این مقاله از نظر علمی توسط دکتر علیرضا ملازاده، روانشناس، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه اعتیاد، بازبینی و تأیید شده است.
زندگی با همسر معتاد بهتدریج تمام جنبههای یک رابطه را تحت تأثیر قرار میدهد. مسئله فقط مصرف مواد یا الکل نیست؛ نگرانی دائمی، بیاعتمادی، پنهانکاری، تغییر مسئولیتهای خانوادگی و تلاش مکرر برای کنترل شرایط، فشار سنگینی بر همسر و دیگر اعضای خانواده وارد میکند. پژوهشهای تازه نشان میدهند این تجربه یک مسیر ثابت ندارد؛ برخی همسران مدتها سکوت میکنند و تحمل میکنند، برخی بهتدریج فاصله عاطفی میگیرند و برخی دیگر، پس از سالها تلاش بینتیجه، به خشم و درگیری میرسند. هدف این نوشتار مقصر دانستن هیچیک از دو طرف نیست، بلکه روشن کردن مکانیسمهای روانی پشت این الگوهاست.
فشار روانی پنهان در زندگی با همسر دارای اختلال مصرف مواد
اعتیاد همسر برای طرف مقابل معمولاً یک منبع فشار مزمن است، نه یک بحران کوتاهمدت. مروری علمی که ۵۶ مطالعه درباره اعضای خانواده افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد را بررسی کرده، افزایش استرس، فرسودگی روانی، افت کیفیت زندگی و افزایش خطر مواجهه با پرخاشگری را در این افراد گزارش کرده است. مطالعات کیفی نیز نشان میدهند انگ اجتماعی، سرزنش خود و انزوا از تجربههای تکرارشونده این خانوادههاست. به بیان سادهتر، بدن و ذهن همسر در حالت آمادهباش دائمی قرار میگیرند، درست مثل کسی که هر لحظه منتظر یک بحران تازه است.
سکوت و تحمل؛ نخستین واکنش بسیاری از همسران
پژوهشی کیفی تازه که با مشارکت ۱۵ زن دارای همسر مبتلا به اختلال مصرف مواد انجام شده، الگویی به نام «انفعال محافظتگرانه» را توصیف میکند. بر اساس این یافتهها، بسیاری از زنان برای حفظ آبروی خانواده، بهخاطر فرزندان یا از ترس واکنش اطرافیان، مشکل همسر را از خانواده و حتی نهادهای حمایتی پنهان میکنند. برخی دیگر به دلیل تجربههای مکرر شکست، تهدید یا نبود حمایت خانوادگی، دچار نوعی بیحسی هیجانی و کنارهگیری روانی میشوند؛ و گروهی نیز مسئولیت تغییر رفتار همسر را بهطور کامل از دوش خود برمیدارند تا با احساس ناتوانی کمتر روبهرو شوند.
نکته مهم این است که این رفتارها نشانه بیتفاوتی یا ضعف شخصیت نیستند. دادههای این پژوهش نشان میدهد این انفعالها پاسخهایی محافظتی به فشارهای چندگانه اجتماعی، روانی و خانوادگیاند. مشکل زمانی آغاز میشود که این الگو برای سالها ادامه پیدا کند و خود فرد زیر بار آن فرسوده شود.
از سکوت تا خشم؛ مسیری که همیشه یکسان نیست
همین پژوهش، در کنار انفعال محافظتگرانه، مضمون دوم و شاید تکاندهندهتری را نیز شناسایی کرده است: «خشمهای درماندگی». طبق این یافتهها، حدود یکچهارم از زنان شرکتکننده، پس از سالها تلاش بینتیجه برای تغییر رفتار همسر، علائم بالینی پرخاشگری شدید نشان میدادند؛ از انفجارهای هیجانی ناگهانی تا درگیری کلامی و گاه فیزیکی. نکته کلیدی اینجاست که این خشم از موضع قدرت یا کنترل بروز نمیکند، بلکه ریشه در استیصال و فرسودگی هیجانی مزمن دارد. به بیان سادهتر، فردی که بارها تلاش کرده و نتیجه نگرفته، سرانجام انرژیاش را از طریق خشم تخلیه میکند، نه از سر اراده به تنبیه همسر.
