وقتی متوجه می‌شویم در زمینه خاصی از زندگی عقب افتاده‌ایم، دیگر لازم نیست از خوف عدم موفقیت و بیم از آینده اعصاب خود را در هم بریزیم و در عوض می‌توانیم از اینکه خودشناسی پیدا کرده‌ایم، شکر گزار باشیم و به آینده امیدوار باشیم. می‌دانیم که با اجرای برنامه بهبودی کمبودها و نواقص ما تغییر خواهد کرد و رشد خواهیم کرد.

(کتاب چگونگی عملکرد NA، صفحه ۱۰۱)

پاک زیستن

اقدام و عمل همیشه قابل رویت نیست. بعضی اوقات برای اینکه به جلو حرکت کنیم، لازم است تا بدون حرکت بایستیم. مراقبه میتواند خیلی مشکل باشد، برای اینکه سخت است تا ما در درون خود ساکت باشیم، و خیلی ساده در لحظه بایستیم و حضور داشته باشیم. اما در این حالت است که می‌توانیم درخواست کمک کرده، منتظر دریافت جواب باشیم، در چشمان خود نگاه کنیم و ببینیم که واقعا کی هستیم و کجای کاریم.

زمانی که بتوانیم آرام و بی حرکت باشیم و بدون قضاوت مشاهده کنیم، به وضوح و شفافیت لازم دست می‌یابیم تا تشخیص دهیم چه چیز برای ما مناسب و درست است و چه چیزی اینگونه نیست.

(کتاب پاک زیستن معتادان گمنام، صفحه ۳۷)

زندگی به روال اصول برنامه و پذیرش احساسات

غلبه بر نقص‌ها و کمبودهای شخصیتی در مسیر بهبودی، به معنای دستیابی به کمال یا بی‌عیب و نقص شدن نیست. هدف اصلی این فرآیند، کاهش استرس و دستیابی به احساس آرامش و شادی پایدار است. در دوران بهبودی، احساس رضایت و تسکین از این بابت که توانایی تجربه مجدد احساسات مثبت وجود دارد، ارزشمند است. اگرچه ممکن است ترس، خشم یا رنجش همچنان بروز یابند، اما فرد دیگر نیازی به کنترل یا سرکوب این احساسات ندارد.

هنگامی که درمی‌یابیم از تمامی احساسات دشواری که تجربه کرده‌ایم جان سالم به در برده‌ایم، این باور در ما تقویت می‌شود که با وجود شرایط نامساعد و احساسات منفی، همچنان می‌توانیم فردی سالم و کارآمد باشیم. درک پیامدهای منفی رفتارهای گذشته (پشیمانی)، به ما کمک می‌کند تا نسبت به دیگران مهربان‌تر بوده و مسیرهای جدیدی برای زندگی کشف کنیم. این وسعت دید، امکان ایجاد فاصله بین افکار، احساسات و عملکرد را فراهم می‌آورد. باید پذیرفت که احساسات به خودی خود آسیب‌زا نیستند؛ اما انکار یا سرکوب آن‌ها می‌تواند منجر به پیامدهای مخرب شود. غالباً زمانی که سعی در اجتناب از یک حس خاص داریم، از روی نقص‌هایمان عمل می‌کنیم و با ایجاد سردرگمی یا خسارت، توجه خود را از آن حس منحرف می‌نماییم. اعتراف صادقانه به احساسات، حتی زمانی که بابت وجود آن‌ها خود را قضاوت می‌کنیم، تمرینی برای صداقت است.

با هر بار درک این واقعیت که امکان تغییر و پیشرفت وجود دارد، ایمان و امید فرد تقویت می‌شود. امید بهبودی پایان‌ناپذیر است؛ صرف نظر از اینکه شرایط بهتر یا بدتر شوند، همواره دلیلی برای حرکت به جلو وجود دارد. این تجربه، ما را به سمت امید بی‌قید و شرط سوق می‌دهد.

(کتاب پاک زیستن، فصل هفتم)


گذر از لحظه به لحظه

زمانی که احساس می‌کنیم توان تحمل یک روز کامل را نداریم، می‌توانیم با تمرکز بر ساعت، فقط برای یک ساعت دوام بیاوریم. اگر یک ساعت هم طولانی به نظر می‌رسد، آنگاه تنها برای ۱۰ دقیقه مقاومت می‌کنیم. پس از پایان ۱۰ دقیقه، ۱۰ دقیقه دیگر، و همینطور ادامه می‌دهیم تا وضعیت قابل تحمل شود.

این رویکرد به ما کمک می‌کند تا لحظه به لحظه و در صورت نیاز، دقیقه به دقیقه، این مسیر را طی کنیم.

اهمیت حقیقت در بهبودی

امروز می‌پذیرم که بدون حقیقت، هیچ چیز پایداری وجود ندارد. حقیقت همچون خاک حاصلخیزی است که تغذیه و نیروی لازم برای حرکت در مسیرهای سالم را فراهم می‌کند. دروغ‌ها هیچ ارزش غذایی برای روح ندارند و آن را گرسنه نگه می‌دارند؛ اما حقیقت، هرچند ممکن است دردناک باشد، راهی برای شخم زدن و آماده‌سازی خاک دارد تا رشدی تازه اتفاق افتد.

حتی اگر در درون احساس کنم که دانستن حقیقت در برخی موارد غیرضروری است، باز هم آن را می‌پذیرم. آشکار کردن حقیقت به من این فرصت را می‌دهد که پرده از رازهایی بردارم که زخم‌های درونم را به حفره‌هایی تاریک تبدیل کرده‌اند. این کار به پریشانی‌ها اجازه می‌دهد تا دگرگون شوند و به هزاران جزء کوچک تبدیل گردند که هر کدام حاوی اطلاعات مفید و روشنگری هستند که می‌توانند دوباره سلامت و زندگی را تغذیه کنند.

من مشتاقم که با حقیقت زندگی کنم.

پادکست رضایت از زندگی