هیچ کلامی نمیتواند احساس تنهایی و نومیدی مرا در آن گرداب تلخ افسوس و خوددلسوزی بیان کند. شنهای روان دور و بَرم را احاطه کرده بود و من حریف را در مقابل خود میدیدم. الکل ارباب من بود و من پایمال شده بودم.
(کتاب الکلی های گمنام، داستان بیل، ص۸)
نقل قول از کتاب ساعت به ساعت
یک اتحاد اساسی زیر بنای برنامهی بهبودی ما است. این اتحاد است که میتواند به ما تسکین دهد و به ما کمک کند تا وقتی که میخواهیم در زندگی زیاده روی کنیم یا وسوسهی قرص، مشروب، سیگاری یا مواد مخدر به سراغمان میآید، بتوانیم این روش سالم زندگی در دوران بهبودی را حفظ کنیم.
خداوندا، با الهام از اتحاد برنامه به من کمک کن آرام بگیرم و گول وسوسهی مصرف را نخورم.
برای من بسیار دردناک بود ببینم چگونه بعضی از افرادی که دوستشان داشتم در بیماری اعتیاد غرق شوند و از این دنیا بروند. من بسیاری از افرادی را که دوست داشتم دیدم که در انکار خوابیدند و اجازه دادند بیماری الکلیسم پیروز شود. من با ناکامی و نومیدی شاهد بودم که آنها جلوی چشمان من کپک زدند و از بین رفتند. چه توجیهها و بهانههای کودکانهای آوردند تا بیماری خود را انکار کنند.
یکی از ناخوشایندترین و مهلکترین نقصهایی که میشناسیم، دلسوزاندن به حال خود است. این عیب سدی در مقابل پیشرفت معنوی است و میتواند با توقع بیاندازه در کسب محبت و دلسوزی، کل ارتباطات ثمربخشی را که با دوستانمان در انجمن و بیرون انجمن داریم مختل کند. این باعث احساس عذاب میشود. عذابی که ما را مریض میکند.
چاره چیست؟ خوب، بگذار نگاهی جدی به خود بیندازیم وحتی نگاهی جدیتر به قدمهای دوازدهگانه برنامه بهبودی AA. هنگامی که مشاهده میکنیم چه تعدادی از دوستانمان در AA با این قدمها از دردها و گرفتاریهای بزرگشان عبور کردهاند، ما نیز الهام میگیریم که این اصول زندگیبخش را امتحان کنیم¹.
۱- نامه ۱۹۶۶/ کتاب از دیدگاه بیل
نقش خودکفایی
در روزگاری که انجمن الکلیهای گمنام تازه راهاندازی شده بود، مفهوم «انسان خودساخته» بسیار ستایش میشد. به نظر میرسید بعضی افراد، تنها با تلاشهای شخصی خود، به موفقیتهای شگفتانگیزی دست یافتهاند.
بیل دبلیو، یکی از بنیانگذاران AA، نیز در تلاش برای رسیدن به چنین تصویری، در گرداب غرور و خودبزرگبینی الکلی گرفتار شد.
امروز میدانیم که چیزی به نام انسان کاملاً خودساخته وجود ندارد. ما همه به یکدیگر نیاز داریم؛ و در لحظاتی از زندگی، اگر یاری بیدریغ و مهربانانه دیگران نبود، گم میشدیم. هر یک از ما، در نقطهای از زندگی، دست یاری کسی را گرفتهایم. هیچکدام کاملاً خودکفا نیستیم.
نقش واقعی خودکفایی این است که استعدادها و فرصتهای خود را در هماهنگی و همکاری با دیگران، به شکلی خردمندانه و مفید بهکار گیریم. موفقیت ما، در هر مسیری که گام برمیداریم، زمانی شکوفا میشود که نیاز به دیگران را بپذیریم و با قدردانی از این پیوند، در کنار هم رشد کنیم.
امروز به یاد میآورم که در طول روز، لحظاتی خواهد بود که من به کمک دیگران نیاز دارم، و لحظاتی نیز که دیگران به یاری من محتاجاند.
پس با قلبی سپاسگزار، هم یاری میگیرم و هم یاری میدهم؛ زیرا در این بخشش و پذیرش، معجزه بهبودی جاری میشود.
(Walk In Dry Places)
در مجله اعتیاد etiad.org بیشتر بخوانید
