تاریخ انتشار:
اشتراک گذاری:
258

من جسی هستم یک معتاد که در شهر «پرت» در استرالیای غربی زندگی می‌کنم و این هم داستان خلاصه‌ای از سفر من است.

به یاد دارم که از همان سن خیلی کم، خیلی پیش‌تر از شروع مصرف مواد مخدر، تجربه‌های ناخوشایندی از کنف شدن و خیط شدن داشتم که حساسم کرده بود. هنوز هم آن احساس دردی که وقتی بچه‌های دیگر اذیتم می‌کردند، در خاطرم حک شده است. وقتی کاری انجام می‌دادم که مورد تایید جمع قرار نمی‌گرفت، بدجوری احساس شرم می کردم. آن صحنه‌ها و رنجش‌ها را مدام در سرم باز پخش می‌کردم و برای چیزهای کوچک بیخودی به خود سرکوفت می‌زدم.

زندگی با شرم و ترس و گناه

همیشه فکر می‌کردم مشکل تنها شرایط خارجی است. اما از جایی به بعد دیگر نتوانستم مشکلات خودم را انکار کنم. احساس یک ظرف خالی را داشتم، بدون روح. یک دروغ را زندگی می‌کردم بدون این‌که بدانم چه کسی هستم و چه هویتی دارم. تمام موجودیت و روان خودم را صرف یافتن خوشبختی در زندگی مادی و عوامل خارجی کرده بودم.

احساس ناامیدی که چرخ و فلک اعتیاد فعال مدام در تن و روانم می‌چرخید و تمام من را دور می‌زد را فراموش نمی‌کنم. چنان به این فکر که آنچه با آن دست‌به‌گریبان هستم سرنوشت من است و راهی برای فرار از آن وجود ندارد خو کرده بودم که فکر می‌کردم آنقدری زندگی‌ام را نابود کرده‌ام که قابل اصلاح نیست. حتی باور کرده بودم که با گذشت زمان زندگی‌ام باز هم بیشتر از هم خواهد پاشید.  کم‌کم این حس در سرم ‌چرخید که کاش همه چیز را قبل از اینکه مجبور به زندگی با شرم و ترس و گناه بیشتری شوم تمام کنم. حتی امیدوار بودم روزی جایی گوشه‌ی خیابانی بیفتم تا شاید، بیمارستان یا چیزی، کمکی را که نیازمند آن بودم به من برساند و از استیصال رهایم کند.

جلسه آنلاین

این جلسات آنلاین بود که کمک کرد تا من شغلم را در منطقه‌ای دوردست و از همه مهم تر بهبودی ام را حفظ کنم.

خوشبختانه مادرم که سه سال و نیم تجربه گذر از تجربه اعتیاد را داشت، در بهبودی همراهم بود. خودم هم قبلا وقتی جوان بودم با جلسات NA آشنا شده بودم هر چند آن را به خاطر نمی‌آورم. یک روز صبح بعد از 5 روز مصرف افراطی مواد، درمانده و مستاصل به مادرم زنگ زدم و و گفتم که تصمیم به ترک اعتیاد گرفته‌ام. قبول کردم که به کمک نیاز دارم و منیتم را از پنجره بیرون انداختم تا بتوانم دوباره خودم را بیابم. 

دیگر مشکلی نداشتم به «جلسه‌هایی که مادرم می‌رفت» و فکر می‌کردم برای «معتادانی» است که همه چیزشان را از دست داده‌اند، و هنوز برای من زود است، بروم.

تصمیم گرفتم این راه جدید را امتحان کنم

به یاد دارم در اولین حضورم در جلسات انجمن معتادان گمنام با ناباوری گوش می‌دادم و متعجب شده بودم که چگونه عمیق‌ترین و تاریک‌ترین افکار من در مشارکت دیگران بازگو می‌شد.

باورم نمی‌شد و احساس می کردم درون یک دستگاه فکر‌خوان گیر هستم و دستگاه دارد افکارم را می خواند! البته افرادی که در جلسه کنارم نشسته بودند مانند تصویری که در فکرم داشتم نبودند، خوب به انگیزه‌های آن‌ها برای ترک گوش کردم و خیلی طول نکشید که تصمیم گرفتم من هم این راه جدید را امتحان کنم.

تصمیم گرفتم شغلم را به‌عنوان اپراتور ماشین آلات بصورت پروازی نگه دارم (در استرالیا کارکنان معادن دوردست با هواپیما به محل معدن برده می شوند. مترجم) و این به این معنی بود که هر بار به مدت دو هفته نمی‌توانستم در جلسات حضوری شرکت کنم. کسی از جلسات آنلاین به من گفت، یادم مانده که اول قضاوت کردم که این جلسات به خوبی جلسات حضوری نخواهد بود و کارکرد آنچنانی برای رسیدن به چیزی که من می‌خواستم ندارد اما در نهایت در این جلسات آنلاین و مجازی شرکت کردم چون بالاخره از هیچ و از دوهفته کلا دور افتادن از روند بهبودی بهتر بود.

درباره اعتیاد بیشتر بخوانید:
جلسات مجازی و بهبودی واقعی
وقتی پاک‌ماندن مهم‌تر از نشئه‌کردن باشد
قدم‌زدن معتاد در کنار گودال فاضلاب

کار من شیفتی است و جلساتی که می‌خواستم شرکت کنم یک ساعت با زمان کارم تداخل زمانی پیدا می‌کرد بنابراین مجبور بودم صادقانه با مدیرم صحبت کنم و واقعیت را با او درمیان بگذارم. وقتی به مدیر و همکارانم از اهمیتی که جلسات NA برایم دارند گفتم واقعا مرا حمایت کردند و برخی حتی از تجربه‌های شخصی خود در گذر از (مشکلات) مصرف مواد گفتند و مرا تشویق کردند.

شروع به شرکت در جلسات آنلاین معتادان گمنام کردم، و خیلی زود اینکه این جلسات مجازی «کاملا مانند جلسه واقعی بودند» متعجبم کرد، دیدم در این جلسات نه‌تنها «فقط برای امروز» هم خوانده می‌شود که همه شرکت‌کننده‌ها در پایان دعای یکسانی می‌خواندند. در واقع این جلسات مجازی حتی راحت‌تر از جلسات حضوری بودند چون کمک می‌کردند اضطراب اجتماعی خیلی کمتری نسبت به جلسات حضوری احساس کنم. وقتی از من درخواست می‌شود درباره تجربه اعتیادم صحبت کنم همیشه مشارکت می‌کنم و دیگر این حرف‌زدن‌ها از اعتیادم برایم یک قاعده شده است. اوایل برایم دشوار بود اما هم در جلسات حضوری و هم جلسات آنلاین به تدریج آسانتر شد.

جلسات NA

همه عکس‌های این مقاله تزئینی هستند

به یاد دارم در اولین حضورم در جلسات معتادان گمنام با ناباوری گوش می‌دادم و متعجب شده بودم
که چگونه عمیق‌ترین و تاریک‌ترین افکار من در مشارکت دیگران بازگو می‌شد.

جلسه آنلاین وب‌سایت اعتیاد

جلسات آنلاین واقعا نجات بخش من بوده است

این جلسات آنلاین بود که کمک کرد تا من شغلم را در منطقه‌ای دوردست و از همه مهم‌تر بهبودی‌ام را حفظ کنم. خوبی ماجرا اینجاست که حتی می‌توانم به آنچه در این جلسات گفته و رد‌وبدل می‌شود را در مسیر کار به خانه گوش کنم. دیگر هیچ چیز نمی‌تواند مرا از سفر بهبودی‌ام باز دارد. احساس می‌کنم تا زمانی که بیشترین تلاشم را بدون اینکه به خود سخت‌گیر باشم (گاهی بسیار سخت‌گیر!) به‌کار گیرم، «من» پیامی را که به آن نیاز دارم خواهم شنید.

در سفر بهبودی‌ام از پلاتفرم‌های آنلاین دیگری هم استفاده کرده‌ام مثل NAbyphone که وقتی جلسه  NAatHome با ساعت کارم همخوانی ندارد راحت و دم دست است. هنوز هم وقتی سر کار نیستم به جلسات حضوری می‌روم چون عقیده دارم روبرو شدن با ترس و صحبت در برابر جمع اهمیت زیادی در باقی ماندنم در مسیر بهبودی‌ دارد و خبر خوب هم اینکه این ترس و اضطراب برای مواجهه با واقعیت در جمع هم دارد با گذشت روزها راحت‌تر می‌شود.

من بخاطر زندگی امروزم بسیار سپاسگزارم.  بخاطر وجود NA من دوباره قادر به زندگی هستم و امروز به آینده نگاه می‌کنم و برایش برنامه می‌ریزم. نوشتن تمام این‌ها به من یادآوری می‌کند که چقدر سعادتمند هستم.

سرانجام من بخشی از چیزی بزرگتر از خود هستم

هر روز که پاک می‌مانم چیزی می‌آموزم حتی اگر اینگونه نشود، هم این تازه شروعی برای من است. حال من بخاطر هدیه کسی که می‌خواست هدیه خودش را حفظ کند آینده‌ای دارم که می‌توانم با هیجان منتظر آن باشم و قصد دارم همین کار را برای دیگران انجام دهم. با تمرکز دائم بر اینکه احساسات و موقعیت‌ها گذرا هستند در حال بنای اعتماد به نیروی برتر خود هستم، باور کرده‌ام که وقتی بجای اینکه سوار آن چرخ  و فلک باشم پاک هستم، واقعا می‌توانم با زندگی مواجه شوم. درست است که بهبودی مرا از شرایط دردناک مستثنی نمی‌کند اما بطور معجزه آسایی در بهبودی با هر شرایط سختی که رودررو می‌شوم رشد می‌کنم و می‌توانم این تاثیر را به وضوح تشخیص دهم.

نیروی برتر، انجمن معتادان گمنام  و همه کسانی که پیام بهبودی را به من رساندند و البته مادر مهربانم از شما ممنونم چون بدون هریک از شما پایان این اعتیاد می‌توانست بسیار متفاوت باشد.

Jessi

NA Today, July 2019  – The Growth of Online Recovery Edition

ترجمه: مسعود ن. / ویراستار: بهاران سواری

نظرات

  • تست
    ریپلای

    عجب این شرکت های چند ملتی در گول زدن عوام و جوانان استاد هستند. محصول به این خطرناکی را بین جوانان جا انداخته و خود را ثروتمند تر میکنند...

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.