در افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد، یک الگوی روان‌شناختی مشخص بارها دیده می‌شود: هرچه کنترل بر مصرف مواد کمتر می‌شود، تلاش برای کنترل محیط، روابط و دیگران بیشتر می‌شود. این الگو تصادفی نیست. پژوهش‌های حوزه عصب‌شناسی و روان‌شناسی بالینی نشان می‌دهند که اعتیاد و رفتار کنترل‌گرانه از یک ریشه مشترک تغذیه می‌کنند: اضطراب مزمن و احساس درماندگی.

چرا اعتیاد نیاز به کنترل را تشدید می‌کند

اعتیاد به مواد یا الکل، با گذشت زمان، احساس کنترل‌پذیری فرد بر زندگی خودش را از بین می‌برد. مصرف‌کننده می‌داند که نمی‌خواهد مصرف کند، اما می‌کند. می‌داند که قرار بود امروز ترک کند، اما نکرد. این شکاف مداوم بین قصد و عمل، یکی از دردناک‌ترین تجربه‌های روان‌شناختی در اعتیاد است.

به بیان ساده‌تر، مغز فردی که در چنگ اعتیاد گرفتار است دائماً پیام «کنترل نداری» می‌گیرد. این پیام، اضطراب را بالا می‌برد. و مغز مضطرب به طور غریزی به دنبال چیزی می‌گردد که بتواند آن را کنترل کند.

ریتا میلیوس، مددکار اجتماعی بالینی، این مکانیسم را این‌طور توصیف می‌کند: افرادی که احساس می‌کنند کنترل خود و مصرف موادشان را از دست داده‌اند، اغلب تلاش می‌کنند این کنترل را روی جنبه‌های دیگر زندگی اعمال کنند. کنترل‌گری در این حالت، یک راهبرد ناهوشیارانه برای مهار احساساتی مثل افسردگی، عزت نفس پایین و درماندگی است.

پژوهشی که در مجله Addictive Behaviors منتشر شده نشان می‌دهد افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد به طور معناداری نمرات بالاتری در مقیاس‌های «لوکوس کنترل بیرونی» دارند، یعنی احساس می‌کنند زندگی‌شان را نیروهای بیرونی هدایت می‌کند نه خودشان. این احساس، نیاز به کنترل بیرونی محیط را تقویت می‌کند.

آیا کنترلگرها کنترل بیشتری روی زندگی‌شان دارند؟
از خاطرات یک معتاد: نمیدانم کدام یک اول پیدا شد، شخصیت دیوانه کنترل یا اعتیاد؟… ولی این را می‌دانم که هرچه بیشتر الکل مصرف می‌کردم بیشتر احساس می‌کردم کنترل از دستم خارج شده است، در نتیجه مضطرب‌تر می‌شدم، و در نتیجه بیشتر می‌نوشیدم

جلوگیری از اضطراب بعد از ترک مواد یا الکل

روانشناسی اعتیاد چیست؟

نشانه‌های شخصیت کنترل‌گر چیست؟

یک حلقه بسته: کنترل‌گری چطور اعتیاد را تغذیه می‌کند

اما رابطه این دو یک‌طرفه نیست. کنترل‌گری افراطی خودش منبع اضطراب است و اضطراب، یکی از اصلی‌ترین محرک‌های مصرف مواد.

لیسا، یک الکلی در حال بهبودی، این چرخه را صادقانه توصیف می‌کند: «هرچه بیشتر الکل مصرف می‌کردم، بیشتر احساس می‌کردم کنترل از دستم رفته. مضطرب‌تر می‌شدم. و در نتیجه بیشتر می‌نوشیدم.»

از منظر عصب‌شناختی، این چرخه با نقش محور HPA (هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال) توضیح داده می‌شود. استرس مزمن ناشی از تلاش برای کنترل آنچه کنترل‌پذیر نیست، ترشح مداوم کورتیزول را به همراه دارد. کورتیزول بالا، آستانه استفاده از مواد را پایین می‌آورد و در عین حال، توانایی تحمل عدم قطعیت را کاهش می‌دهد، یعنی دقیقاً همان چیزی که فرد را به کنترل‌گری بیشتر سوق می‌دهد.

به بیان ساده‌تر، کنترل‌گری و اعتیاد هر کدام دیگری را تشدید می‌کنند. این یک حلقه بسته است که بدون مداخله آگاهانه، به خودی خود نمی‌شکند.

ریشه مشترک: اضطراب و ترس از آسیب‌پذیری

هر دو رفتار، یعنی هم اعتیاد و هم کنترل‌گری، اغلب از یک منبع سرچشمه می‌گیرند: ناتوانی در تحمل عدم قطعیت و احساس آسیب‌پذیری.

پژوهش‌های برنه براون، روان‌شناس و پژوهشگر دانشگاه هیوستون، نشان می‌دهند که افرادی که آسیب‌پذیری عاطفی را تهدید می‌بینند، به جای پذیرفتن آن، به رفتارهای بی‌حس‌کننده روی می‌آورند. مصرف مواد یکی از این رفتارهاست. کنترل‌گری یکی دیگر.

