جان سالم به در بردن به معنای تولد دوباره و دوباره بود.

(اریکا جونگ، نویسنده امریکایی)

ما تصمیم گرفته‌ایم که زندگی کنیم. و هر روز این تصمیم را از نو می‌گیرم. هر بار که با دوستی تماس می‌گیریم، قدمی را کار می‌کنیم یا به جلسه‌ای می‌رویم، داریم قراردادمان با زندگی را تمدید می‌کنیم. دوباره متولد می‌شویم. پیش از ورود به این برنامه معنوی، بارها روح و احساسات‌مان مرد. و بعضی‌هامان تا پای مرگِ جسمانی رفتیم. اما حالا اینجاییم و دوباره زندگی را از سر گرفته‌ایم و به دنبال رهنمودهای هم هستیم. ما نجات‌یافتگانیم. و حیات پیش روی ماست.

روزهایی خواهند بود که برای تصمیم به زندگی باید بجنگیم. شاید بخواهیم جا بزنیم. یا کم بیاوریم و منصرف شویم. اما انتخاب را از هم آموخته‌ایم. و انتخابِ ادامه حیات، در حالی که می‌دانیم تنها نخواهیم بود، به مرور زمان آسان‌تر می‌شود.

من یکی از نجات‌یافتگانم. امروز روز جشن من است.

(از کتاب Each Day a New Beginning)

امروز را زندگی کن، به فردا نیندیش

وقتی احساس می‌کنیم هیچ‌یک از آدم‌های اطراف‌مان در چشم ما ارزشی ندارند، وقت آن است که از خود بپرسیم: معیار قضاوتمان چیست؟

(بیل لملی، حسابدار و نویسنده امریکایی)

بیشتر ما تندخو و بیش‌ازحد انتقادگر هستیم. بعضی‌هایمان هرچند لبخندی ساختگی بر لب داریم، اما در درون مشغول غر زدن و نارضایتی هستیم. برخی هم هر کس را که اطراف‌شان باشد، مورد سرزنش قرار می‌دهند. گاهی بیشترین سخت‌گیری و انتقاد را از عزیزان‌مان داریم و در مقابل، با غریبه‌ها مهربان و خوش‌رفتاریم. در هر حال، گرفتار تله‌ای پنهان شده‌ایم؛ تله‌ای که شاید از وجودش آگاه باشیم، اما ندانیم ریشه‌ی آن در خود ماست.

لازم است به روابط‌مان نگاهی دوباره بیندازیم. آیا در چرخه‌ای تکراری گرفتار شده‌ایم که در آن دیگران برایمان بی‌ارزش‌اند؟ آیا بیش‌ازحد از دیگران انتقاد می‌کنیم و توقع داریم؟ شاید لازم نباشد استانداردهای‌مان را پایین بیاوریم تا کمتر به دیگران اهمیت بدهیم؛ کافی است با خودمان مهربان‌تر باشیم و به خود فرصت بیشتری بدهیم. در این صورت، به‌طور طبیعی از شدت سخت‌گیری ما به دیگران هم کاسته می‌شود.

من نمی‌توانم خودم را مجبور کنم که به‌زور کمتر انتقاد کنم، اما می‌توانم آگاهانه تصمیم بگیرم تا جنبه‌ی نرم‌خوتر و پذیرا‌ترم را بیشتر بروز دهم. می‌توانم خودم و دیگران را کمتر قضاوت کنم.

دیگر از گرفتن تصمیمات دشوار نمی‌ترسم. به یاد خواهم داشت که می‌توانم با کمک اصول برنامه ۱۲قدمی، تصمیم درست را پیدا کنم.

راندا

(از کتاب Touchstones – Daily Meditation For Men)

♥         ♥         ♥

کلید آرامش در بهبودی

گاهی لازم است از خود بپرسیم: آیا زندگی را همان‌طور که هست می‌پذیرم؟ یا مدام در حال جنگیدن با واقعیت‌ها و مردم اطرافم هستم؟ وقتی آرامش از زندگی‌ام رخت برمی‌بندد، معمولاً به این دلیل است که توقع داشته‌ام دنیا طبق خواسته‌های من پیش برود.

برنامه‌ی بهبودی به من یاد داده است که پذیرش، کلید رهایی از رنج‌های درونی من است. لازم نیست دیگران را تغییر بدهم تا آرام شوم؛ کافی است دیدگاهم را تغییر بدهم.

امروز انتخاب می‌کنم که اجازه دهم زندگی، همان‌طور که هست، جاری باشد. می‌توانم در لحظه‌ی حال زندگی کنم و بدانم نیرویی بزرگ‌تر از من، مراقب همه چیز است. من فقط کافی است خودم باشم و بهترین تلاشم را بکنم.

دعاهای الکلی‌های گمنام

نقش پذیرش در فرایند بهبودی

فقط برای امروز: یک نگاه عملی به زندگی…