این مقاله از نظر علمی توسط دکتر علیرضا ملازاده، روانشناس، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه اعتیاد، بازبینی و تأیید شده است.
بسیاری از افراد در آغاز مصرف مواد به دنبال معتاد شدن نیستند. گاهی مصرف با کنجکاوی، تفریح یا تأثیر دوستان شروع میشود؛ اما برای برخی افراد، مواد بهتدریج کارکرد دیگری پیدا میکند: راهی برای فرار موقت از احساساتی که تحملشان دشوار است.
ترس، تنهایی، خشم، شرم، ناامیدی، احساس شکست یا خاطرات دردناک با مصرف از بین نمیروند، اما ممکن است برای مدتی کمتر احساس شوند. همین تسکین موقت میتواند به مغز یاد بدهد که هنگام ناراحتی دوباره به همان راهحل برگردد.
مشکل زمانی آشکارتر میشود که فرد مصرف را متوقف میکند. ماده کنار رفته است، اما احساسات و مشکلات زندگی همچنان وجود دارند. اکنون یکی از مهمترین بخشهای بهبودی آغاز میشود: یاد گرفتن اینکه چگونه بدون مصرف، با احساسات دشوار زندگی کنیم و آنها را مدیریت کنیم.
درد روانی چیست و چه ارتباطی با اعتیاد دارد؟
وقتی از درد حرف میزنیم، معمولاً به درد جسمانی فکر میکنیم؛ اما انسان میتواند بدون هیچ زخم یا بیماری جسمی، درد شدیدی را تجربه کند.
از دست دادن یک عزیز، طرد شدن، تنهایی، شرم، شکست، مشکلات خانوادگی، احساس بیارزشی، اضطراب یا ناامیدی میتوانند نوعی رنج درونی ایجاد کنند که در روانشناسی از آن با مفاهیمی مانند «درد روانی» یا «درد ذهنی» یاد میشود.
وجود چنین احساساتی بهخودیخود غیرطبیعی نیست. درد بخشی از تجربه انسانی است. مسئله این است که ما هنگام روبهرو شدن با آن چه میکنیم.
برخی افراد میتوانند ناراحتی را تحمل کنند، درباره آن صحبت کنند، کمک بگیرند یا برای حل مشکل اقدام کنند. بعضی دیگر ممکن است تلاش کنند هرچه سریعتر احساس ناخوشایند را خاموش کنند. مواد مخدر یا الکل میتوانند برای مدتی چنین نقشی پیدا کنند.
پژوهشی در استان لرستان که افراد مصرفکننده مواد افیونی و افراد دارای بهبودی پایدار را بررسی کرده است، نشان داد میان این گروهها در برخی جنبههای تحمل و مدیریت درد ذهنی تفاوت وجود دارد. پژوهشگران همچنین ارتباط تحمل درد ذهنی را با متغیرهایی مانند اضطراب، افسردگی، ناامیدی و شدت درد روانی بررسی کردند. این یافتهها به معنای آن نیست که درد روانی بهتنهایی باعث اعتیاد میشود؛ بلکه نشان میدهد نحوه مواجهه فرد با رنج درونی میتواند یکی از موضوعات مهم در درمان و بهبودی باشد.
منابع این پژوهش و مطالعات مرتبط در انتهای مقاله آمده است.
فرار از احساسات و پناه بردن به مواد
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم مصرف مواد همیشه برای رسیدن به لذت و سرخوشی است.
ممکن است در مراحل اولیه چنین باشد، اما با ادامه مصرف، انگیزه فرد میتواند تغییر کند. گاهی مسئله دیگر «حال خوب پیدا کردن» نیست؛ فرد مصرف میکند تا برای مدتی «حال بد نداشته باشد».
در علوم اعتیاد، این فرایند با مفهوم «تقویت منفی» توضیح داده میشود. منظور از منفی در اینجا بد یا غیراخلاقی بودن نیست. یعنی رفتاری تقویت میشود زیرا موقتاً یک حالت ناخوشایند را کاهش میدهد.
