این مقاله توسط دکتر علیرضا ملازاده، روانشناس، محقق، استاد دانشگاه و درمانگر حوزه اعتیاد، بازبینی و تایید شده است. dr.alimollazade@

شواهد علمی جدید نشان می‌دهد افراد دارای اختلال طیف اوتیسم بیش از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد، در معرض اختلال مصرف مواد و اعتیادهای رفتاری قرار دارند. این مقاله با تکیه بر پژوهش‌های دانشگاهی معتبر، پیوندهای عصبی، الگوهای مصرف و چالش‌های درمان اعتیاد در این جمعیت را بررسی می‌کند.

در سال‌های اخیر، دیدگاه علمی درباره رابطه میان اختلال طیف اوتیسم (ASD) و اختلال مصرف مواد (SUD) دستخوش دگرگونی بنیادین شده است. برخلاف فرض سنتی که افراد اوتیستیک را گروهی کم‌خطر از نظر سوءمصرف الکل و مواد تلقی می‌کرد، یافته‌های نوین نشان می‌دهند این جمعیت نه‌تنها مصون از آسیب‌پذیری نیستند، بلکه در برخی زمینه‌ها با خطر افزایش‌یافته‌ای برای ابتلا به اختلالات مصرف مواد و اعتیادهای رفتاری مواجه‌اند. این تحول نظری، پیامدهای مهمی برای نظام‌های درمان اعتیاد، سیاست‌گذاری‌های سلامت روان و آموزش کادر بالینی به همراه دارد.

مطالعه‌ای از بیمارستان عمومی ماساچوست با همکاری پژوهشگران دانشگاه هاروارد نشان داده است که تقریباً یک‌پنجم نوجوانان و جوانان مراجعه‌کننده به درمان اعتیاد، دارای ویژگی‌های تشخیص‌نداده‌ی طیف اوتیسم هستند. این یافته بر شکافی جدی در عمل بالینی تأکید می‌کند: بسیاری از مراکز درمان اعتیاد فاقد پروتکل‌های غربالگری منظم برای صفات اوتیستیک‌اند و درمانگران نیز اغلب آموزش تخصصی کافی برای شناسایی این الگوهای عصبی‌رشدی را دریافت نکرده‌اند. پیامد این خلأ، ارائه مداخلاتی است که با نیازهای شناختی و حسی بیماران همخوانی ندارد و می‌تواند به کاهش اثربخشی درمان و افزایش خطر عود منجر شود.

از سوی دیگر، مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می‌دهند که افراد با نمرات بالاتر در طیف اوتیسم، گرایش بیشتری به مصرف مواد محرک و برخی اعتیادهای رفتاری دارند. این همپوشانی، صرفاً یک تصادف آماری نیست؛ بلکه بازتاب‌دهنده‌ی مکانیسم‌های عصبی‌زیستی، روان‌شناختی و رفتاری مشترکی است که در هر دو اختلال فعال‌اند. درک این پیوندها، ضرورتی علمی برای توسعه رویکردهای درمانی شخصی‌سازی‌شده و مبتنی بر شواهد به شمار می‌رود.

پیوندهای عصبی–زیستی میان اوتیسم و اختلال مصرف مواد

اختلال طیف اوتیسم و اختلال مصرف مواد، در نگاه نخست دو فنوتیپ کاملاً متمایز به نظر می‌رسند؛ یکی اختلالی عصبی‌رشدی با تظاهرات غالب در حوزه ارتباطات اجتماعی و الگوهای رفتاری تکرارشونده، و دیگری الگویی از مصرف کنترل‌نشده مواد یا رفتارهای اعتیادآور. با این حال، یافته‌های علوم اعصاب شناختی در دهه اخیر نشان داده‌اند که این دو اختلال در سطوح مداری، سلولی و مولکولی، همپوشانی‌های عمیق و معناداری با یکدیگر دارند.

محوری‌ترین نقطه اشتراک، سیستم پاداش مزولیمبیک است. ساختارهایی مانند استریاتوم، هسته‌های قاعده‌ای و قشر پیش‌پیشانی که در کدگذاری انتظار پاداش، یادگیری تقویتی و تثبیت عادت‌ها نقش کلیدی ایفا می‌کنند، هم در اختلال طیف اوتیسم و هم در اختلال مصرف مواد دچار تغییرات ساختاری و عملکردی می‌شوند. در اعتیاد، این سیستم در اثر مصرف مکرر ماده دچار تحمل می‌گردد و فرد برای دستیابی به همان سطح تقویت عصبی، به دوزهای بالاتر یا الگوهای مصرف مکرر نیاز پیدا می‌کند. در اوتیسم نیز، شواهد حاصل از تصویربرداری عصبی و مطالعات رفتاری نشان می‌دهند که پردازش پاداش—به‌ویژه پاداش‌های اجتماعی—با نقص همراه است؛ به‌گونه‌ای که محرک‌های اجتماعی برای فرد جذابیت کمتری داشته و در برخی موارد حتی بار هیجانی منفی ایجاد می‌کنند.

در سطح مولکولی، پژوهش‌ها به نقش پروتئین‌هایی مانند FMRP (Fragile X Mental Retardation Protein) اشاره دارند که در تنظیم پلاستیسیته سیناپسی، ترجمه mRNA در سطح سیناپس و یادگیری وابسته به تجربه نقشی اساسی دارند. اختلال در این مسیرهای سیگنالینگ نه‌تنها در شکل‌گیری صفات اوتیستیک مؤثر است، بلکه می‌تواند حساسیت و نحوه پاسخ مغز به مواد سوءمصرف را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به بیان دیگر، مغزی که از ابتدا در یکپارچگی سیستم پاداش، پیش‌بینی پیامدها و تنظیم هیجانی دچار ناهمخوانی است، ممکن است در برابر اثرات تقویت‌کننده مواد یا رفتارهای اعتیادآور آسیب‌پذیرتر باشد.

از منظر رفتارشناختی، شباهت‌های قابل‌توجهی میان رفتارهای تکرارشونده در اوتیسم و الگوهای اجباری مصرف در اعتیاد مشاهده می‌شود. در هر دو حالت، رفتار نه الزاماً برای کسب لذت، بلکه برای ایجاد حس پیش‌بینی‌پذیری، کاهش اضطراب و تنظیم حالات درونی تکرار می‌شود. مصرف مواد محرک، به‌ویژه ترکیباتی مانند متیل‌فنیدیت یا آمفتامین‌ها، ممکن است به‌طور موقت تمرکز، کنترل شناختی یا سازمان‌دهی ذهنی را در برخی افراد اوتیستیک بهبود بخشد؛ اما این تسکین کوتاه‌مدت، در بلندمدت می‌تواند به وابستگی عصبی و تشدید آسیب‌پذیری‌های موجود بینجامد.

درک این پیوندهای عصبی‌زیستی، دلالت بالینی مهمی دارد: اعتیاد در افراد اوتیستیک را نمی‌توان صرفاً به ضعف اراده، نقص انگیزشی یا انتخاب‌های نابهنجار تقلیل داد. این الگوها ریشه در معماری عصبی متفاوت دارند و مستلزم مداخلاتی هستند که تنوع عصبی و ویژگی‌های فردی را به رسمیت بشناسند. چنین رویکردی، مسیر را از درمان‌های استاندارد یکسان به سوی مداخلات شخصی‌سازی‌شده، مبتنی بر شواهد و اخلاق‌مدار هموار می‌سازد.

ترک اعتیاد: راهنمای جامع علمی و عملی

اعتیاد به بازی‌های آنلاین: علائم، عوارض و درمان علمی

رابطه‌ی میان اختلال طیف اوتیسم (ASD) و اعتیاد به بازی‌های ویدئویی، رابطه‌ای چندلایه و پیچیده است. بازی‌های دیجیتال می‌توانند برای برخی افراد اوتیستیک فرصت‌هایی برای یادگیری، تمرکز و تعامل ساختارمند فراهم کنند، اما همین ویژگی‌ها در صورت نبود چارچوب و حمایت مناسب، می‌توانند خطر وابستگی و مصرف افراطی را نیز افزایش دهند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند تفاوت‌های عصبی در پردازش پاداش و تمرکز، برخی افراد دارای اوتیسم را مستعد گذراندن زمان طولانی‌تری در محیط‌های دیجیتال می‌کند

افراد دارای اختلال طیف اوتیسم بیشتر در معرض اختلال مصرف مواد هستند

افزایش خطر اختلال مصرف مواد در افراد دارای اختلال طیف اوتیسم را نمی‌توان به یک عامل منفرد نسبت داد. شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که این آسیب‌پذیری حاصل برهم‌کنش پیچیده‌ای از عوامل عصبی، روان‌شناختی و اجتماعی است که در طول رشد فردی و تعامل با محیط شکل می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین این عوامل، دشواری‌های مزمن در تنظیم هیجان است. بسیاری از افراد اوتیستیک در شناسایی، نام‌گذاری و تعدیل هیجان‌های شدید—مانند اضطراب، خشم یا درماندگی—با چالش مواجه‌اند و در نبود راهبردهای سازگارانه، ممکن است به مصرف مواد یا رفتارهای اعتیادآور به‌عنوان ابزاری برای کاهش تنش درونی روی آورند.

اضطراب اجتماعی نیز نقش برجسته‌ای در این میان ایفا می‌کند. موقعیت‌های اجتماعی برای بسیاری از افراد اوتیستیک پیش‌بینی‌ناپذیر، پرفشار و فرساینده است. در چنین شرایطی، الکل یا برخی مواد دیگر می‌توانند به‌طور موقت احساس مهارشدگی اجتماعی یا کاهش خودآگاهی دردناک را ایجاد کنند. این کارکرد کوتاه‌مدت، اگرچه ممکن است در ابتدا به‌صورت «کمک‌کننده» تجربه شود، اما به‌تدریج زمینه شکل‌گیری الگوهای مصرف ناسازگار و وابستگی را فراهم می‌کند. پژوهش‌های دانشگاه کمبریج در سال‌های اخیر به‌خوبی نشان داده‌اند که خوددرمانی هیجانی یکی از انگیزه‌های شایع مصرف مواد در نوجوانان و بزرگسالان اوتیستیک است.

عامل مهم دیگر، پدیده بیش‌حسی یا اضافه‌بار حسی است. صداها، نورها، بوها یا تماس‌های بدنی که برای بسیاری از افراد عادی تلقی می‌شوند، می‌توانند برای فرد اوتیستیک به‌شدت آزارنده باشند. در برخی موارد، مصرف مواد به‌عنوان راهی برای کاهش شدت این ورودی‌های حسی یا ایجاد نوعی بی‌حسی موقت به کار گرفته می‌شود. این مکانیسم، هرچند در کوتاه‌مدت تسکین‌دهنده است، اما در بلندمدت به تشدید ناپایداری هیجانی و وابستگی می‌انجامد.

الگوهای شایع مصرف الکل، مواد مخدر و اعتیادهای رفتاری در اوتیسم

برخلاف تصور رایج، الگوی مصرف مواد در افراد اوتیستیک الزاماً مشابه جمعیت عمومی نیست. مطالعات اپیدمیولوژیک و بالینی نشان می‌دهند که برخی مواد و رفتارهای اعتیادآور، در این جمعیت شیوع نسبی بالاتری دارند یا کارکرد متفاوتی ایفا می‌کنند. الکل، به‌ویژه، یکی از شایع‌ترین مواد مصرفی گزارش‌شده است؛ نه لزوماً به دلیل جست‌وجوی لذت، بلکه به‌عنوان ابزاری برای کاهش اضطراب اجتماعی یا تسهیل تعاملات بین‌فردی. مرور نظام‌مند انجام‌شده توسط پژوهشگران دانشگاه کمبریج نشان می‌دهد که الگوی مصرف الکل در افراد اوتیستیک اغلب با انگیزه‌های تنظیم هیجان و خوددرمانی گره خورده است، نه تفریح یا فشار همسالان.

مواد محرک نیز جایگاه ویژه‌ای در این الگو دارند. برخی افراد اوتیستیک گزارش می‌کنند که مصرف محرک‌ها باعث افزایش تمرکز، کاهش آشفتگی ذهنی یا بهبود سازمان‌دهی شناختی می‌شود. این تجربه، شباهت‌هایی با مصرف خودسرانه داروهای محرک در افراد دارای اختلال نقص توجه دارد، اما در غیاب نظارت پزشکی می‌تواند به وابستگی و آسیب‌های ثانویه منجر شود.

در کنار مواد، اعتیادهای رفتاری—از جمله قمار، بازی‌های دیجیتال، استفاده افراطی از اینترنت یا حتی رفتارهای تکرارشونده مبتنی بر علایق خاص—در افراد اوتیستیک شیوع قابل‌توجهی دارند. پژوهش‌های مروری در حوزه اعتیاد رفتاری نشان می‌دهند که ساختار تکراری، پیش‌بینی‌پذیر و پاداش‌دهنده این فعالیت‌ها، با سبک پردازش شناختی در اوتیسم همخوانی بالایی دارد. همین همخوانی، در غیاب چارچوب‌های حمایتی، می‌تواند به از دست رفتن کنترل و پیامدهای عملکردی منجر شود.

چالش‌های تشخیص همزمان اوتیسم و اختلال مصرف مواد در درمان اعتیاد

یکی از موانع اساسی در درمان مؤثر، کم‌تشخیصی همزمان اوتیسم و اختلال مصرف مواد است. بسیاری از افراد تا سال‌ها بدون تشخیص اوتیسم وارد نظام درمان اعتیاد می‌شوند و رفتارهای آنان—مانند کناره‌گیری اجتماعی، تماس چشمی محدود یا انعطاف‌ناپذیری شناختی—به‌اشتباه به «مقاومت در درمان» یا «نبود انگیزه» تعبیر می‌شود. این سوءتعبیرها نه‌تنها رابطه درمانی را تضعیف می‌کند، بلکه می‌تواند به قطع زودهنگام درمان یا برچسب‌زنی منفی منجر شود.

درمان‌های رایج اعتیاد، به‌ویژه مداخلات گروه‌محور، برای بسیاری از افراد اوتیستیک چالش‌برانگیز است. فضاهای شلوغ، تعاملات غیرساختاریافته و اتکای زیاد به استعاره‌ها یا زبان ضمنی، می‌تواند باعث اضافه‌بار حسی و شناختی شود. مطالعات مداخله‌ای انجام‌شده در اروپا نشان می‌دهند که نرخ ماندگاری در درمان و پاسخ‌دهی درمانی در افراد اوتیستیک، در صورت استفاده از پروتکل‌های استاندارد بدون تطبیق، پایین‌تر است.

مطالعه‌ای در بیمارستان عمومی ماساچوست نشان می‌دهد حدود یک‌پنجم جوانان تحت درمان سوءمصرف الکل یا مواد، دارای ویژگی‌های تشخیص‌نشده اوتیسم‌اند؛ یافته‌ای که ضرورت غربالگری اوتیسم در مراکز ترک اعتیاد و آموزش تخصصی کادر درمان را برجسته می‌کند.

روانشناسی اعتیاد چیست؟

چرا درمان‌های رایج اعتیاد برای افراد اوتیستیک کارآمد نیستند؟

بخش قابل‌توجهی از درمان‌های رایج اعتیاد بر مدل‌هایی بنا شده‌اند که برای جمعیت عمومی طراحی شده‌اند و به‌طور ضمنی فرض می‌کنند همه بیماران از الگوهای مشابه پردازش شناختی، ارتباطی و هیجانی برخوردارند. این فرض در مورد بسیاری از افراد دارای اختلال طیف اوتیسم صادق نیست. تفاوت‌های بنیادین در پردازش اطلاعات، تنظیم هیجان و تحمل محرک‌های حسی می‌تواند باعث شود مداخلاتی که برای اغلب بیماران مؤثرند، در این گروه نه‌تنها کم‌اثر، بلکه گاه فرساینده باشند.

درمان‌های گروه‌محور، که ستون اصلی بسیاری از برنامه‌های ترک اعتیاد را تشکیل می‌دهند، نمونه‌ای بارز از این ناهماهنگی‌اند. تعاملات اجتماعی غیرساختاریافته، الزام به مشارکت کلامی مکرر، تماس چشمی و خواندن نشانه‌های ضمنی اجتماعی می‌تواند برای فرد اوتیستیک منبعی از اضطراب شدید باشد. در چنین شرایطی، کناره‌گیری یا سکوت بیمار ممکن است به‌اشتباه به‌عنوان «مقاومت در درمان» یا «نبود انگیزه» تعبیر شود، در حالی که ریشه آن در محدودیت‌های عصبی‌رشدی است.

