این مقاله توسط دکتر علیرضا ملازاده، روانشناس، محقق، استاد دانشگاه و درمانگر حوزه اعتیاد، بازبینی و تایید شده است. dr.alimollazade@
محرک احساسی به هرگونه عاملی گفته میشود که واکنش احساسی شدید، ناگهانی یا نامتناسبی را در فرد برمیانگیزد. این محرکهای احساسی در پدیده اعتیاد نقش حیاتی دارند و میتوانند آغازگر مصرف، عامل تداوم یا زمینهساز بازگشت به اعتیاد باشند. خاطرات، تجربیات یا وقایع خاصی که واکنشهای شدید و ناخواستهای ایجاد میکنند، اغلب فرد را در معرض احساساتی چون اضطراب، افسردگی یا خشم قرار میدهند که میتوانند او را به سمت مصرف دوباره مواد سوق دهند. از آنجا که اعتیاد پدیدهای پیچیده و چندبعدی است، بررسی محرکهای احساسی باید از منظر زیستی، روانشناختی و اجتماعی صورت گیرد. شناخت و تحلیل دقیق این محرکها و یادگیری نحوه مدیریت آنها میتواند نقشی کلیدی در پیشگیری و درمان مؤثر اعتیاد ایفا کند.
احساسات شدید در زندگی روزمره
موقعیتهای رایجی که میتوانند احساسات شدیدی را برانگیزند شامل موارد زیر هستند:
⚫️ طرد شدن
⚫️ خیانت
⚫️ برخورد ناعادلانه
⚫️ به چالش کشیده شدن باورها
⚫️ احساس ناتوانی یا از دست دادن کنترل
⚫️ نادیده گرفته شدن یا کنار گذاشته شدن
⚫️ عدم تأیید یا انتقاد
⚫️ احساس ناخواسته یا بیفایده بودن
⚫️ احساس خفگی در یک رابطه یا بیش از حد مورد نیاز بودن
⚫️ ناامنی
⚫️ از دست دادن استقلال

در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید
شناسایی علائم و نشانههای اختلالات سایکوتیک
بازنگری مفهوم «محرک» در اعتیاد
مفهوم محرک (trigger) در اعتیاد، که معمولاً بهعنوان یک محرک خارجی برای ایجاد ولع مصرف مواد یا الکل در نظر گرفته میشود، نیاز به بازنگری دارد. مدلهای سنتی اعتیاد، تریگر را عاملی خارجی میدانند که خاطرات مرتبط با مصرف را فعال کرده و منجر به ولع مصرف و احتمال بازگشت به مصرف میشود. بنابراین، درمانهای رفتاری مانند شرطیسازی و آموزش مهارتهای مقابلهای بر اجتناب از محرک یا کنترل واکنشهای عاطفی ناشی از آن تمرکز دارند.
اما این دیدگاه، پیچیدگی واقعی اعتیاد را نادیده میگیرد. تحقیقات جدید نشان میدهند که محرک صرفاً یک عامل بیرونی نیست، بلکه عاملی درونی است که در تمامی سطوح زیستی، روانی و اجتماعی اثرگذار است. بهجای اینکه فقط یک رابطه علت و معلولی ساده بین تریگر عاطفی و رفتار در نظر گرفته شود، باید آن را در چارچوب یک سیستم پیچیده بررسی کرد.
How Emotions Are Made pdf اطلاعات بیشتر
نقش «ناکامی» بهعنوان عامل کلیدی در مصرف مواد
بهجای تأکید بر عوامل خارجی، مفهوم جدیدی به نام استیصال و ناکامی (frustration) بهعنوان عامل کلیدی در سوء مصرف مواد مطرح میشود. ناامیدی و ناکامی زمانی ایجاد میشود که فرد فاصلهای میان آنچه انتظار دارد و آنچه در واقعیت تجربه میکند، احساس کند. این احساس در تمامی سطوح، از مولکولی تا شناختی، نقش دارد و میتواند یکی از عوامل اساسی در ولع مصرف باشد. (برای اطلاعات بیشتر به منابع انتهای مقاله مراجعه کنید)
اهمیت تغییر معنا و بازنگری درمانی
اگر ناکامی پیش از مواجهه با محرک وجود داشته باشد، صرف اجتناب از آن نمیتواند راهحلی پایدار برای درمان اعتیاد باشد. در درمان مؤثر، نهتنها باید تریگرهای خارجی را در مراحل اولیه مدیریت کرد، بلکه باید به احساسات درونی و ریشههای ناامیدی فرد نیز پرداخته شود. این رویکرد به فرد کمک میکند تا معنای جدیدی برای محرکهای احساسی ایجاد کند و به جای واکنشهای تکانشی، با بینش و آگاهی بیشتری با آنها روبهرو شود.
