تفاوت اراده شخصی و اراده خداوند چیست؟

 زندگی یک فرآیند است؛ قدم‌های دوازده‌گانه کلید این فرآیند هستند. امروز از قدم‌ها برای شرکت در این فرآیند، شناخت و لذت بردن از خود و بهبودی خود استفاده می‌کنم. 

(کتاب فقط برای امروز، معتادان گمنام)

من مدت‌ها طبق اراده شخصی و هوای نفس، زندگی می‌کردم که حاصلی جز ویرانی و آشفتگی برایم به همراه نداشت. امروز در قدم سوم معتادان گمنام¹ متوجه شدم که تمام مشکلات من زاییده اراده شخصی و ذهن خودمحور من بوده است. مشکلاتی نظیر مصرف مواد مخدر، ترس و نگرانی، تصور بی‌عدالتی، یأس و نا امیدی، سلب آرامش، کنترل کردن، درد و رنج، آسیب به خود و دیگران و حال بدی‌ها و … 

اراده شخصی من عدم کارایی خود را به کرّات در زندگی نشان داده است. در قدم سوم برای رهایی از این گرفتاری‌ها باید ارده شخصی خود را تسلیم نیروی برتر کنم. فقط خداوند است که صلاح ما را میداند. این حقیقتی است که باید آن را با وجود تمام سرکشی و یاغی‌گری و خودمحوری، بپذیریم.

فقط برای امروز تسلیم می‌شوم و اراده شخصی خود را رها کرده و اجازه می‌دهم که اراده نیروی برتر در زندگی‌ام به وقوع بپیوندد. امروز به این باور رسیده‌ام که قدرت اراده من برای انجام خیلی از کارها محدود است ولی قدرت اراده خداوند همه چیز را در نظر می‌گیرد. نقشه‌ها و طرح‌های من از ذهن خودمحور و بسته سرچشمه می‌گیرد. ولی خداوند نسبت به مسائل دیدگاه گسترده‌تری دارد. تصمیمات من بر اساس نبود سلامت عقل است اما خداوند می‌تواند راهنمایی‌های عاقلانه‌تر و با اطمینان‌تری برای من فراهم کند. میل و اراده من دنبال خواسته‌های نفسانی است ولی خداوند نیازهای معنوی مرا برطرف میکند.

اراده من سبب می‌شود با دنیای پیرامون خود دچار اختلاف شوم  ولی اراده خداوند مرا با دنیای اطراف خود به صلح می‌رساند. اراده من باعث جدایی و تنهایی می‌شود ولی اراده خداوند سبب می‌شود من را وارد جریان زندگی کرده و تبدیل به بخشی از جهان هستی می‌شوم. اراده خداوند بر رشد و سازندگی استوار است.

فقط برای امروز: ای نیروی برتر، آموخته‌ام که به راهنمایی تو اعتماد کنم. با این وجود، هنوز عقاید خود را درباره شیوه دلخواه زندگی خود دارم. بگذار این عقاید را در میان بگذارم و بعد اجازه بده تا اراده تو برای من را به روشنی درک کنم. در نهایت، بگذار اراده تو، نه اراده من تحقق یابد.

1- قدم سوم: ما تصمیم گرفتیم که اراده و زندگیمان را به مراقبت خداوند، بدان‌گونه که او را درک می‌کردیم، بسپاریم.


اراده شخصی و اراده خداوند

ما اینجاییم تا آنچه را در توان‌مان هست [به زندگی] اضافه کنیم، نه اینکه هر آنچه می‌توانیم از آن بگیریم.

سر ویلیام آسلر، پدر پزشکی مدرن

خدمت کلمه‌ای است که ما در برنامه بهبودی آن را می‌شنویم. خدمت یعنی کار کردن برای دیگران که مهم‌ترین بخش برنامه ماست. دلیلش ساده است. خدمت به قدرت برترمان و‌ به دیگران میل ما به خودمحوری را از بین می‌برد. خدمت ما را دوباره به جهان بازمی‌گرداند. در گروه وقتی چای یا قهوه درست می‌کنیم، صندلی‌ها را می‌چینیم یا در جلسات حرف می‌زنیم، واقعاً بخشی از گروه هستیم. در خانواده وقتی به امور خانه رسیدگی می‌کنیم و در تهیه‌ وعده‌های غذایی و کار خانه کمک می‌کنیم، واقعاً احساس می‌کنیم بخشی از خانواده هستیم. وقتی دعا می‌کنیم و می‌گوییم: «امروز از من برای کمک به دیگران استفاده کن» واقعاً با قدرت برترمان ارتباط برقرار‌‌ می‌کنیم. خدمت احساس تنها بودنی را که خودمحوری با خودش می‌آورد، از بین می‌برد.

نیایش امروز: قدرت برتر، کمکم کن که در خدمت تو و‌ دیگران باشم. آنجا را که نیازی وجود دارد نشانم ده.

فعالیت امروز: امروز روز خدمتگزاری خواهد بود. امروز خودم و اعتبارم را محک خواهم زد. به دیگران کمک خواهم کرد و می‌دانم که دیگران هم به من کمک خواهند کرد.

از کتاب  Keep It Simple


خواست پروردگار

خواست خدا برای ما یک مسیر است که از طریق کارکرد ۱۲قدم  به تدریج به سوی آن پیش می‌رویم. این خواست نیروی برتر است که پاک بمانیم. کارهایی که باید انجام دهیم حضور در جلسات بهبودی و برقراری تماس‌های منظم با راهنمای خود می‌باشد.

در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید

آیا اتکا به خود در بهبودی امکان‌پذیر است؟

چرا ما به راهنما نیاز داریم؟