برای من، این باعث شد تا به خالقی که قدرت، عدل و عشق تمام و کمال است ایمان بیاورم. خالقی که مرا بیجهت نیافریده و سرنوشتی برایم قرار داده تا به سوی همانندی و همشکلی با او رشد کنم.
(کتاب از دیدگاه بیل، صفحه ۵۱ انگلیسی)
وقتی متوجه بیقدرتی خود و پیروی از خدا میشوم، وقتی او را لمس میکنم، کمکم میبینم یک زندگی وجود دارد که اگر میتوانستم داشته باشمش، از ابتدا آن را برای خودم انتخاب میکردم. از طریق تمرین مداوم قدمها و زندگی در انجمن است که یاد میگیرم ببینم واقعاً مسیر بهتری وجود دارد که من دارم به سوی آن راهنمایی میشوم. همین که خدا را بیشتر میشناسم، میتوانم به راهها و برنامههایش برای حلول جلوه او در خودم اعتماد کنم. چه سریع یا نه چندان سریع، من به سمت جلوه و تصویر او پیش میروم.
اندیشه امروز
حالا میتوانیم ترازنامهای از تمام چیزهای خوبی که اِیاِی به ما داده، تنظیم کنیم؛ اول اینکه، امروز هوشیاریم. این بزرگترین دارایی تمام الکلیهاست. هوشیاری برای ما مثل سرقفلی در کسب و کار است. همه چیز به آن بستگی دارد. بیشتر ما شغل داریم که البته آن را مدیون هوشیاریمان هستیم. ما میدانیم اگر همچنان مشروب میخوردیم، هرگز نمیتوانستیم این شغلها را حفظ کنیم، بنابراین شغلهای ما وابسته به هوشیاری ماست. بیشترِ ما خانواده داریم، همسر و فرزند داریم، که اگر جلو مشروب خوردنمان را نمیگرفتیم، یا آنها را از دست داده بودیم یا به زودی از دست میدادیم. ما در ایای دوستانی داریم، دوستانی واقعی که همیشه آماده کمک به ما هستند. آیا این را میدانم که شغلم، خانوادهام و دوستان واقعیام همه و همه وابسته به هوشیاریام هستند؟
مراقبه امروز
باید تا آنجا که میتوانم، به خدا اعتماد کنم. این درس را ما باید یاد بگیریم. تردیدها و ترسهای من به طور مداوم مرا به سوی سرگردانی سوق میدهد. تردید مرا به بیراهه میبرد، چرا که به خدا ایمان ندارم. من باید به عشق خدا ایمان بیاورم. عشق خدا هرگز مرا ناکام نمیگذارد، اما باید یاد بگیرم که نگذارم ترسها و تردیدهایم، ایمان به عشق خدا را در من از بین ببرد. ما همه در تبدیل ترس به ایمان خیلی چیزها داریم که باید یاد بگیریم. تمام تردیدهای ما جلو کار خدا را در ما میگیرد. نباید تردید داشت. من باید به خدا ایمان بیاورم و به طور مدوام تلاش کنم ایمانم را قویتر کنم.
دعا میکنم آنطور زندگی کنم که خدا برایم میخواهد. دعا میکنم قدم به آن جریان نیک در جهان بگذارم.
(از کتاب Twenty-Four Hours A Day)
تامل معنوی در مسیر بهبودی
وقتی به گذشتهام نگاه میکنم، میبینم که چگونه در تاریکیِ شک و ترس، گم شده بودم. امروز، همین که میتوانم هر صبح با دعا و مراقبه روزم را آغاز کنم، برایم نعمتی بزرگ است. این ارتباط روزانه با قدرت برتر، مثل نوری است که مسیرم را روشن میکند. میآموزم که آرامش نه از کنترل، بلکه از اعتماد میآید؛ و این اعتماد، نهتنها پایهی هوشیاریام، بلکه شالودهی زندگیای تازه است. هر بار که قدمی در ایمان برمیدارم، حس میکنم ریشههایم در خاکی امنتر فرو میرود. این رشد، آرام اما پیوسته است. در این مسیر، دیگر تنها نیستم؛ همراهان بسیاری دارم که با هم در حال سفر از تاریکی به سوی نور هستیم.
در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید
