تاریخ انتشار:
اشتراک گذاری:
9

ترس یا ایمان؟

«مهم نیست چقدر دویدیم، در هر حال همواره ترس را به همراه داشتیم.» – کتاب پایه NA

قبل از اینکه به معتادان گمنام بیاییم، ترس برای بسیاری از ما عاملی همیشگی بود. به این خاطر مصرف میکردیم که از احساس درد عاطفی یا جسمانی واهمه داشتیم. ترس از افراد و موقعیتها، بهانه راحتی را برای مصرف مواد به ما میداد. تعدادی از ما آن چنان از همه چیز واهمه داشتیم که حتی نمیتوانستیم بدون مصرف منزل را ترک کنیم.

وقتی پاک میمانیم، ترس خود را با اعتقاد به انجمن، قدمها و نیرویی برتر جایگزین میکنیم. وقتی این اعتقاد رشد میکند، به تدریج ایمان ما به معجزه بهبودی، همه جنبههای زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد. رفته رفته متوجه تغییر خود میشویم. میفهمیم که موجودات روحانی هستیم و سعی میکنیم بر اساس اصول روحانی زندگی کنیم.

به کارگیری اصول روحانی به ما در از میان برداشتن ترس از زندگی خود کمک میکند. با امتناع از رفتار آسیبزننده یا غیر قانونی با مردم، متوجه میشویم لازم نیست بترسیم از اینکه در عوض چه رفتاری با ما میشود. وقتی عشق، همدردی، درک و صبر را در روابط خود با دیگران به کار میگیریم، در عوض با احترام و توجه با ما رفتار میشود. متوجه میشویم این تغییرات مثبت نتیجه این است که به نیروی برتر خود اجازه دادهایم بر ما تأثیر بگذارد. به این باور میرسیم—نه تصور، بلکه باور—که نیروی برتر فقط بهترین را برای ما میخواهد. صرف نظر از شرایط متوجه میشویم میتوانیم به جای ترس با ایمان قدم برداریم.

فقط برای امروز: دیگر لازم نیست با ترس بدوم، بلکه میتوانم با ایمان به اینکه نیروی برتر بهترین را برای من میخواهد، قدم بردارم.

نظرات

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.