در نخستین روزهایی که به الکلی‌های گمنام پیوستم از جاهایی که در زندگی بی‌حرکت مانده بودم و پیشرفت نکرده بودم، چندان ناراحت نبودم. همواره برای خود بهانه‌ای داشتم، مثلاً خیال میکردم مسائل مهم دیگری وجود دارد که می‌بایست به آنها بپردازم و این‌ها بهانه‌ای بود برای آسایش و راحت طلبی من.¹

چند نفر از ما به خود اجازه اعتراف می‌دهیم که بگوییم: «خوب، من پاک و هشیارم و از این بابت خوشحال هستم. چه چیزهای بیشتری برای خواستن و یا انجام دادن وجود دارد؟ آیا از شیوه‌ای که انتخاب کرده‌ام خرسندم؟

ما می‌دانیم که هزینه‌ی چنین راحت طلبی و رضایت خاطری، چیزی نیست مگر بازگشتی اجتناب ناپذیر به وضع گذشته و ایستادن در نقطه‌ای که گاه و بی گاه با تکانی تند و خشن از خواب بپریم. ما ناچار هستیم رشد کنیم در غیر این‌صورت وضع‌مان وخیم می‌شود. برای ما وضع موجود، تنها میتواند برای امروز باشد و برای فردا هرگز کار نخواهد کرد. ما باید تغییر کنیم، و نمی‌توانیم و نباید راکد بمانیم.²

(کتاب از دیدگاه بیل، صفحه۳۲)

بلوغ یعنی اصول

عمل درست: اصول، کتابچه راهنمای بنیادی اعمال ما است. ما هر چه بالغ‌تر می‌شویم، بیشتر از روی اصول برنامه عمل می‌کنیم، نه احساسات کورکورانه.

اصولی که در برنامه دوازده قدمی برشمرده شده، راهنمای خوبی برای زندگی سنجیده و معقول است. شما را به تمرین روزانه صداقت در انگیزه، رفتار عادلانه و دلسوزانه و باملاحظه با دیگران و اعتماد به نیروی برتر دعوت می‌کند.

هر چه در این مسیر پیش‌تر می‌رویم و رشد می‌کنیم، خودخواهی و واکنش‌های کودکانه که در گذشته بر زندگی‌مان تأثیر مخرب داشته، در ما از بین می‌رود. آدم‌ها دیگر ما را بالغ، مسئول و قابل اعتماد می‌بینند.

چون بر اساس اصول رفتار می‌کنیم، حتی آن زمان که عقل‌مان درست کار نکند، بالغانه رفتار می‌کنیم. احساس‌مان در هر لحظه هر چه باشد، می‌توانیم واکنش عاقلانه و سازنده از خود نشان دهیم.

از امروز احساسم در هر لحظه هر چه باشد، بر اساس اصول درست رفتار خواهم کرد. و می‌دانم که این بخشی از رشد کردن است.

(ترجمه از کتاب Walk In Dry Places)

پانویس

۱ مجله گریپ واین ژوئن۱۹۶۱

۲ مجله گریپ‌واین فوریه ۱۹۶۱


نقل قول از کتاب Hour To Hour

ترکش‌های اعتیاد ما هرگز دست از سر ما برنمی‌دارد؛ صدایی دائم در سر ما می‌گوید: «هی یک بار مصرف اشکالی ندارد؛ ببین واقعاً چه ایرادی دارد به آن مهمانی که دعوت شده‌ای بروی؛ این بی‌وفایی است که دیگر دوستان قدیمی‌ات را نبینیاما بعضی از ماها که مدتی است قدم به مسیر بهبودی گذاشته‌ایم، می‌دانیم که این «صداها» واقعاً چه هستند. فقط کافی است یک قدم به سویشان برداری تا صد قدم به اعتیاد نزدیک شوی.

وقتی ذهنم دارد با بهانه‌های اعتیادم کلنجار می‌رود تا دوباره مرا به دام بیندازد، باید به توصیه برنامه عمل کنم و با راهنما یا مشاورم تماس بگیرم.

بخشندگی زندگی

من قدر بخشندگی زندگی را می‌دانم.

هر طرف نگاه می‌کنم جهان پر از فراوانی و نعمت است. دستم را باز می‌کنم تا نعمتی را دریافت کنم و جهان آن را برایم پر می‌کند. چه نور خورشید باشد، چه بوی خوش یا نعمت یک روز دیگر، این جهان دائم دارد چیزی به ما می‌دهد. من امروز در دل از تمام نعمت‌هایی که جهان به ما عطا می‌کند، سپاسگزاری می‌کنم. برای غروب خورشید، هوای تازه و گل‌ها. برای باران و آدم‌ها و حیوانات. دستان من آن‌قدر بزرگ نیست که بتوانم تمام این نعمت‌ها را نگه دارم، بنابراین امروز فقط بابت آنچه دارم شکرگزارم و می‌دانم که شکرگزاری بابت آنچه در دستانم جای می‌گیرد احساس بهتری به من خواهد داد تا دویدن به دنبال چیزهایی بیشتر.

من بابت موهبت‌های این جهان سپاسگزارم.

دکتر تیان دیتون/Hour to Hour