در نتیجه، درمان اعتیاد باید شامل دو مرحله باشد: ۱. اجتناب از محرکهای احساسی در مراحل اولیه برای پرهیز از لغزش ۲. درمان ناامیدی درونی برای کاهش آسیبپذیری نسبت به محرکهای خارجی.
پیشنهاد ما درباره ذهنیت فردی این است که احساسات بیشتر بهعنوان بازتابی از پیچیدگی زندگی یک فرد در شرایط خاص درک شوند، نه صرفاً بهعنوان واکنشی به عوامل بیرونی (Barrett, 2017)

تاثیر طلاق در مصرف مواد فرزندان
مفهوم ذهنی و نوروبیولوژی استرس و اعتیاد
مشابه با اعتیاد، اختلالات استرس نیز به یک محرک احساسی مرتبط هستند که تجربهای ذهنی قوی ایجاد میکند. ازاینرو، همپوشانی نوروبیولوژیکی بین این دو وضعیت مورد انتظار است.
پاسخهای افراد سالم به استرس روانی-اجتماعی شامل مشارکت نواحی مختلف مغزی مانند هیپوکامپ، آمیگدال، اینسولا و قشر پیشپیشانی است. این نواحی در پردازش احساسات، حافظه اپیزودیک و پاسخ به محرکهای مرتبط با مواد مخدر نقش اساسی دارند.
علاوه بر این، افراد معتاد، بیماران روانپزشکی و کسانی که در کودکی سوءاستفاده را تجربه کردهاند، تغییرات مغزی مشابهی مانند کاهش حجم هیپوکامپ و آمیگدال، یا افزایش فعالیت آمیگدال و اینسولا همراه با کاهش واکنش قشر پیشپیشانی به استرس را نشان میدهند. مطالعات تصویربرداری مغزی (fMRI) نیز تأیید کردهاند که این نواحی در پاسخ به محرکهای مصرف مواد نقش کلیدی دارند، اگرچه برخی تحقیقات جدیدتر نشاندهنده عدم اجماع کامل در این زمینه هستند.
نقش ناکامی بهعنوان یک عامل درونی که درک منفی از واقعیت را ایجاد میکند، میتواند حلقه گمشدهای در درک ارتباط میان استرس و مصرف مواد باشد. برای درمان این وضعیت، تقویت تابآوری (Resilience) بهعنوان یک ابزار درمانی پیشنهاد میشود. تابآوری نهتنها سازگاری با شرایط جدید، بلکه رشدی عمیق و جامع در فرد ایجاد میکند.
از منظر درمانی، مطالعات نشان دادهاند که درمانهای رواندرمانی میتوانند ساختار و عملکرد مغز را به حالت طبیعی بازگردانند، درحالیکه تأثیرات درمانهای دارویی در برخی موارد مانند اعتیاد، محدود بوده است. درمان مشکلات روانشناختی نظیر افسردگی، اضطراب، احساس گناه و وسواس برای بازتوانی افراد معتاد ضروری است.
محرکهای احساسی
تحریککنندههای احساسات میتوانند واکنشهای ناخودآگاه و شدیدی در ما ایجاد کنند. این محرکها شامل افراد، کلمات، خاطرات، افکار، عقاید، رفتارها و موقعیتهای خاص میشوند که احساسات ما را برمیانگیزند.