برای مثال، فرد مضطرب است و پس از مصرف برای مدتی آرامتر میشود. دفعه بعد که اضطراب برمیگردد، مغز راهی را که قبلاً باعث تسکین شده به یاد میآورد.
همین اتفاق میتواند در مورد تنهایی، خشم، شرم، ترس یا ناامیدی رخ دهد.
اما ماده مشکل اصلی را حل نکرده است. اضطراب، رابطه آسیبدیده، تنهایی یا احساس شکست همچنان وجود دارد. به همین دلیل، وقتی اثر ماده از بین میرود، فرد ممکن است دوباره با همان احساسات روبهرو شود؛ این بار همراه با مشکلاتی که خود مصرف نیز ایجاد کرده است.

مقالات مرتبط در مجله اعتیاد etiad.org
چرخه اعتیاد؛ از درد تا تسکین موقت
چرخه برای بعضی افراد میتواند تقریباً چنین مسیری داشته باشد:
درد روانی → تلاش برای فرار از درد → مصرف → تسکین موقت → بازگشت درد → تمایل دوباره به مصرف.
با تکرار این الگو، فرد ممکن است کمکم فرصت یادگیری روشهای سالمتر برای مواجهه با احساسات را از دست بدهد.
این موضوع در پژوهشهای عصبشناسی اعتیاد نیز مورد توجه قرار گرفته است. در مدلهای علمی جدید، اعتیاد فقط نتیجه فعال شدن سیستم پاداش مغز در نظر گرفته نمیشود. با پیشرفت وابستگی، سیستمهای استرس و حالات هیجانی منفی نیز میتوانند نقش بیشتری پیدا کنند و مصرف برای رهایی موقت از این حالات ادامه یابد.
به زبان ساده، گاهی فرد دیگر فقط برای رسیدن به لذت مصرف نمیکند؛ مصرف میکند تا از ناراحتی فرار کند.
این تفاوت برای فهم بهبودی بسیار مهم است، زیرا اگر مصرف تنها وسیلهای را که فرد برای مقابله با درد میشناخته از او بگیریم، اما روش دیگری به او نیاموزیم، بخش مهمی از مسئله همچنان باقی میماند.
بعد از ترک چه اتفاقی برای احساسات میافتد؟
قطع مصرف یک دستاورد بزرگ است، اما به معنای پایان مشکلات زندگی نیست.
ممکن است فرد انتظار داشته باشد با کنار گذاشتن مواد همه چیز خیلی زود بهتر شود. در عمل، گاهی درست در همین مرحله احساساتی ظاهر میشوند که فرد مدتها از آنها فرار کرده است.
رابطهای که در سالهای مصرف آسیب دیده هنوز نیاز به ترمیم دارد. بدهی ممکن است باقی مانده باشد. اعتماد خانواده یکشبه برنمیگردد. احساس گناه یا شرم ممکن است هنوز وجود داشته باشد. علاوه بر این، خود دوره ترک و سازگاری با زندگی بدون ماده میتواند با بیقراری و نوسانات هیجانی همراه باشد.
در چنین شرایطی فرد ممکن است با یک پرسش دشوار روبهرو شود:
«اگر دیگر مصرف نکنم، با این همه احساس چه کنم؟»
پاسخ به این سؤال بخش بزرگی از مسیر بهبودی است.
بهبودی فقط حذف ماده از زندگی نیست؛ فرد بهتدریج یاد میگیرد چگونه با ناراحتی، اختلاف، شکست، ترس و روزهای بد روبهرو شود بدون اینکه مجبور باشد برای تغییر احساس خود به مصرف برگردد.
به همین دلیل است که میتوان گفت: بهبودی از اعتیاد بدون درد ممکن نیست، اما ارزشش را دارد.
منظور این نیست که فرد باید رنج بکشد یا درد را تحمل کند و هیچ کاری انجام ندهد. اتفاقاً برعکس؛ بهبودی فرصتی است برای یاد گرفتن روشهایی که شاید در سالهای مصرف فرصت رشد پیدا نکردهاند.