تجربه‌های دوران کودکی، به ویژه بی‌ثباتی عاطفی، بی‌توجهی یا آسیب، زمینه‌ساز هر دو الگو می‌شوند. کودکی که در محیطی بی‌ثبات بزرگ می‌شود یاد می‌گیرد که «کنترل کردن» برابر است با «در امان بودن». این باور ناهوشیار تا بزرگسالی ادامه می‌یابد و هم در قالب کنترل‌گری و هم در قالب تلاش برای کنترل احساسات از طریق مواد بروز می‌کند.

کنترلگری
هرچه بیشتر سعی کنید زندگی‌تان را کنترل کنید، زندگی غیر قابل کنترل‌تر خواهد شد!

رهایی از کنترل به عنوان بخشی از بهبودی

یکی از دلایلی که برنامه‌های دوازده‌قدمی مانند الکلی‌های گمنام و معتادان گمنام تأثیر چشمگیری داشته‌اند، توجه مستقیم به همین مسئله است. قدم اول این برنامه‌ها مستلزم پذیرفتن این واقعیت است که فرد بر اعتیادش کنترل ندارد. این پذیرش، که برای بسیاری شکل دردناکی از تسلیم شدن دارد، در واقع آغاز رهایی از سیکل اضطراب-کنترل است.

Al-Anon، برنامه‌ای برای خانواده‌های افراد مبتلا به اعتیاد، نیز بر همین اصل استوار است: رها کردن کنترل، نه از روی بی‌تفاوتی، بلکه از روی شناخت اینکه کنترل‌کردن دیگران نه ممکن است و نه مفید.

پژوهش‌های بالینی نشان می‌دهند که مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی (mindfulness) می‌توانند در شکستن این حلقه مؤثر باشند. ذهن‌آگاهی با آموزش تحمل عدم قطعیت بدون واکنش آنی، هم میل به کنترل‌گری و هم هوس مصرف مواد را کاهش می‌دهد.

گام عملی: تشخیص الگو، اولین قدم تغییر است

اگر در بهبودی هستید یا کنار کسی هستید که با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کند، شناخت این الگو می‌تواند نقطه شروع مهمی باشد. چند نشانه که ممکن است این چرخه در زندگی‌تان فعال باشد:

احساس می‌کنید اگر همه چیز طبق برنامه پیش نرود، اضطراب شدیدی دارید در روابط نزدیک مدام نگران رفتار دیگران هستید و سعی می‌کنید آن را هدایت کنید وقتی احساس می‌کنید کنترل ندارید، بیشتر به مواد یا الکل فکر می‌کنید رها کردن و واگذار کردن برایتان تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد

درک اینکه کنترل‌گری یک مکانیسم دفاعی است نه یک ویژگی شخصیتی ثابت، می‌تواند در خودش یک گام رو به جلو باشد.

مشکل کنترل‌گری

الکل و اضطراب

پرسش‌های متداول

رابطه اعتیاد و کنترل چیست؟ +

اعتیاد با از بین بردن احساس کنترل فرد بر زندگی‌اش، اضطراب ایجاد می‌کند. این اضطراب فرد را به کنترل‌گری بیرونی سوق می‌دهد. کنترل‌گری نیز خود استرس‌زاست و مصرف مواد را تشدید می‌کند. این حلقه بسته، بدون مداخله درمانی آگاهانه نمی‌شکند.

آیا معتادان واقعاً کنترل‌گر هستند؟ +

بسیاری از افراد مبتلا به اعتیاد الگوهای کنترل‌گرانه از خود نشان می‌دهند، اما این یک ویژگی شخصیتی ذاتی نیست. کنترل‌گری در این افراد اغلب واکنشی به احساس درماندگی و از دست دادن کنترل بر مصرف مواد است.

چرا رها کردن کنترل در بهبودی اعتیاد مهم است؟ +

پذیرفتن اینکه نمی‌توان همه چیز را کنترل کرد، اضطراب بنیادینی را که هم اعتیاد و هم کنترل‌گری را تغذیه می‌کند کاهش می‌دهد. برنامه‌های دوازده‌قدمی مانند NA و AA بر همین اصل بنا شده‌اند.

آیا کنترل‌گری می‌تواند به اعتیاد منجر شود؟ +

بله. کنترل‌گری افراطی منبع استرس مزمن است و استرس مزمن یکی از اصلی‌ترین عوامل خطر برای مصرف مواد محسوب می‌شود. از این منظر، رابطه اعتیاد و کنترل دوسویه است.

Caputo, A. (2019). Addiction, locus of control and health status: A study on patients with substance use disorder in recovery settings. Journal of Substance Use, 24(6), 609–613. این لینک

Ersche, K. D., Turton, A. J., Croudace, T., & Stochl, J. (2012). Who do you think is in control in addiction? A pilot study on drug-related locus of control beliefs. Addictive Disorders & Their Treatment, 11(4), 173–223. این لینک

Sinha, R. (2008). Chronic stress, drug use, and vulnerability to addiction. Annals of the New York Academy of Sciences, 1141, 105–130. این لینک