امروز، تصمیم میگیرم که از زندگی لذت ببرم.
اگر بهبودی قرار است فقط پر از کار و سختی باشد، پس فایدهاش چیست؟ هدف نهایی این مسیر، سبکتر شدن و شادتر شدن زندگی من است.
درست است که در حال کار کردن روی مسائل عمیق درونی هستم، اما این به آن معنا نیست که در این مسیر، جایی برای لذت بردن وجود ندارد.
لذت زمانی است که رها میکنم و اجازه میدهم زندگی جریان داشته باشد—وقتی میتوانم به خودم یا دیگران بخندم، بدون آنکه همه چیز را خیلی جدی بگیرم.
لذت، گفتوگوی سادهای است که معنای خاصی ندارد ولی قلبم را گرم میکند؛
وقتی نیاز نیست همه چیز مطابق میل من پیش برود؛
وقتی فشارها سبک میشوند و ذهنم از نظارت همیشگی فاصله میگیرد و فقط در لحظه حضور دارم.
در گذشته، به دلایل نامعقول زیادی، خودم را از این احساس محروم کرده بودم.
اما امروز میدانم هیچ دلیلی وجود ندارد که نتوانم شاد باشم و از زندگی لذت ببرم.
من میتوانم رها شوم و شاد باشم.
(دکتر تیان دیتون)
علفهای هرز باغ را هرس کن
جوهرهٔ همهٔ رشدها و پیشرفتها، میل به تغییر برای بهتر شدن است—و پس از آن، پذیرش مسئولیتی که این مسیر با خود به همراه میآورد.
(کتاب از دیدگاه بیل)
وقتی به قدم سوم رسیدم، از وابستگی به الکل رها شده بودم، اما این تجربه تلخ به من نشان داده بود که هوشیاری دائمی نیازمند تلاش مداوم است. هر چند وقت یکبار دست نگه میدارم و روند پیشرفتم را خوب تماشا میکنم. هر بار به این روند مینگرم، میبینم علفهای هرز باغم بیشتر و بیشتر هرس شده است، اما از طرفی هر بار علفهای هرز تازهای را در جاهایی میبینم که فکر میکردم آخرین بار آنها را قطع کرده بودم. وقتی شروع میکنم به هرس علفهای هرز تازه سربرآورده (وقتی هنوز تازهاند، آسانتر است)، لحظهای درنگ میکنم تا شکوه و شادابی گیاهان و گلهای در حال رشد را ستایش کنم و این پاداش تلاشهای من است. هوشیاری من رشد کرده و میوه میدهد.
(از کتاب Twenty-Four Hours A Day)
هر روز آغازی دوباره
یادگیری واقعی یعنی اینکه ناگهان چیزی را به شکلی تازه درک کنیم—چیزی که همیشه میدانستیم، اما اکنون با نگاهی نو.
(دوریس لسینگ)
زندگی ما پر از لحظههایی است که میتوانند ما را بیدار کنند. تجربهها، دید ما را تغییر میدهند؛ آنچه میدانستیم، با نوری تازه دیده میشود.
در مسیر بهبودی، آموختههای دیروز ممکن است امروز دیگر برای ما کافی نباشند. ما رشد میکنیم و افکارمان هم باید همراه ما تغییر کند.
وقتی ذهن خود را به روی ایدههای جدید باز کنیم، به بینشی عمیقتر دست مییابیم. برنامه بهبودی، بارها به ما این فرصت را میدهد که درکهای کهنه را کنار بگذاریم و با حقیقتی زندهتر زندگی کنیم.
هر فرد، هر موقعیت و هر احساسی که تجربه میکنیم، در هر بار تکرار، رنگ تازهای دارد.
شگفتی زندگی در همین تازگی بیپایان آن است.
امروز به این فکر میکنم که چه سهمی از این جهان دارم، و چطور میتوانم هر لحظه بیشتر به حقیقت خودم نزدیک شوم.
تغییر، من را زنده نگه میدارد.
در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید
