قدم صد در صدی/۱۲ اسفند

قدم صد در صدی/۱۲ اسفند

تنها قدم اول را که در آن ما صد درصد می‌پذیریم در مقابل الکل ضعیف و ناتوانیم، می‌توان بدون هیچ نقصی تمرین کرد.

(کتاب ۱۲ قدم و ۱۲ سنت)

مدت‌ها قبل از آنکه از طریق اِی‌اِی هوشیاری‌ام را به دست آورم، بی‌تردید می‌دانستم که الکل دارد مرا می‌کشد، اما حتی با اینکه می‌دانستم، نمی‌توانستم جلویش را بگیرم. بنابراین وقتی با قدم اول مواجه شدم، برایم ساده بود بپذیرم در مقابل مشروب نمی‌توانم جلو خودم را بگیرم. اما آیا زندگی‌ام در کنترلم قرار گرفت؟ به هیچ وجه. پنج ماه بعد از ورود به ای‌ای، دوباره شروع کردم به مشروب خوردن و دلیلش را نمی‌دانستم.

بعدها که دوباره به ای‌ای برگشتم و درد می‌کشیدم، فهمیدم قدم اول، تنها قدمی است که میتوان به طور کامل و صد درصدی برداشته شود. و اینکه تنها راه کامل (صد درصد) شدنش این است که قدم را کامل (صد درصد) برداریم. من مدت‌ها پیش این کار را کردم و دیگر مجبور نشده‌ام دوباره قدم اول را بردارم.

از کتاب Twenty-Four Hours A Day

اندیشه امروز

ما وقتی مشروب می‌خوردیم، بیشترمان هرگز به فکر کمک به دیگران نبودیم. برای مردم مشروب می‌خریدیم، چون باعث می‌شد فکر کنیم آدم مهمی هستیم. اما در واقع فقط داشتیم از دیگران برای تفریح و لذت خودمان استفاده می‌کردیم. اینکه برویم در جامعه و سعی کنیم به آنکه واقعاً به کمک نیاز دارد، کمک کنیم، هرگز به ذهن‌مان خطور نمی‌کرد. از نظر ما کمک به دیگران کار احمق‌ها بود. اما وقتی وارد ای‌ای شدیم، تلاش کردیم به دیگران کمک کنیم. و فهمیدیم که کمک به دیگران هم حال‌مان را بهتر می‌کند و هم باعث می‌شود هوشیار بمانیم. آیا این را آموخته‌ام که کمک به دیگران حال خودم را خوب می‌کند؟

از کتاب Keep It Simple

اگر برای انجام کاری، راه سخت‌تری وجود داشته باشد، بالاخره یکی هست که سراغش برود.

(رالف، ای‌.راس)

وقتی سابقاً الکل یا مواد مخدر دیگری را مصرف می‌کردیم، بیشتر کارها را از راه سختش انجام می‌دادیم. می‌توانستیم کاری ساده را به پروژه‌‌ای تبدیل کنیم که کل روزمان را بگیرد. یک مسئله ساده را به جرّ و بحث تبدیل می‌کردیم. در انجام کارها از راه سخت، غول‌های خلاقی بودیم! باید این وضع را تغییر می‌دادیم. ما لیاقت زندگی بهتری را داشتیم. اشکالی ندارد راه آسان را انتخاب کردن. ما در برنامه‌مان برای این، شعارهایی داریم: ساده بگیر، رها کن و بسپار به خدا، آسیاب به نوبت و زیاد سخت نگیر. این شعارها به یادمان می‌آورد که زندگی با دردسر هر چه کمتر هیچ اشکالی ندارد. 

نیایش امروز: قدرت برتر، نشانم بده ساده زیستن را. اگر بهتر به تو گوش دهم، دیگر لازم نیست هر کاری را از راه سختش انجام دهم.

فعالیت امروز: سه یا چهار کاری که می‌کنم، که زندگی‌ام را سخت‌تر از آنچه هست، می‌کند، فهرست می‌کنم. و آنها را با یک دوست در میان می‌گذارم.