پژوهشی دیگر که بهتازگی روی زوجهای تحت درمان برای اختلال مصرف الکل انجام شده، سه سبک رایج مقابله همسران را بررسی کرده است: مقابله فعال، مقابله تحملمحور و مقابله کنارهگیرانه. در این مطالعه، تنها کنارهگیری بود که با کاهش معنادار رضایت از رابطه، هم برای خود فرد و هم برای همسرش، ارتباط داشت. این یافتهها نشان میدهند مسیر انفعال به خشم یک قانون قطعی نیست؛ اما فشار طولانیمدت میتواند شیوه واکنش افراد را بهطور قابل توجهی تغییر دهد. (منابع علمی)

مرز باریک میان حمایت واقعی و کمک به تداوم اعتیاد
حمایت از فردی که با اختلال مصرف مواد درگیر است میتواند بخش مهمی از مسیر بهبودی باشد؛ اما این حمایت با برعهده گرفتن پیامدهای مصرف او تفاوت اساسی دارد. کمک به پیدا کردن درمان مناسب، همراهی عاطفی و گوش دادن بدون تحقیر، رفتاری سازنده است. در مقابل، پرداخت مکرر بدهیهای ناشی از مصرف، دروغ گفتن برای پوشاندن پیامدهای رفتار همسر یا برعهده گرفتن مسئولیتهایی که به او تعلق دارد، ناخواسته فرد را از پیامدهای طبیعی رفتارش محافظت میکند و بستر تداوم مصرف را فراهم میسازد. این الگو در روانشناسی با مفهوم هموابستگی شناخته میشود، مفهومی که چگونه بر هموابستگی غلبه کنیم بهطور مفصل به آن پرداخته است.
رفتار درست و مرزبندی سالم با همسر معتاد
پاسخ واحدی برای همه خانوادهها وجود ندارد، اما چند اصل کلی از سوی پژوهشها حمایت میشود: صحبت درباره مشکل را به زمانی موکول کنید که فرد تحت تأثیر شدید مواد نیست؛ بهجای تحقیر شخصیت او، درباره رفتار مشخص و پیامدش صحبت کنید؛ مسئولیتهایی را که متعلق به اوست دائماً برعهده نگیرید؛ و تهدیدهایی را که قصد اجرایشان را ندارید، تکرار نکنید.
در همین راستا، مرزبندی با کنترل رفتار همسر تفاوت دارد. مرز سالم درباره کاری است که خود شما در یک موقعیت مشخص انجام میدهید؛ کنترل، تلاش برای تعیین رفتار فرد دیگر است. برای مثال، «من برای خرید مواد پول نمیدهم» یک مرز روشن و قابل اجراست، چون فقط به رفتار خودتان مربوط میشود. اما «تو دیگر حق نداری مصرف کنی» بهتنهایی یک مرز نیست، چون اجرای آن در اختیار شما نیست. تمرکز بر مرزهایی که در کنترل خودتان است، هم اثربخشتر است و هم از فرسودگی بیشتر جلوگیری میکند.
برای مطالعه بیشتر درباره اعتیاد زنان در ایران مقاله زیر را بخوانید:
حمایت از همسر و مسیر مشترک درمان
یکی از اشتباهات رایج این است که تمام توجه خانواده و حتی نظام درمانی روی فرد مصرفکننده متمرکز شود و از همسر تنها همین سؤال پرسیده شود: چگونه میتوانی به او کمک کنی؟ اما همان مرور ۵۶ مطالعهای که پیشتر اشاره شد، بهروشنی نتیجه میگیرد که اعضای آسیبدیده خانواده نباید فقط ابزاری برای کمک به بیمار دیده شوند؛ آنها خود نیز هدف حمایت و مداخله درمانیاند. فراتحلیل دیگری که ۱۹ مطالعه در این حوزه را بررسی کرده، نشان داده مداخلات فردی و گروهی میتوانند افسردگی و پریشانی روانی همسران را کاهش داده و شیوههای مقابلهشان را بهبود بخشند.
