ما می‌دانیم تا زمانی که الکلی از مشروب دوری کند، رفتار و کردارش شبیه دیگران خواهد بود، که این ممکن است ماه‌ها و یا سال‌ها ادامه پیدا کند. همین‌طور می‌دانیم، به مجردی که الکل وارد بدن الکلی شود، به هر صورت و مقدار که باشد، فعل و انفعالی را به وجود می‌آورد که روی جسم و هم روی ذهن تأثیر می‌گذارد و خودداری از ادامه مشروبخواری را تقریباً محال می کند. این مطلب را تجربه هر الکلی بی‌تردید تأیید خواهد کرد.

(کتاب الکلی‌های گمنام، صفحه ۲۲)

او دوباره به سراغ دکتر کارل یونگ روانپزشگ برجسته که برایش مرد بسیار قابل احترامی بود رفت و بدون مقدمه از او پرسید که چرا نتوانسته است مشروب خوردن را ترک کند. او بیش از هر چیز آرزو داشت که قدت کنترل خود را دوباره به دست آورد. او با آنکه در مورد بقیه‌ی مشکلات زندگی منطقی به نظر می‌رسید، اما در مورد الکل به هیچ وجه از خود کنترلی نداشت. چرا این طور بود؟

(کتاب بزرگ، راه حلی وجود دارد، صفحه ۲۶)

ما الکلی‌ها مردان و زنانی هستیم که کنترل مشروب خواری خود را از دست داده‌ایم و می‌دانیم که هیچ الکلی واقعی، هرگز نمی‌تواند این کنترل را دوباره به دست آورد. ما گاه احساس می‌کردیم که دوباره در حال به دست آوردن کنترل هستیم، اما این فواصل کوتاه، هر بار با از دست رفتن کنترل بیشتری همراه بود و بالاخره زندگی ما را به وضع خجالت‌آور، رقت‌انگیز و غیر قابل تصور کشاند.

(کتاب بزرگ، صفحه ۳۰)

اگر یکی از دوستان به ما پیشنهاد خوردن شراب می‌کند، منظورش این است که فقط یکی دو لیوان را دوستانه با هم بخوریمِ، ولی اگر در همان لحظه تمام درد و رنج‌هایی که قبلاً در این مورد متحمل شده بودیم را به یاد آوریم، دیگر مفهوم «یک جرعه» که خیلی وقت است آن را می‌شناسیم، وسوسه‌مان نمی‌کند. الان می‌دانیم که حقیقتاً به لحاظ فیزیولوژیکی، خوردن یک جرعه ما را دیر یا زود تبدیل به یک فرد مست خواهد کرد و این مشکل ساز است.

(کتاب هشیار زیستن، صفحه ۱۰۵)


دیگر یک آدم مست نیستم

ما برای بهبودی باید به دارایی‌های معنوی و نه مادی تکیه کنیم. آدم‌ها، مکان‌ها و اشیاء در زندگی‌های ما دائمی نیستند و به طور مداوم در حال تغییرند. ما نمی‌توانیم به فرد، مکان و اغلب حتی بهترین نیات خودمان اعتماد کنیم. تنها می‌توانیم به شالوده معنوی خود اعتماد کنیم.

من می‌دانم که پاک و هوشیار ماندن بر پایه شالوده معنوی‌ای استوار است که من ساعت به ساعت و‌ هر روز در‌ خودم می‌سازم.

شکوفا کردن استعدادهای نهفته من

 من دیگر یک آدم مست نیستم. من امروز دیگر استعدادهای درونی‌ام را به حقیقت تبدیل خواهم کرد. سعی می‌کنم دیگر درگیر آنچه هستم باشم، نه آنچه نیستم. وقتی تمام وقتم را به تماشای بیرون و خواستنِ خواسته‌های دیگران می‌گذرانم، یادم می‌رود که من هم استعدادهای ویژه خودم را دارم. خداوند موهبت‌هایی را در من قرار داده است که باید آنها را پرورش دهم و با دیگران به اشتراک بگذارم. مسئولیت من شناسایی همین موهبت‌ها و بعد رشد و پرورش دادن آنها و به اشتراک گذاشتن‌شان با دنیاست.

من به دنبال استعدادهای درونی‌ام خواهم بود.

(دکتر تیان دیتون)


لحظات طلایی

من دیگر یک آدم مست نیستم. من به هدایت درونی و بیرونی توجه خواهم کرد. لحظاتی هست که می‌دانم چه چیز روحم را صیقل می‌دهد و مرا به چالش وا می‌دارد. لحظاتی که احساس زنده بودن و هماهنگ بودن می‌کنم، در تماس با نیرویی فراتر از من که مرا به سمت چیزی که برایم خوب است، هدایت می‌کند. این لحظات طلایی هستند. این لحظات مرا از ترس‌ها و روزهای سختم عبور می‌دهند، آن زمان که تردیدهای اجتناب‌ناپذیر به جانم می‌افتند، نگهم می‌دارند و به من قدرت ادامه دادن و استوار ماندن را می‌دهند.

من انگیزه را در قلبم زنده نگه خواهم داشت.


راهنمای جامع اختلال مصرف الکل

آیا اعتیاد به الکل ارثی است؟

میراث یونگ در برنامه دوازده‌ قدم