تحمل درد روانی و خطر عود
تحقیقات پاسخ سادهای مانند «هرکس تحمل بیشتری دارد عود نمیکند» به ما نمیدهند. عود پدیدهای پیچیده است و عوامل زیستی، روانشناختی، اجتماعی و محیطی متعددی در آن نقش دارند.
اما مجموعهای از پژوهشها نشان میدهد نحوه مواجهه فرد با حالات ناخوشایند درونی موضوع مهمی در اختلال مصرف مواد است.
در یک مطالعه روی ۲۸۹ فرد تحت درمان اختلال مصرف مواد، کسانی که در شروع درمان درد روانی بیشتری گزارش کرده بودند، اضطراب، افسردگی و ناامیدی بیشتری نیز داشتند. این گروه مدت کوتاهتری در درمان باقی ماند و احتمال ترک درمان در آنان بیش از دو برابر گروه دارای درد روانی پایینتر بود.
یک مرور نظاممند جدید نیز ۴۱ مطالعه درباره «اجتناب تجربی» را بررسی کرده است. اجتناب تجربی یعنی تلاش مداوم برای فرار، سرکوب یا تغییر افکار، احساسات و تجربههای درونی ناخوشایند. در مجموع این مطالعات، اجتناب بیشتر با مصرف شدیدتر، ولع و برخی فرایندهای مرتبط با عود و پیامدهای ضعیفتر درمان ارتباط داشت.
با این حال، این یافتهها را نباید بیش از اندازه تفسیر کرد. حتی پژوهشهای جدید درباره «تحمل پریشانی» نشان میدهند رابطه آن با پیامدهای درمان در همه مطالعات یکسان نیست.
نتیجه عملی سادهتر است: توجه به درد روانی و آموزش راههای سالم مواجهه با آن میتواند بخش مهمی از درمان و بهبودی باشد. فهرست پژوهشها و منابع علمی مورد استفاده در انتهای مقاله آمده است.

بهترین داروهای ترک اعتیاد و کاهش درد خماری
تفاوت تحمل درد با سرکوب احساسات
تحمل یک احساس به معنای انکار آن نیست.
اگر فرد خشمگین است و به خودش بگوید «من نباید عصبانی باشم»، خشم ناپدید نمیشود. اگر از آینده میترسد، تظاهر به اینکه هیچ ترسی ندارد لزوماً مشکل را حل نمیکند.
سرکوب احساسات یعنی تلاش کنیم احساس را نبینیم یا از آن فرار کنیم.
تحمل و مدیریت احساسات یعنی بتوانیم بگوییم:
«الان مضطربم.»
«از این اتفاق عصبانیام.»
«احساس تنهایی میکنم.»
«این وضعیت برایم دردناک است.»
و سپس یک قدم دیگر برداریم:
«اما لازم نیست برای فرار از این احساس مصرف کنم.»
این تفاوت کوچک در جمله، تفاوت بزرگی در رفتار ایجاد میکند.
احساسات پیام هستند، نه دستور. احساس خشم به این معنا نیست که باید پرخاش کنیم. احساس ترس به این معنا نیست که باید فرار کنیم و احساس درد به این معنا نیست که باید آن را با مواد خاموش کنیم.
گاهی فقط باید اجازه دهیم موج یک احساس بالا بیاید و پایین برود. گاهی باید درباره آن حرف بزنیم. گاهی باید مشکلی را حل کنیم و گاهی نیز شدت یا ماندگاری یک حالت روانی به اندازهای است که نیاز به کمک متخصص سلامت روان داریم.
چگونه بدون مصرف با احساسات دشوار روبهرو شویم؟
هیچ روش واحدی برای همه افراد وجود ندارد، اما هدف مشترک این است که فاصلهای میان «احساس ناخوشایند» و «واکنش فوری» ایجاد شود.
گاهی همین فاصله با یک تماس تلفنی ایجاد میشود. صحبت با فردی قابل اعتماد، یکی از اعضای خانواده، دوست، راهنما یا فرد دیگری در شبکه حمایتی میتواند مانع از آن شود که شخص با یک بحران بهتنهایی روبهرو شود.
حضور در گروههای حمایتی و برنامههای ۱۲ قدم نیز برای بسیاری از افراد فرصتی فراهم میکند تا تجربه خود را با کسانی در میان بگذارند که شرایط مشابهی را پشت سر گذاشتهاند. یکی از پیامهای کاربردی این برنامهها تمرکز بر «امروز» است؛ یعنی به جای حل تمام آینده، فقط ببینیم امروز برای حفظ بهبودی چه کاری میتوان انجام داد.
درمانهای روانشناختی نیز میتوانند به فرد در شناخت محرکها، تنظیم هیجان، حل مسئله و تغییر واکنشهای قدیمی کمک کنند. در بعضی رویکردهای درمانی، فرد یاد میگیرد به جای جنگ دائمی با افکار و احساسات ناخوشایند، حضور آنها را بپذیرد و رفتار خود را بر اساس ارزشها و اهدافش انتخاب کند.
خواب کافی، فعالیت بدنی، داشتن برنامه روزانه و کاهش انزوا شاید راهکارهای سادهای به نظر برسند، اما در کنار درمان و حمایت اجتماعی میتوانند به تنظیم بهتر هیجانات کمک کنند.
و اگر درد روانی شدید، طولانی یا غیرقابلتحمل شده است، یا فرد احساس میکند قادر به حفظ امنیت خود نیست، موضوع دیگر صرفاً «تحمل کردن» نیست و باید از متخصص سلامت روان یا خدمات اورژانسی کمک گرفت.
بهبودی بدون درد نیست؛ اما درد همیشگی نیست
یکی از واقعیتهای دشوار بهبودی این است که فرد نمیتواند تمام احساسات ناخوشایند را از زندگی حذف کند.
حتی افرادی که سالها در بهبودی هستند با مرگ عزیزان، شکست، بیماری، اختلاف، تنهایی، نگرانی مالی و ترس از آینده روبهرو میشوند. تفاوت در این نیست که دیگر درد ندارند؛ تفاوت میتواند در شیوه مواجهه با آن باشد.
در دوران مصرف، پاسخ به بسیاری از احساسات ممکن است یکسان شده باشد: مصرف کن تا حالت تغییر کند.
در بهبودی، گزینههای بیشتری به وجود میآید: صحبت کردن، درخواست کمک، رفتن به جلسه، تماس با راهنما، مراجعه به درمانگر، حل مسئله، پذیرش چیزی که فعلاً قابل تغییر نیست یا حتی فقط صبر کردن تا شدت یک احساس کاهش پیدا کند.
بهبودی به معنای زندگی بدون درد نیست.
بهبودی یعنی درد، ترس، خشم یا تنهایی دیگر مجبور نباشند ما را به همان راه قدیمی برگردانند.
شاید یکی از عمیقترین تغییرات در مسیر بهبودی همین باشد: فرد بهتدریج کشف میکند که میتواند احساسات دشوار را تجربه کند، از آنها عبور کند و همچنان پاک بماند.
درد ممکن است بخشی از زندگی باشد؛ اما مصرف دیگر تنها راه فرار از آن نیست.
پژوهش، ترجمه و نگارش: آزاده اتحاد/مجله اعتیاد etiad.org
مقالات مرتبط :
تفاوت عادت و اعتیاد: مغز چه تفاوتی میبیند؟
چگونه از زندگی احساس رضایت کنیم
سوالات متداول
درد روانی چه ارتباطی با اعتیاد دارد؟
درد روانی مانند تنهایی، شرم، ترس، خشم یا ناامیدی میتواند برای بعضی افراد بسیار دشوار باشد. مصرف مواد ممکن است موقتاً این احساسات را کاهش دهد، اما مشکل اصلی را حل نمیکند و در برخی افراد میتواند به تداوم چرخه مصرف کمک کند.
چرا بعضی افراد هنگام ناراحتی به مواد پناه میبرند؟
مواد مخدر یا الکل میتوانند برای مدتی اضطراب، ترس، تنهایی یا سایر احساسات ناخوشایند را تغییر دهند. اگر فرد بارها از مصرف برای فرار از این احساسات استفاده کند، ممکن است بهتدریج میان ناراحتی روانی و مصرف ارتباطی قوی شکل بگیرد.