علاوه بر این، بسیاری از رویکردهای درمان اعتیاد از زبان استعاری، مفاهیم انتزاعی یا روایت‌های عاطفی برای انتقال پیام استفاده می‌کنند. این سبک ارتباطی، اگرچه برای برخی بیماران مفید است، اما برای افرادی که ترجیح می‌دهند اطلاعات به‌صورت مستقیم، عینی و ساختارمند ارائه شود، می‌تواند گیج‌کننده یا ناکارآمد باشد. نبود شفافیت در اهداف جلسات، تغییرات پیش‌بینی‌نشده در برنامه درمان و محیط‌های درمانی پرتحریک از نظر حسی، همگی عواملی هستند که احتمال ترک زودهنگام درمان را افزایش می‌دهند.

مطالعات بالینی انجام‌شده در اروپا نشان داده‌اند که وقتی درمان‌های اعتیاد بدون درنظرگرفتن ویژگی‌های طیف اوتیسم اجرا می‌شوند، نرخ ماندگاری در درمان و بهبود پایدار به‌طور معناداری کاهش می‌یابد. این یافته‌ها بر ضرورت بازنگری در طراحی مداخلات و حرکت به‌سوی درمان‌هایی تأکید دارند که با تنوع عصبی بیماران سازگار باشند، نه آنکه از آنان انتظار تطبیق یک‌جانبه با الگوهای ازپیش‌تعیین‌شده را داشته باشند.

اصول تطبیق درمان اعتیاد با نیازهای افراد دارای طیف اوتیسم

شواهد موجود نشان می‌دهد که تطبیق درمان با ویژگی‌های عصبی و شناختی افراد اوتیستیک، می‌تواند به‌طور معناداری پیامدهای درمانی را بهبود بخشد. نخستین گام، غربالگری منظم صفات اوتیستیک در مراکز درمان اعتیاد است؛ اقدامی که در مطالعات دانشگاه هاروارد و بیمارستان عمومی ماساچوست به‌عنوان یک نیاز فوری بالینی مطرح شده است. شناسایی زودهنگام این ویژگی‌ها، امکان طراحی مداخلات متناسب‌تر را فراهم می‌کند.

در سطح درمان، ساختاردهی شفاف جلسات، استفاده از زبان مستقیم و عینی، کاهش محرک‌های حسی آزارنده و اولویت‌دادن به درمان‌های فردمحور، از جمله راهبردهای مؤثر گزارش‌شده‌اند. درمان‌های شناختی–رفتاری تطبیق‌یافته، که بر آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان، پیش‌بینی موقعیت‌های پرخطر و جایگزین‌های رفتاری تمرکز دارند، می‌توانند اثربخشی بالاتری داشته باشند. آموزش کادر درمان درباره تنوع عصبی و تفاوت‌های پردازش شناختی نیز نقشی کلیدی در کاهش سوءبرداشت‌ها و بهبود رابطه درمانی ایفا می‌کند.

جمع‌بندی

رابطه میان اختلال طیف اوتیسم و اختلال مصرف مواد، رابطه‌ای پیچیده، چندبعدی و عمیقاً ریشه‌دار در سازوکارهای عصبی و روان‌شناختی است. شواهد علمی نشان می‌دهد که اعتیاد در افراد اوتیستیک را نمی‌توان صرفاً به انتخاب‌های فردی یا ضعف اراده تقلیل داد؛ بلکه این پدیده اغلب پاسخی ناسازگار به نیازهای برآورده‌نشده‌ی تنظیم هیجان، پردازش حسی و تعامل اجتماعی است. نادیده‌گرفتن این واقعیت، به تداوم درمان‌های ناکارآمد و افزایش رنج فردی می‌انجامد.

حرکت به‌سوی رویکردهای درمانی شخصی‌سازی‌شده، مبتنی بر شواهد و همسو با اصول تنوع عصبی، نه‌تنها یک ضرورت علمی، بلکه یک تعهد اخلاقی در نظام سلامت روان است. برای مطالعه عمیق‌تر ابعاد اپیدمیولوژیک، عصبی و بالینی این همپوشانی، مراجعه به پژوهش‌های دانشگاه کمبریج، مطالعات جمعیتی سوئد و مقالات منتشرشده در مجلات معتبری مانند The Lancet در بخش منابع توصیه می‌شود. چنین دانشی می‌تواند مسیر درمان اعتیاد را برای گروهی که سال‌ها نادیده گرفته شده‌اند، انسانی‌تر و اثربخش‌تر سازد.

