد زمان و نوع درمان‌اش تصمیم بگیرد.

 1054-PSY-460

عوامل زیادی در بروز این بحران وجود دارد، به طور مثال مشکلات و دعواهای خانوادگی،
بدرفتاری‌هایی که در مدرسه با این فرد صورت می‌گیرد و نبود تفریح‌های سالم و رفاه برای
این فرد که سبب می‌شود به نوجوان فشار روحی وارد شود، تا آنجا که دیگر طاقت تحمل این
 مسائل را نداشته باشد و در نهایت به سمت اعتیاد برود


بروشورهای اطلاع‌رسانی

دکتر احترامی به گسترش شبکه سالم ارتباطی برای نوجوانی که به سوءمصرف مواد مخدر روی آورده است، اشاره می‌کند و می‌افزاید: ارتباط دادن فرد بیمار با افراد خوش مشرب و خوش برخورد که نوجوان از حضور در کنار آنها لذت می‌برد و دور کردن آنها از دوستان ناسالم، بسیار مهم است. باید تلاش کنیم اگر نوجوان در سراشیبی مصرف مواد قرار گرفته است، محیط را به صورت مراقبتی برای او غنی کنیم تا از تفریحات سالم لذت ببرد.

این روانپزشک با تاکید بر اینکه در ابتدای کار باید با نوجوان بیمار به صورت غیر مستقیم صحبت کرد، ادامه می‌دهد: صحبت‌های غیر مستقیم می‌تواند در مورد سلامت، آینده، توانایی فرد، کاهش استرس و قدرت دست یافتن به شرایط مناسب باشد. اگر دیدیم که صحبت‌های غیر مستقیم فایده ندارد، باید در مورد رفتارهای او صحبت کنیم و بگوئیم که ما نگران تو هستیم، زیرا رفتارهایی از تو می‌بینیم که ربطی به آرزوهایت ندارد و اگر باز هم این کار پاسخ نداد، به صورت مستقیم در این باره با نوجوان صحبت کنیم. البته کمک گرفتن از افرادی که نوجوان حرف آنها را قبول دارد، می‌تواند کمک کننده باشد. اما در عین حال نباید کسانی که لازم نیست در این باره چیزی بفهمند، از موضوع مطلع شوند. در واقع باید افراد خانواده در این مورد همسو باشند، اطلاعات را از یکدیگر مخفی نکنند و در عین حال، رازداری خانوادگی را مدنظر قرار دهند. ‏

دکتر احترامی با اشاره به ضرورت دادن اطلاعات به صورت غیر مستقیم به نوجوان، اظهار می‌دارد: می‌توان بروشورهایی در این باره تهیه کرد و جایی در دسترس نوجوان گذاشت و به شکل کوتاهی در این باره صحبت کرد، تا بیمار نفهمد که مخاطب مستقیم، اوست.

این روانپزشک تاکید می‌کند: در برخورد با نوجوانی که به مصرف مواد مخدر گرایش یافته است، نباید او را کوچک و به او القا کرد که دیگر همه چیز در زندگی اش تمام شده است. ضمن اینکه نباید روش درمان و مداخله را به بیمار تحمیل کنیم، بلکه باید از روش انگیزشی استفاده کنیم و او را امیدوار سازیم که تغییر رفتارهایش کاملا ممکن است.

سن جذب ذهن جوانان به خانواده

مهرانه بخشی ـ روان‌شناس و استاد دانشگاه، سن جذب ذهن جوانان به خانواده را بین ۱۵ تا۲۰ سالگی می‌داند و معتقد است: اگر در این سن، ذهن جوان به سمت خانواده خود بیشتر متمایل شود، از نظر روانی نوعی وابستگی به فضای خانه پیدا می‌کند. چنین است که جوان طبیعتا به والدین خود هم نوعی تعهد همیشگی دارد و به طور ناخودآگاه می‌کوشد از انجام کارهایی که والدینش را می‌رنجاند، خودداری کند که اعتیاد هم از این دست کارهاست.‏