از سوی دیگر، میان «کمک به درمان همسر» و «مسئول درمان او بودن» تفاوت اساسی وجود دارد. یکی از رویکردهای شناختهشده در این زمینه، آموزش خانواده مبتنی بر تقویت اجتماعی یا CRAFT است؛ روشی که در آن خانواده مهارتهایی میآموزد تا ضمن مراقبت از سلامت خود، احتمال ورود همسر به درمان را افزایش دهد. مروری نظاممند روی ۶۹۱ عضو خانواده در ۱۴ مطالعه نشان داده این روش، در مقایسه با شیوههای معمول، حدود دو برابر مؤثرتر در ترغیب فرد به شروع درمان بوده است.گروههای حمایت همتا مانند نارانان نیز فضایی برای اشتراک تجربه و کاهش انزوای همسران فراهم میکنند؛ نارانان به معرفی این گروه و انجمن هموابستگان گمنام به گزینههای درمانی دیگر برای خانواده اختصاص دارد.
در نهایت، همسر میتواند شرایط مساعدتری برای مراجعه به درمان فراهم کند، اما هرگز مسئول بهبودی فرد دیگری نیست. برخی خانوادهها پس از تلاشهای طولانی، در نهایت با تصمیمهای دشوارتری درباره ادامه رابطه روبهرو میشوند؛ اگر به این نقطه رسیدهاید، طلاق از همسر معتاد میتواند راهنمای مفیدی باشد. اما پیش از هر تصمیمی، به یاد داشته باشید سلامت روان خودتان به همان اندازه اهمیت دارد که تلاش برای کمک به همسرتان؛ و طلب کمک برای خودتان نشانه ضعف نیست، بلکه نخستین قدم برای بازسازی یک زندگی پایدارتر است.
تحقیق و نگارش: یاسمین ثریا/مجله اعتیاد
سوالات متداول
آیا تحمل کردن همسر معتاد نشانه ضعف شخصیت است؟ +
تفاوت حمایت از همسر و کمک به تداوم اعتیاد او چیست؟ +
چرا برخی همسران بعد از سالها سکوت، بهناگهان خشمگین میشوند؟ +
مرزبندی سالم با همسر معتاد چه فرقی با کنترل کردن او دارد؟ +
آیا مشارکت خانواده در درمان همسر واقعاً مؤثر است؟ +
آیا خود همسر فرد معتاد هم به کمک روانی نیاز دارد؟ +
REFERENCES
Edalat, S. A., Zarbakhsh Bahri, M., & Rahimaghaee, F. (2026). Passivity and aggression; women’s confrontation with spousal addiction: A qualitative research. Scientific Quarterly of Research on Addiction, 20(80), 213–236. این لینک
Di Sarno, M., De Candia, V., Rancati, F., Madeddu, F., Calati, R., & Di Pierro, R. (2021). Mental and physical health in family members of substance users: A scoping review. Drug and Alcohol Dependence, 219, 108439. این لینک
Rushton, C., Kelly, P. J., Raftery, D., Beck, A., & Larance, B. (2023). The effectiveness of psychosocial interventions for family members impacted by another’s substance use: A systematic review and meta-analysis. Drug and Alcohol Review, 42(4), 960–977. این لینک
Archer, M., Harwood, H., Stevelink, S., Rafferty, L., & Greenberg, N. (2020). Community reinforcement and family training and rates of treatment entry: A systematic review. Addiction, 115(6), 1024–1037. این لینک
Hurd, J. A., Baer, M. M., Boyd-Rogers, C. C., Forkus, S. R., Giff, S. T., Hall, E., & Flanagan, J. C. (2026). Coping with partners’ alcohol use disorder and relationship adjustment: A dyadic analysis among treatment-seeking couples. Couple and Family Psychology. این لینک
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.