دیگر اسیر و برده الکل و مواد مخدر نیستم/۲۶ فروردین

دیگر اسیر و برده الکل و مواد مخدر نیستم/۲۶ فروردین

از نگاه من، خودآگاهی احتمالاً مهم‌ترین قدم به سوی قهرمانی است.

(بیلی جین کینگ، قهرمان بازنشسته تنیس)

قهرمان‌ها ساخته می‌شوند. چقدر ما خوش‌شانسیم که قدم‌ها را داریم که هدایت‌مان می‌کند برای قهرمان شدن. برنامه به ما وعده خودآگاهی می‌دهد، اما این ماییم که باید تلاش کنیم. و این فرایند همیشه آسان نیست. ما همه، بدهی‌هایی داریم، و این گونه است که عموماً دیدن بدهی‌ها از دیدن داشته‌ها آسان‌تر است. خودآگاهی یعنی دیدن هر دو. برای قهرمان شدن، چه ورزشکار باشی، چه خانه‌دار، معلم، منشی، یا وکیل، باید داشته‌هایت را به حداکثر برسانی و بدهی‌هایت را به حداقل، اما وجود هر دو را بپذیری. برنامه هر روز فرصت‌هایی را در اختیار ما می‌گذارد که خودمان را بشناسیم و داشته‌هایمان را در مسیر زندگی بیشتر کنیم. ما می‌توانیم افزایش داشته‌هایمان را در خود احساس کنیم و حقّا که احساس خوبی است. می‌توانیم ببینیم که بدهی‌هایمان و کمبودهایمان کم می‌شود و حقّا که احساس خوبی است. برنامه به شما قهرمانی پیشکش می‌کند.

من می‌توانم داشته‌هایم را اول با شناخت‌شان و بعد با تأکید مکرر بر آنها تقویت کنم. امروز بر یکی از داشته‌هایم تمرکز می‌کنم.

(از کتاب Each Day a New Beginning)

بازتاب امروز

حالا که در برنامه هستم، دیگر اسیر و برده الکل و مواد مخدر نیستم. آزادم، بالاخره آزاد از مواد. از آشفتگی‌های صبحگاهی، نفس‌ نفس زدن‌های خشک، ریشِ سه روز اصلاح‌نشده، مژه‌های به هم چسبیده. آزاد، بالاخره آزاد از پاک کردن ردّ پای جرم و امید به افشا نشدنش؛ از سیاه‌مستی‌ها وبیهوشی‌های موقتی؛ از نگاه به ساعت تا بشود به طریقی به آن «اولین جرعه» که عاجزانه به آن نیازمندم، برسم.

 آیا قدر این آزادی از اسارت مواد را می‌دانم؟

امروز دعا می‌کنم

خدا را سپاس که از مواد آزادم. این اولین آزادی من است، که از پس آن، آزادی‌های دیگر از راه می‌رسد. آزادی ارزیابیِ عاقلانه و سازنده رفتارم، آزادی رشد به عنوان یک انسان، آزادی حفظ روابط با دیگران بر اساس عقل. و هرگز از قدردانی از قدرت برترم که مرا از اسارت و بردگی رهاند، غافل نمی‌شوم.

امروز به خاطر خواهم سپرد

خدای را برای این آزادی سپاس.

♥         ♥         ♥

وقتی شاهد بهبودی دیگران هستیم و می‌بینیم که هر یک به اندازه خود به دیگرانی کمک می‌کنند، زندگی مفهوم تازه‌ای به خود می‌گیرد. وقتی می‌بینیم احساس تنهایی از بین رفته و انجمن دوستانه‌ای در کنارمان پا گرفته است و دوستان زیادی دور و بر خود داریم. این تجربه‌ای است که نباید از دست داد. تماس مداوم با تازه‌واردان و دیگر دوستان، نقطه‌ی روشنی در زندگی ماست.

(کتاب الکلی‌های گمنام، کار کردن با دیگران، صفحه ۸۹)