تحقیق، ترجمه و نگارش : فاطمه اشرف‌زاده/تحریریه مجله اعتیاد etiad.org

سوالات متداول FAQ

آیا افراد دارای اختلال طیف اوتیسم بیشتر در معرض اعتیاد هستند؟
شواهد پژوهشی نشان می‌دهد افراد دارای اختلال طیف اوتیسم، در مقایسه با جمعیت عمومی، در برخی شرایط با خطر بالاتری برای ابتلا به اختلال مصرف مواد و اعتیادهای رفتاری مواجه‌اند. این افزایش خطر به عوامل عصبی، دشواری‌های تنظیم هیجان، اضطراب اجتماعی و الگوهای پردازش متفاوت مغز مرتبط است و به‌معنای اجتناب‌ناپذیر بودن اعتیاد در این افراد نیست.

چرا برخی افراد اوتیستیک به مصرف مواد روی می‌آورند؟
در بسیاری از موارد، مصرف مواد به‌عنوان یک مکانیسم مقابله‌ای برای کاهش اضطراب، تنظیم هیجان یا مدیریت اضافه‌بار حسی عمل می‌کند. برخی افراد ممکن است مصرف مواد یا رفتارهای اعتیادآور را راهی برای ایجاد تمرکز، پیش‌بینی‌پذیری یا کاهش تنش‌های درونی تجربه کنند، هرچند این اثرات معمولاً کوتاه‌مدت و ناپایدار است.

آیا درمان‌های رایج اعتیاد برای افراد اوتیستیک مؤثرند؟
درمان‌های استاندارد اعتیاد که برای جمعیت عمومی طراحی شده‌اند، همیشه با نیازهای شناختی و حسی افراد اوتیستیک سازگار نیستند. درمان‌های گروه‌محور، محیط‌های پرتحریک یا زبان انتزاعی می‌توانند اثربخشی درمان را کاهش دهند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد تطبیق درمان با ویژگی‌های طیف اوتیسم می‌تواند نتایج بهتری به همراه داشته باشد.

درمان مناسب اعتیاد در افراد دارای طیف اوتیسم چه ویژگی‌هایی دارد؟
رویکردهای مؤثر معمولاً شامل غربالگری دقیق، درمان فردمحور، ساختاردهی شفاف جلسات، استفاده از زبان مستقیم و توجه به حساسیت‌های حسی هستند. هدف اصلی این درمان‌ها، سازگاری مداخله با تنوع عصبی فرد و افزایش پایداری بهبودی است، نه وادارکردن بیمار به تطبیق با الگوهای درمانی یکسان.

Study explores possible autism link in young adults treated for addiction,
Harvard University Gazette, 2022
(این لینک)

Alcohol use among populations with autism spectrum disorder: narrative systematic review,
William Barber et al, Cambridge University Press, 2025
(این لینک)

Autism Spectrum Disorders and Drug Addiction: Common Pathways, Common Molecules, Distinct Disorders?,
Patrick E. Rothwell, Department of Neuroscience, University of Minnesota, 2016
(این لینک)

Increased Risk for Substance Use-Related Problems in Autism Spectrum Disorders: A Population-Based Cohort Study,
Agnieszka Butwicka et al, Department of Medical Epidemiology and Biostatistics, Karolinska Institutet, Sweden, 2016
(این لینک)

Autistic individuals may be more likely to use recreational drugs to self-medicate their mental health,
University of Cambridge, 2021
(این لینک)

Behavioral addiction and autism spectrum disorder: A systematic review,
Ryan Kervin et al, University of Alabama at Birmingham, Department of Psychiatry and Behavioral Neurobiology, 2021
(این لینک)

Patients With Autism Spectrum Disorder and Co-occurring Substance Use Disorder: A Clinical Intervention Study,
Sharon JN Walhout et al, Network for Addiction Treatment Services, The Netherlands, 2022
(این لینک)

Understanding the substance use of autistic adolescents and adults: a mixed-methods approach,
Elizabeth Weir et al, The Lancet Psychiatry, August 2021
(این لینک)

Increased Risk for Substance Use-Related Problems in Autism Spectrum Disorders: A Population-Based Cohort Study,
Agnieszka Butwicka et al, Department of Medical Epidemiology and Biostatistics,
Journal of Autism and Developmental Disorders, Sweden, 2016
(این لینک)