تاریخ انتشار:
اشتراک گذاری:
0

آرام آرام دریافتیم که جهان و آدم‌های درون آن بر ما غلبه یافته‌اند. در چنین شرایط ناخوشآیندی، کارهای نادرست دیگران، اعم از خیالی یا واقعی، قدرتی کشنده داشت چرا که باعث رنجش ما و در نتیجه بازگشت به مشوربخواری می‌شد. آنچه باید انجام می‌دادیم آن بود که این رنجش‌ها را به گونه‌ای تحت کنترل درآوریم. اما چگونه؟ ما که نمی‌توانستیم آرزو کنیم خودشان از بین بروند.

پس رویکرد ما چنین شد: مبنا را بر این قرار دادیم که کسانی که کارهای نادرستی در رابطه با ما انجام می‌دهند احتمالاً به لحاظ معنوی بیمار هستند. بر این اساس از خداوند خواستیم که تحمل، دلسوزی و صبر در برابر دوستان بیمارمان را به ما ارزانی دارد.

امروز از انتقام یا بحث‌های بی ثمر دست برداشته‌ایم و این روش‌ها را برای رویارویی با چنین انسان‌های بیماری به کار نمی‌بندیم. اگر چنین کنیم بدون شک شانس کمک کردن را از دست می‌دهیم. ما هرگز قادر نیستیم که به همه کمک کنیم اما حداقل میتوانیم با یاری از خدا، نگاهی بردبار و مهربان به هرکس و همه کس داشته باشیم.

(کتاب الکلی‌های گمنام، ص ۶۶ و ۶۷/از دیدگاه بیل ص۳۰۰)

با بخشش آغاز کنید

هنگامی که در مورد یک رابطه‌ی  مخدوش و معیوب با شخص دیگری به تفکر می‌نشینیم، احساسات‌مان حالتی دفاعی به خود می‌گیرند. با فرار از کارهای اشتباهی که نسبت به دیگران انجام داده‌ایم، با رنجش بر روی خطاهایی که دیگری در مورد ما انجام داده تمرکز می‌کنیم. فاتحانه، کوچکترین رفتار بد دیگری را آنقدر بزرگ می‌کنیم تا بدرفتاری خود را فراموش کنیم یا کوچک جلوه دهیم.

اکنون باید به‌طور جدی دست از طفره رفتن و توجیه آوردن برداریم. الکلی‌ها، تنها افرادی نیستند که در چنگال احساساتی بیمارگونه هستند. در بسیاری از مواقع با همدردانی ارتباط داریم که خود ما بر رنج آنها افزوده‌ایم.

اگر برای خود تقاضای بخشش داریم، چرا با این شروع نمی‌کنیم که تک تک آنها را ببخشیم.

(دوازده و دوازده، ص۸۰/از دیدگاه بیل، ص۱۶۰)

نظرات

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.