این احساسات طیف گستردهای دارند؛ از خشم، اندوه و اضطراب گرفته تا عذاب وجدان، شرم و ترس. برخی افراد این احساسات را درونی تجربه میکنند، مثلاً به شکل سردرد، بغض یا تنش عضلانی، در حالی که دیگران آن را از طریق رفتارهای بیرونی مانند بحث با اطرافیان یا خشم جادهای بروز میدهند.
اما همه محرکهای احساسی منفی نیستند. برخی از آنها حس شادی، غرور و انگیزه ایجاد میکنند. بااینحال، محرکهای منفی میتوانند مخرب باشند، بنابراین شناخت و کنترل آنها ضروری است.
پیشگیری و درمان اعتیاد به پورنوگرافی
روابط خانوادگی میتواند منجر به اعتیاد فرزندان شود

پیشگیری
معمولاً در پیشگیری از عود اعتیاد، تأکید بر اجتناب از محرکهای بیرونی از طریق ایجاد عادات سالم است. اما بار دیگر، عوامل ذهنی و پیچیدگیهای روابط شخصی و ارزیابی فرد از خود نقش اساسی دارند. به همین دلیل، لغزش و بازگشت به مصرف مواد، اغلب نتیجهی نداشتن راهبردهای مقابلهای مناسب در نظر گرفته میشود. تحقیقات نشان دادهاند که درصد بالایی از بیماران مبتلا به مصرف مواد، ناکامی را بهعنوان عامل اصلی بازگشت به مصرف مواد معرفی میکنند.
برای درک بهتر اعتیاد و پیشگیری از عود، باید تابآوری در برابر استرس و اعتیاد را از سطح زیستی تا سطح ذهنی بررسی کرد. چراکه تنها نبود عوامل خطر یا حضور عوامل محافظتی بهتنهایی نمیتواند تعیین کند که آیا فردی که مواد مصرف میکند، معتاد خواهد شد یا فرد معتاد موفق به ترک خواهد شد.
با این رویکرد، ناکامی و ناامیدی را میتوان بهعنوان یک عنصر ذهنی کلی در نظر گرفت که مداخلهی درمانی را بهسوی شرایط درونی فرد هدایت میکند. بهجای تمرکز صرف بر اجتناب از محرکهای بیرونی، کار روی تابآوری روانی و معنابخشی مجدد به تجربههای منفی، میتواند رویکردی مؤثرتر در درمان اعتیاد باشد.
جمعبندی
محرکها عواملی هستند که میتوانند واکنشهای احساسی یا رفتاری شدیدی را در افراد برانگیزند. این واکنشها گاهی بهطور ناخودآگاه رخ میدهند و زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار میدهند. محرکهای احساسی ممکن است از عوامل بیرونی مانند افراد، موقعیتها و کلمات ناشی شوند یا از درون فرد، مانند خاطرات و افکار منفی، سرچشمه بگیرند. برخی از این محرکها احساساتی مانند خشم، اضطراب، ترس یا شرم را فعال میکنند و میتوانند تأثیرات منفی بر روابط و تصمیمگیریهای فرد بگذارند. در مقابل، برخی محرکها تجربههای مثبتی چون شادی و انگیزه را تقویت میکنند.
آگاهی از این محرکها و یادگیری روشهایی برای مدیریت آنها، مانند تغییر نگرش و تمرینهای تنفسی، میتواند به بهبود سلامت روان کمک کند. در نهایت، شناخت محرکهای احساسی و اتخاذ راهکارهای مناسب، موجب کنترل بهتر احساسات و افزایش کیفیت زندگی فردی و اجتماعی خواهد شد.
ترجمه، تحقیق و نگارش: تحریریه مجله اعتیاد etiad.org
REFERENCES
The Triggers of Addiction
(Behavioral Neuroscience)
The Emotional Cycle of Addiction – pdf
(Trent University)
The Dark side of Emotion: Addiction
(European Journal of Pharmacology)
The Anatomy of Addiction – book
(Macmillan 2011)
How Emotions Are Made – book
(Daniel Gilbert, Northeastern University)
Coping with Cravings and Triggers
(Cambridge University)
further reading
Amsel, A. (1992). Frustration theory: many years later. Psychol. Bull. 112, 396–399
Barrett, L. F. (2017). How Emotions are Made. Macmillan
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهد.