من در جهان فرصت‌ها زندگی می‌کنم/۲۱ بهمن

من در جهان فرصت‌ها زندگی می‌کنم/۲۱ بهمن

اگر شما تصميم گرفته‌اید آن‌چه را که ما داریم، به‌دست آورید و مایلید بدین منظور به‌هر اقدامی دست بزنید، در آن صورت آماده‌اید که قدم‌های مشخصی بردارید. ما در مقابل بعض از این قدم‌ها طفره رفتیم و فکر کردیم می‌توانیم راه ساده‌تری پیدا کنیم ولی نتوانستیم.

(كتاب الکلی‌های گمنام، چگونگی عملکرد، صفحه ۵۸)

نقل قول از کتاب Hour To Hour

بسیاری اوقات ما فکر می‌کردیم مواد مصرف می‌کنیم، چون آدم غمگینی هستیم. اما وقتی قدم به این برنامه گذاشتیم، متوجه شدیم که در واقع مصرف مواد مختلف باعث بدبختی ماست. حالا وقت بر هم زدن الگوی  تاسف‌‌آور قدیمی فرا رسیده است. از امروز سعی می‌کنم یک زندگی پاک و هوشیار را آغاز کنم.

هم‌آفرینی

من در جهان فرصت‌ها زندگی می‌کنم؛ جهانی که در آن تخیلم جلوتر از من حرکت می‌کند. آنچه من با چشم خیال می‌بینم، می‌تواند نمود واقعی پیدا کند. کافی است نخست تصورش کنم، احساسش کنم و آن را واقعی ببینم. بعد، دریچه‌ای را درون خودم می‌گشایم که خیالم، هر وقت خدا بخواهد، تبدیل به واقعیت شود. من تنها محدود به آنچه هستم که خود مایلم بپذیرم. زندگی فرآیندی خلاقانه است که من هم در آفرینش‌ آن نقش دارم. خدا و من، با هم این جهان را به جایی بهتر برای بودن و زندگی کردن تبدیل می‌کنیم.

من در آفرینش یک جهان زیبا نقش دارم.

اگر حالا وقتش نیست، پس کی؟ اگر شما نه، پس که؟ اگر اینجا نه، پس کجا؟

(دکتر تیان دیتون)

نقل قول از کتاب Pocket Sponsor

افسوس گذشته را نخور. هِربرت جورج وِلز در Beside Prayers می‌گوید: «گذشته چیزی نیست جز مقدمه یک آغاز و همه آنچه بوده و هست، چیزی نیست جز گرگ و میش سحر.» گذشته شما مقدمه این آغاز است. 

از کتاب بزرگ ای‌ای: من نه افسوس گذشته را می‌خورم و نه می‌خواهم آن را فراموش کنم.

قدم اول پایه‌ی برنامه است

آیا هوشیاری تنها ثمره بیداری معنوی است؟ نه، هوشیاری فقط یک شروع است.

(از کتاب As Bill Sees It) 

تمرین برنامه ای‌ای مثل ساختن یک خانه است. اول باید یک پِی محکم سیمانی ساخت تا بتوان خانه را بر آن بنا کرد؛ این برای من مساوی بود با ترک مصرف الکل یا مواد مخدر. اما خب نمی‌شود در خانه‌ای که در مقابل گرما و سرما، باد و باران ایمن نشده، زندگی کرد. بنابراین با تمرین برنامه شروع کردم به ساختن یک اتاق. اتاق اول خوب از آب درنیامد، چرا که عادت به کار کردن نداشتم. اما به مرور زمان، با تمرین برنامه یاد گرفتم اتاق‌های بهتری بسازم. هر چه بیشتر تمرین کردم و بیشتر ساختم، خانه‌ای که حالا در آن زندگی می‌کنم، راحت‌تر و شادتر شد.

ترجمه مجله اعتیاد: آزاده اتحاد