این استاد دانشگاه می‌افزاید: اگر زمانی به هر دلیلی والدین متوجه غلتیدن جوان‌شان به ورطه مصرف مواد مخدر شدند، در مرحله اول باید به این مسئله پی ببرند که او در چه مرحله‌ای است؟ در شرایطی که مراحل آغازین را طی می‌کند، باید به او به چشم یک فرد کاملاً سالم بنگرند وبه تدریج وی را آن قدر در محیط خانه با محبت ویژه و فوق‌العاده جلب کنند که جوان در خلوت خود، از انجام این کار پشیمان شود واحساس عذاب وجدان کند. اما اگر در مرحله میانی وحادی به سر می‌برد، والدین باید به شدت به سمت اعتماد سازی گام بردارند. اعتمادسازی در این مرحله با آرامش رخ می‌دهد. در فضایی امن باید با جوان آلوده به اعتیاد صحبت و به او ابراز محبت کرد، تا آنجا که وی والدین را بهترین دوستان خود بداند. در صورت طی شدن درست این روند، جوان در راه همکاری برای ترک اعتیاد، گام برخواهد برداشت.‏


جنگ لفظی با جوانان معتاد

مهرانه بخشی، درباره پیامدهای جنگ‌های لفظی والدین با جوانانی که به اعتیاد آلوده شده‌اند و یا در معرض آن قرار دارند، می‌گوید: والدین به هر ترتیب از لحاظ روانی دائما ذهنشان مشغول این مسئله است و به همین دلیل به محض دیدن اولین نشانه‌ها، خیلی سریع شروع به واکنش نشان دادن می‌کنند. آن‌ها گمان دارند با داغ کردن فضا ومجادله، می‌توانند هشدار محکم تری به جوان خود بدهند. حال آن که از لحاظ روانی این مجادله داغ، نتیجه عکس می‌دهد. در مجادله‌ها وجنگ‌های لفظی این چنینی، جوانان خیلی سریع وارد موضع‌گیری می‌شوند. به طور کلی فضای خانه‌های پرتنش، مکانی مناسب برای گریز جوانان از خانواده و روی آوردن به اعتیاد است.‏

این روان‌شناس ادامه می‌دهد: واکنش‌های فکری ـ روانی جوانان به محیط‌های پر اضطراب، به مثابه فرار از موقعیت است. به این صورت که آن‌ها سعی می‌کنند همیشه از چنین محیط‌هایی دوری کنند و به همین دلیل آن‌ها به سوی گروه‌های دوستی وفضای آن گرایش بسیار زیادی دارند، چرا که دراین گونه فضا‌ها، احساس آرامش دارند.بنابراین نباید به بهانه‌های واهی به جوانان در محیط خانه استرس وارد کرد، چرا که استرس واتهام زنی‌های پی در پی وملامت‌های مداوم، دشمن حضور جوانان در محیط گرم خانوادگی محسوب می‌شوند.‏

عوامل گرایش نوجوانان به اعتیاد ‏

1054-PSY-250دکترمصطفی اقلیما ـ رئیس انجمن علمی مدد کاران اجتماعی ایران درباره اعتیاد نوجوانان معتقد است که در این بحران، نوجوان محکوم نیست، بلکه اجتماع و سیاست‌های غلط اجرایی محکوم هستند .وی اظهار می‌دارد: ما در مرحله اول نباید شرایط را برای بروز چنین مشکلی مهیا کنیم، اما باید واقعیت را بپذیریم که این فرد معتاد شده و چون این مشکل یک روزه به سراغ وی نیامده است، ما هم نمی‌توانیم در چند جمله و در یک زمان کوتاه، درباره این مشکل صحبت و مشکل را برطرف کنیم.‏

این مددکار اجتماعی می‌گوید: به طور مثال باید بدانیم یک نوجوان ۱۵ ساله که شیشه مصرف می‌کند، به همین مدت یعنی ۱۵ سال در زندگی مشکل داشته است. یعنی از کودکی در خانواده، مدرسه و اجتماع با او رفتارهایی صورت گرفته که او را به این مرحله رسانده است و فرد هم برای فرار از این مشکلات به مواد مخدر پناه آورده یا به سمت قرص‌هایی که روانپزشکان به عنوان آرام بخش برای او تجویز کرده‌اند، حرکت کرده است. ‏

رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران اظهار می‌دارد: متاسفانه ما یا به عنوان روانپزشک، مواد مخدر به خورد آن نوجوان می‌دهیم و یا این نوجوان در جامعه از راه‌های دیگر به سمت این مواد سوق پیدا می‌کند. پس ما برای حل این معضل باید در مشکلات ۱۵ ساله این نوجوان جست و جو کنیم و علل گرایش این فرد به سمت مواد مخدر را بیابیم تا بتوانیم بهترین شیوه برخورد با این مشکل را اتخاذ انتخاب و اجرا کنیم. ‏

دکتر اقلیما درخصوص عوامل اعتیاد نوجوانان می‌افزاید: عوامل زیادی در بروز این بحران وجود دارد، به طور مثال مشکلات و دعواهای خانوادگی، بدرفتاری‌هایی که در مدرسه با این فرد صورت می‌گیرد و نبود تفریح‌های سالم و رفاه برای این فرد که سبب می‌شود به نوجوان فشار روحی وارد شود، تا آنجا که دیگر طاقت تحمل این مسائل را نداشته باشد و در نهایت به سمت اعتیاد برود. ‏

این مددکار اجتماعی اضافه می‌کند: در موضوع تجویز‌های بی‌مورد دارویی برخی از روانپزشکان، شما تصور کنید یک فرد در دوران کودکی دچار اضطراب می‌شود و وقتی او به روانپزشک مراجعه می‌کند. او فقط با تجویز قرص‌های آرام‌بخش درصدد تسکین مشکلات برمی‌آید، ولی هیچ برنامه‌ای برای حل ریشه‌ای مشکلات‌اش ارائه نمی‌دهد که آن هم سبب اعتیاد فرد مورد نظر می‌شود. ‏

رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران در مورد برخورد با نوجوانان معتاد اظهارمی دارد: در برخورد با این افراد، باید با محبت کردن نیاز‌های عاطفی آنان را برآورده کنیم. زیرا اولین مشکل آنان، کمبود محبت است و از اینرو با این افراد از طریق برخورد‌های تنبیهی نباید مقابله کنیم. ‏این مددکار اجتماعی درباره نحوه برخورد خانواده‌ها با یک نوجوان معتاد می‌افزاید: در مورد نوع مواجه و عکس‌العمل خانواده‌ها با این موضوع ابتدا باید توجه داشت که این نوجوان از چند وقت قبل مصرف مواد را شروع کرده است. در مرحله دوم باید علت شناسی کنند و بفهمند که چه عللی سبب وقوع این اتفاق شده است؟ متاسفانه مشکل برخی خانواده‌ها این است خودشان می‌دانند که ریشه مشکل فرزندشان کجاست، اما می‌خواهند با برخورد‌های خشن و کتک زدن با این مشکل برخورد کنند. در مرحله سوم باید محیط آن نوجوان را عوض کنند. اگر می‌بینند که مشکل از اجتماع و محله است، خانه خود را تغییر دهند و اگر مشکل را ناشی از برخوردهای درون مدرسه و یا دوستان مدرسه دیدند، مدرسه‌اش را عوض کنند. با این کار اگر فرد در مرحله اول اعتیاد باشد، ممکن است به کلی درمان شود. ‏

بچه‌های اعتیاد

1054-NA-KidsDrugsسرهنگ مجید غفاری ـ کارشناس اجتماعی پلیس درباره اعتیاد نوجوانان به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: به لحاظ وابستگی‌هایی که اعضای خانواده‌ها دارند، خواه و ناخواه چنانچه یکی از اعضای خانواده دچار آلودگی‌هایی شوند، به طور نسبی در سایر افراد خانواده نیز اثر می‌گذارد و احتمالاًسبب آلودگی برخی از آن‌ها نیز می‌شود و بر فرض که موجب آلودگی آنان هم نشود، به احتمال زیاد وضع خانوادگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و چه بسا آنان را با عواقب ناگوار و غیر قابل جبران، مواجه می‌سازد.‏

این کارشناس پلیس می‌افزاید: کودکان وابسته به والدین معتاد یا اصطلاحاً «بچه‌‌های اعتیاد»، کودکانی هستند که در محیط‌های پرورشی خود با پدر و مادر یا یکی از اعضای معتاد خانواده، همزیستی دارند. این کودکان لزوماً مجرم یا معتاد نیستند، بلکه در دایره‌ای بیمار و ناهنجار گرفتار آمده‌اند و در آن رشد کرده‌اند. والدین معتاد در شرایط نشئگی بسیار بخشنده، مهربان و ایثارگرند، ولی در حالت خماری، سرشار از خشم و غضب می‌شوند و یا در کمال بی تفاوتی و بی حوصلگی

نسبت به نزدیکان و وقایع اطراف خود، کمترین احساس و یا واکنشی نشان نمی‌دهند. بنابراین، بروز این تغییرات رفتاری در والدین معتاد، نخستین عامل گرایش به مواد مخدر در بچه‌های اعتیاد است.

سرهنگ غفاری همچنین می‌گوید: کودکان و نوجوانانی که ناخواسته در مسائل ناشی از اعتیاد پدر و یا مادر خود در خانواده درگیر می‌شوند، در معرض ارتکاب جرایم مختلف قرار می‌گیرند و متأسفانه سرنوشت گرفتار آمدن در رده کودکان و نوجوانان نابهنجار یا بزهکار، در انتظار آن‌هاست.‏

دختران،‌ مادران آینده

دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم ـ جامعه‌شناس با اشاره به تاثیر اعتیاد زنان بر تربیت فرزندان‌شان می‌گوید: اگر زنان دچار اعتیاد شوند، نخستین صدمه به دختران آنها وارد می‌آید و با توجه به این که دختران، مادران آینده هستند، اعتیاد زنان بر کل نظام اجتماعی تاثیر منفی می‌گذارد.‏

وی با بیان اینکه زن اساس خانواده است، می‌افزاید: تربیت خانواده بر عهده زنان است و دوام و بقای خانواده به زن بستگی دارد. زنان نقش اصلی را در تربیت، پرورش، سبک زندگی و چشم انداز زندگی فرزندانشان دارند. ضرب‌المثل قدیمی را شنیده‌اید که می‌گویند «مادر را ببین، دختر را بگیر!». زمانی که مادر دچار آسیب‌های اجتماعی مانند طلاق و اعتیاد باشد، صدمه جبران ناپذیری به بنیان خانواده می‌زند و تاثیر منفی بر تربیت فرزندان به ویژه دختران می‌گذارد و احتمال گرایش فرزندان به آسیب‌های اجتماعی را افزایش می‌دهد.‏

راهکارهای کارشناسان

به گفته کارشناسان، برای نزدیک‌شدن به فرزندان و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، بهتراست:‏

‏ـ در مورد دیدگاه‌ها، هدف‌ها، علاقه‌ها و آرزوهای فرزندتان، با او گفتگو کنید.

ـ به فرزندتان در یادگیری مهارت‌های حل مسائل زندگی کمک کنید.

ـ به احساسات فرزندان خود احترام بگذارید وگفته‌های او را تفسیر کنید ودرباره‌‌اش توضیح دهید.

ـ در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی، از فرزندتان نظر بخواهید، به نظراتش احترام بگذارید و به شنیدن آن‌ها علاقه نشان دهید.

ـ در خصوص مضرات مصرف سیگار و مواد غیر مجاز و مخدر، با فرزندان و بخصوص فرزندان نوجوانان خود صحبت کنید.‏

‏فاطمه یارمحمدی/ روزنامه اطلاعات

درباره انواع اعتیاد و راهکارهای مقابله با آن در سایت اعتیاد بیشتر بخوانید:

در کلینیک ترک اعتیاد چه میگذرد؟

تغییر نگرش برای کنترل اعتیاد زنان

۵۰ روز است که از مشروب متنفرم

www.etiad.org