ما بهطور قاطعانه میگوییم هر الکلی که صادقانه با مشکلات خود روبهرو شود، میتواند بهبود یابد؛ مشروط بر اینکه ذهن خود را بر روی مفاهیم معنوی نبندد. تنها عامل شکست، نگرش متعصبانه یا انکار خصمانه است. (AA Big Book, p. 568, Appendices II, Spiritual Experience)
نقل قول از کتاب ساعت به ساعت
در حال حاضر، پاک و هشیار ماندن باید هدف اصلی ما باشد. خواستهها و اهداف دیگر میتوانند بعداً شکل بگیرند، اما اکنون پاکسازی بدن، ذهن و روح ما باید در اولویت قرار گیرد.
من بدنم را با دوری از تمام مواد شیمیایی تأثیرگذار بر ذهن، پاکیزه میکنم؛ ذهنم را با شرکت در جلسات و روحم را با کارکرد قدمها.
نقل قول از کتابچه راهنما
راهنمایان فانوسهای دریایی ما هستند، نه بوق خطر کشتی در مهگرفتگی. ما با نگاه کردن به آنها سعی میکنیم عملکردشان را ببینیم، نه اینکه به آنها وابسته شویم تا به ما بگویند چه کاری را انجام ندهیم. ما خود میدانیم چه کاری را نباید انجام دهیم. اگر تنها خودم را سرمشق قرار دهم، بهبود نخواهم یافت.
آیا ما به کمی ترس نیاز داریم؟
بحث درباره نقش ترس در زندگی آسان است. برخی میگویند کمی ترس لازم است و به ما کمک میکند، مثلاً از مسیر کامیونی که در جاده از روبهرو میآید، کنار برویم. آیا این واقعاً درست است؟ اگر باشد، هیچ شباهتی به ترسی که در دوران اعتیاد به الکل تجربه کردیم ندارد. آن ترس، در مواجهه با خطر، بیشتر ما را فلج میکرد و تمام توانمان را میگرفت؛ همان ترسی که مانع میشد حتی از مسیر کامیونی که به سمتمان میآید کنار برویم.
ترس وقتی ما را از انجام کارهای ساده و ضروری زندگی باز میدارد، حتی مخربتر هم هست. چنین ترسی مفید نیست، چه زمانی که مانع روبهرو شدن با یک مشتری تازه میشود، چه وقتی که جلوی سوارشدن به هواپیما برای یک سفر کاری فوری را میگیرد. بعضیها حتی به دلیل ترس از شنیدن خبر بد، از انجام معاینه پزشکی فرار میکنند و درمان خود را به تعویق میاندازند تا وضعیتشان بدتر شود.
شاید لازم نباشد تمام ترسها را از بین ببریم، اما باید از شرّ ترس ناسالم که ما را از انجام کارهای ضروری ناتوان میکند، خلاص شویم. امروز، تعهد واقعی نسبت به برنامه میتواند به من کمک کند با ترس روبهرو شوم. یک راه مؤثر برای کنار آمدن با ترس، یادآوری این است که خدا با ماست و هیچکس و هیچچیز واقعاً نمیتواند علیه ما باشد. با این یادآوری، میتوانم در موقعیتهای تهدیدآمیز، احساساتم را تحت کنترل نگه دارم.
اگر برای رفتن به جلسه شک دارید، اول به جلسه بروید و بعد درباره آن فکر کنید.