آیا احساسات دردناک بعد از ترک اعتیاد طبیعی است؟
بله. قطع مصرف به معنای ناپدید شدن مشکلات و احساسات دشوار زندگی نیست. ترس، خشم، تنهایی، شرم یا اضطراب ممکن است در دوران بهبودی نیز تجربه شوند. یکی از بخشهای مهم بهبودی، یادگیری مواجهه سالم با این احساسات بدون بازگشت به مصرف است.
تحمل درد روانی یعنی سرکوب احساسات؟
خیر. تحمل و مدیریت درد روانی به معنای انکار یا سرکوب احساسات نیست. فرد احساس خود را میشناسد و میپذیرد، اما یاد میگیرد برای فرار از آن به مصرف مواد متوسل نشود و از راههای سالمتری برای مدیریت آن استفاده کند.
چگونه در دوران بهبودی با احساسات دشوار کنار بیاییم؟
صحبت با فردی قابل اعتماد، استفاده از حمایت خانواده یا گروههای حمایتی، تماس با راهنما، شناخت محرکها، فعالیت بدنی و یادگیری مهارتهای تنظیم هیجان میتواند کمککننده باشد. اگر درد روانی شدید یا مداوم است، مراجعه به متخصص سلامت روان اهمیت دارد.
REFERENCES
Mee, S., Bunney, B. G., Fujimoto, K., Penner, J., Seward, G., Crowfoot, K., Bunney, W. E., & Reist, C. (2019). A study of psychological pain in substance use disorder and its relationship to treatment outcome. PLOS ONE, 14(11), e0216266. این لینک.
Meerwijk, E. L., Mikulincer, M., & Weiss, S. J. (2019). Psychometric evaluation of the Tolerance for Mental Pain Scale in United States adults. Psychiatry Research, 273, 746–752. این لینک.
Koob, G. F. (2013). Negative reinforcement in drug addiction: The darkness within. Current Opinion in Neurobiology, 23(4), 559–563. این لینک.
Koob, G. F. (2020). Neurobiology of opioid addiction: Opponent process, hyperkatifeia, and negative reinforcement. Biological Psychiatry, 87(1), 44–53. این لینک.
Weiss, N. H., Kiefer, R., Goncharenko, S., Raudales, A. M., Forkus, S. R., Schick, M. R., & Contractor, A. A. (2022). Emotion regulation and substance use: A meta-analysis. Drug and Alcohol Dependence, 230, 109131. این لینک.
Stellern, J., Xiao, K. B., Grennell, E., Sanches, M., Gowin, J. L., & Sloan, M. E. (2023). Emotion regulation in substance use disorders: A systematic review and meta-analysis. Addiction, 118(1), 30–47. این لینک.
Daughters, S. B., Lejuez, C. W., Bornovalova, M. A., Kahler, C. W., Strong, D. R., & Brown, R. A. (2005). Distress tolerance as a predictor of early treatment dropout in a residential substance abuse treatment facility. Journal of Abnormal Psychology, 114(4), 729–734. این لینک.
Bornovalova, M. A., Gratz, K. L., Daughters, S. B., Hunt, E. D., & Lejuez, C. W. (2012). Initial RCT of a distress tolerance treatment for individuals with substance use disorders. Drug and Alcohol Dependence, 122(1–2), 70–76. این لینک.
Banducci, A. N., et al. (2019). Distress tolerance trajectories following substance use treatment. Journal of Consulting and Clinical Psychology. این لینک.
Sequeda, G., Durán-Rondón, S., Acosta-López, J. E., Torres-Santos, E. A., & Rivera-Porras, D. (2026). Experiential avoidance and psychoactive substance use: Systematic review. European Journal of Investigation in Health, Psychology and Education, 16(2), 22. این لینک.
National Institute on Alcohol Abuse and Alcoholism (NIAAA). The Cycle of Alcohol Addiction. این لینک.
مجله اعتیادپژوهی. پژوهش درباره تحمل و مدیریت درد ذهنی در افراد مصرفکننده مواد افیونی و افراد دارای بهبودی پایدار در استان لرستان. این لینک.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.