بذر شادی همیشه و هر لحظه در درون ما هست/۱۳ خرداد

بذر شادی همیشه و هر لحظه در درون ما هست/۱۳ خرداد

بردباری بزرگ‌ترین موهبت ذهن است. (هلن کلر، نویسنده امریکایی)

مواجهه با شرایطی که دوست داریم تغییر کند، رها کردن آدم‌هایی که آرزو داریم جور دیگری باشند، نیاز به رشد، صبر و بردباری دارد. ما به سادگی خودمان را با این فکر فریب می‌دهیم که «اگر همسرم تغییر می‌کرد» یا «اگر شغل بهتری داشتم» یا «بچه‌هایم سر و سامان می‌گرفتند»، شادتر می‌بودم. بذر شادی همیشه و هر لحظه در درون ما هست. اینکه یاد بگیریم هر گونه شرایطی را تاب بیاوریم، آن بذر را می‌پروراند. 

کم‌‌طاقتی، ناصبوری، افسردگی، در واقع هر رویکرد منفی‌ای به عادات ما شکل می‌دهد. بسیاری از ما در این برنامه بهبودی همچنان با عاداتی که در ما شکل گرفته، مبارزه می‌کنیم. عادات خوب جدید باید جای عادات بد را بگیرند. ما می‌توانیم رفتاری تازه در خودمان به وجود بیاوریم، رفتاری که باعث خشنودی‌مان است، مثل لبخند زدن به آدم‌ها در خیابان. می‌توانیم دائم این را با خود تکرار کنیم. به این شکل برایمان تبدیل به عادت می‌شود و عادت خوبی هم می‌شود.

 بردباری در مقابل دیگران درهای زیادی را به روی ما می‌گشاید، هم به روی دیگران و هم خودمان. روح را پرورش می‌دهد، هم روح ما و هم دیگران. با خودش شادی می‌آورد. مایی که این قدم‌ها را با دیگران مشارکت می‌کنیم، حقیقتاً سعادتمندیم. ما داریم عشق را یاد می‌گیریم، اینکه چطور عشق بدهیم و چطور عشق بگیریم. چشم‌های زیادی در این جهان است که من به آنها نگاه می‌کنم و می‌بینم که عشق در آنها وجود ندارد. من با بردباری بی‌قید و شرط کمی از این عشق را به دیگران می‌دهم. این هدیه‌ای به خودم و دیگران است.

(از کتاب Each Day a New Beginning)

بازتاب امروز

وقتی قدم به برنامه گذاشتم، آدم‌هایی را دیدم که وقتی از ترس‌هایم با آنها حرف زدم، دیدم دقیقاً می‌دانستند چه می‌گویم. آنها هم دقیقاً همان‌جا که من بودم، بوده‌اند؛ درک می‌کردند. از آن زمان یاد گرفتم دلیل بسیاری از ترس‌هایم، فرافکنی است. مثلاً، طبیعی است از اینکه روزی عشقم ترکم کند، کمی بترسم. اما وقتی این ترس بر امروزم و همان رابطه‌ با آن فرد که ترس از دست رفتنش را دارم، اولویت پیدا کند، آن‌وقت مشکل دارم. مسئولیت من در قبال خودم این است: نباید از چیزهایی که وجود ندارد، بترسم. آیا دارم از یک آدم ترسو به آدمی نترس تبدیل می‌شوم؟

امروز دعا می‌کنم

از خدا می‌خواهم کمکم کند ترس‌هایم را از خودم دور کنم؛ آن توهم‌ها، خیال‌ها، افکار هیولامانند، فرافکنی مصیبت و فاجعه که هیچ تأثیری بر حال آدم ندارد. خدایا بگذار از تمرکز بر تصوراتم بکاهم و آن را معطوفِ حال و همین لحظه کنم، چرا که میل دارم آینده را با ذره‌بین ببینم.

امروز به خاطر خواهم سپرد 

ترس‌های ساخته‌ و پرداخته، مثل سایه‌، بزرگ و عظیم‌اند.

(از کتاب A Day At A Time)

ترجمه مجله اعتیاد: آزاده اتحاد