هر چه مردم نسبت به ما کم‌تحمل‌‌تر می‌شدند، ما از اجتماع و زندگی بیشتر دور می‌شدیم. وقتی ما به بندگی «پادشاه الکل» در آمدیم و ساکنان لرزان عالم جنون او شدیم، ابر سرد تنهایی بر آسمان زندگی ما گسترده شد و به مرور تراکمی شدیدتر و تاریک‌تر پیدا کرد. بعضی از ما به اماکن پست و کثیف پناه می‌بردیم تا شاید مصاحبی پیدا کنیم که ما را بپذیرد و درک کند. اما دوام کوتاهی داشت و پس از لحظات فراموشی، با چهار سوار کار سهمگین سرنوشت، یعنی وحشت، سردرگمی، درماندگی و نومیدی روبرو می‌شدیم. مشروب‌خواران سرخورده مفهوم این سطور را به خوبی درک می‌کنند!

(کتاب بزرگ الکلی‌های گمنام، چشم اندازی برای شما، ص۱۵۱)

غریزه زندگی کردن

وقتی مردان و زنان مقدار زیادی الکل مصرف می‌کنند، زندگی خویش را ویران کرده و مرتکب غیر‌طبیعی‌ترین کارها می‌شوند. با سرپیچی از میل غریزی‌شان برای صیانت از خویش، به نظر می‌رسد که در مقابل خود‌ویرانگری، سر تسلیم فرود می‌آورند و آن‌ها برخلاف عمیق‌ترین غرایز باطنی خود عمل می‌کنند.

همچنان که به تدریج به واسطه تخریب هولناک ناشی از الکل، خوار و پست میٰ‌شوند، رحمت خداوند شامل حال‌شان شده و آنها را از وسواس فکری خلاص می‌کند.¹

در اینجا است که غریزه‌ی نیرومند میل به زندگی در آن‌ها کاملاً در راستای خواست خالق‌شان مبنی بر عطا کردن یک زندگی جدید به آنها قرار می‌گیرند.

از مشخصه‌های اصلی تجربه‌ی دگرگونی روحانی این است که این تجربه خارج از همه‌ی تناسب‌های معمول اعم از انضباط، ایمان و عقیده، به شخص انگیزش و بینشی جدید و بهتر اعطا می‌کند.

این تجربیات نمی‌توانند به یکباره ما را کامل کنند؛ آن‌ها به منزله‌ی تولدی نو هستند.²

(کتاب از دیدگاه بیل، ص۲۵۸)

پانویس

1 دوازده و دوازده، ص۶۵ کتاب

2 نامه، ۱۹۶۵

◊         ◊         ◊

نقل قول از کتاب Hour To Hour

در حال حاضر هیچ چیز را آسان به‌دست نمی‌آوریم. مجبوریم انرژی فراوانی صرف کنیم تا فقط در وضعیت فعلی بمانیم و سبک زندگی جدیدی را بپذیریم. گفته‌اند که گوهر مردان در دگرگونی احوال و زمانه شناخته می‌شود! ما این را تجربه کرده‌ایم و اطمینان داریم که این دوران خواهد گذشت، اما بنا به زمان‌بندی خداوند؛ نه به اراده ما.

خدایا، ای سرچشمه معنوی من، ایمان مرا به این برنامه و به‌سوی خودت هدایت کن.

خدایا، ای مبداء روحانی من، ایمان مرا به این برنامه و به خودت هدایت کن.

محافظت از خودم

امروز من می‌دانم که مراقبت از خودم، از درونم آغاز می‌شود. تنها کارهایی که در طول روز می‌کنم، مهم نیست؛ این نگاه به زندگی است که اهمیت دارد. زندگی واقعی یعنی به خودت نگاه بیندازی و ببینی به چه نیاز داری؛ که اگر سردت است لباسی گرم بپوشی و اگر خسته‌ای به خودت استراحت بدهی. مطمئن شوی که به‌اندازه کافی در زندگی تفریح داری، به کارهای مورد علاقه‌ات توجه کنی و آن‌ها را بیشتر انجام بدهی؛ و چیزهایی که حس و حالت را خراب می‌کنند، از زندگی‌ات حذف کنی.

برای اینکه شایسته خودت زندگی کنی، باید به خود اجازه بدهی علاقه‌ها و حتی بیزاری‌های خاص خودت را داشته باشی و فعالانه مطابق آن عمل کنی. نباید زندگی‌ات را فقط برای تأیید دیگران بچینی و فراموش کنی که صاحب اصلی این زندگی خودت هستی و باید از آن لذت ببری. مرکز زندگی باید خودت باشی.

(دکتر تیان دیتون)

مقالات مرتبط در مجله اعتیاد

تغییر زندگی با تغییر عادت‌های روزانه

چرا ترک اعتیاد دشوار است؟

اهمیت ورزش در فرایند بهبودی

From existing to living