غرور و تنهایی/۹ مرداد

غرور و تنهایی/۹ مرداد

ما غرور را زیر پـا مـی‌گـذاریم و دسـت بـه کـار مـی‌شـویم و کلیه ضعف‌های اخلاقی و نکته‌های سیاه را از تاریکی بیرون می‌کشیم. پـس از آن‌کـه ایـن قـدم را بدون از قلم انداختن هرگونه مطلبی بـه پایـان رسـاندیم، از خـود احـساس رضـایت خواهیم کرد و آن وقت است که می‌توانیم چشم در چشم دنیا بیندازیم. احساس تنهایی از بین می‌رود  و صلح و آرامش وجودمان را فرا می‌گیرد. ترس از ما می‌گریزد و احساس نزدیکـی بـا آفریـدگار آغاز مـی‌شـود. مـا احتمـالاً در زنـدگی گذشـته خـود از اعتقـادات روحـانی خاصـی برخوردار بوده‌ایم، اما آنچه که اکنون بدان دست می‌یابیم یک تجربه روحانی است و ما میتوانیم معنویت را تجربه کنیم.  در این مرحله معمولا احساس می‌کنیم که مشکل مشروبخواری‌مان از بین رفته است و ما در پهنه بی‌انتهایی دست در دست روح کائنات در حرکت هستیم. (کتاب الکلی‌های گمنام، شروع اقدامات، صفحه ۷۵)

نقل قول از کتاب ساعت به ساعت

وقتی احساس می‌کنیم دنیا با ما بد رفتاری کرده است و ما به الکل یا مواد مخدر وابستگی پیدا کرده‌ایم ، به سادگی به یاد می‌آوریم که بسیاری از مردم مبتلا به بیماری‌های مزمن دیگر مانند سرطان، دیابت و یا بیماری‌های قلبی هستند. بسیاری مردم همه عمر خود با یک بیماری لاعلاج دست و پنجه نرم می‌کنند. ما معتادان با سادگی و خلوص نیت، هر کاری که لازم باشد انجام می‌دهیم تا بهبودی خود را به دست آوریم و آن را حفظ کنیم.

وقتی تمایل به ترحم و دلسوزی به حال خود پیدا می‌کنم، موهبت‌های پروردگار را می‌شمارم و خدا را شکر می‌کنم. من یک بیماری مزمن دارم ولی با قطع مصرف بهبود پیدا می‌کنم. دیگر بیماران چنین شانسی ندارند. ‌

تنهایی

من سعی نخواهم کرد به تنهایی بهبود یابم. ضربه‌های روحی و جسمی و افسردگی، بیماری تنهایی و انزوا هستند. شما را مجبور می‌کنند عقب نشینی کنید و تنها بمانید. من میتوانم درخواست کمک کنم، به جلسات بهبودی بروم و به برنامه اجازه بدهم که مرا پاک نگهدارد. من مهربانی دیگران را خواهم پذیرفت. من از بیماری خود بزرگتر نیستم. بیماری من بسیار بزرگ، فراگیر و قدرتمند است. ولی من مجبور نیستم به تنهایی با آن روبرو شوم و نخواهم شد. (دکتر تیان دیتون)

◊         ◊         ◊

کلید، خواستن است

آن زمان که ما کلید خواستن را در قفل بچرخانیم و در را فقط کمی باز کنیم، می‌فهمیم که همیشه می‌توانیم کمی بیشتر آن را باز کنیم.

(کتاب ۱۲ قدم و ‍۱۲ سنت، الکلی‌های گمنام)

فقط و فقط این خواستنِ تسلیمِ غرور و اراده خودم به قدرتی برتر از خودم است که تمام مشکلاتم امروزم را حل خواهد کرد. حتی یک ذره خواستن، اگر خالصانه باشد، کافی است برای آنکه خدا در زندگی‌ام ظهور کند و مشکل، درد یا وسواسم را برطرف کند. میزان آرامش من در تماس مستقیم است با میزان خواستنِ تسلیمِ اراده شخصی من در هر لحظه، و اجازه می‌دهد خدا در زندگی‌ام نمود پیدا کند. با کلید خواستن، ترس‌ها و نگرانی‌هایم با قدرت به آرامش تبدیل می‌شود.

(ترجمه از از کتاب Daily Reflections)/مترجم: آزاده اتحاد)