تاریخ انتشار:
اشتراک گذاری:
167

پس از این که به دام اعتیاد جنسی افتادم، برای من مهم نبود چه برچسبی رویم باشد: لذتگرا یا هرزه. اما سالها، چند دهه، طول کشید تا به این واقعیت اذعان کنم که نمیتوانم رفتار مخربم را کنترل کنم.

به طور کلی وقتی بحث اعتیاد به میان میآید، بر سر معنای پاکی و رهایی از اعتیاد اختلاف زیادی وجود ندارد. البته به استثنای یک سری روش بخصوص کاهش آسیب. اگر ده سال پیش متوجه شدید که نمیتوانید مصرف الکل یا تزریق هروئین را کنار بگذارید و به مرکز ترک اعتیاد رفتید، احتمالاً تعریف روشنی از مفهوم پاکی و هوشیاری دارید. اما معنای بهبودی برای کسی که به خاطر اعتیاد به سکس یا میل غیر قابل کنترل به سکس، به سراغ درمان برود، شاید کمی متفاوت باشد.

تقریبا‌‌ً همهی ما خواهان نوعی رضایت جنسی هستیم. اما شخصی که اعتیاد جنسی پیدا کرده، کی میتواند راحت زندگیاش را بکند. البته اگر اصلاً بتواند، و دوباره به لحاظ جنسی با خودش احساس راحتی کند؟ آیا باید برای همیشه با این احساس خداحافظی کند؟

اعتیاد جنسی کاملاً خارج از کنترل

سالها پیش زندگی من کاملاً از کنترل خارج شده بود، همهاش به دلیل رفتار زشت و اعتیاد جنسیام. اگر فقط بخواهم بگویم ارادهی جنسیام خارج از اختیارم بود، کم گفتهام. زندگی من یک فاجعه بود، اما با این حال، خیلی طول کشید تا از متخصصین کمک بگیرم و به این درک برسم که واقعاً مشکل دارم. برایم مهم نبود چه برچسبی رویم باشد، لذتگرا یا هرزه، اما سالها، حتی چند دهه طول کشید تا واقعاً به این نتیجه برسم که نمیتوانم رفتار مخربم را کنترل کنم. همینطور دروغ میگفتم، فریبکاری میکردم و هرز میگشتم، همهاش به این خاطر که به مغزم دوز زیادی از دوپامین بدهم، که البته اصلاً قرار بود چنین باشد تا نگذارد بفهمم چقدر بدبخت و پریشان هستم.

خود سکس اوکی است؛ این اعتیاد جنسی است که باعث میشود معتاد از آن سوء استفاده کرده و به مقوله‌ای خطرناک و خارج از کنترل تبدیلش ‌کند

روابط پنهانی متعددی در زندگیام داشتم، اما برایم کافی نبود، راضیام نمیکرد. کل هدف زندگیام این بود که به کسی که داشتم باهاش خیانت میکردم، خیانت کنم و بعد به آدم بعدی هم خیانت کنم. تمام هدفم در زندگی یا این بود که با کسی به بستر بروم یا در عادات جنسیام زیادهروی کنم، و برای رسیدن به این هدف، تلاش زیادی میکردم. کار و دو ازدواج را از دست دادم و به خاطر عادات جنسیام به لحاظ اقتصادی ورشکسته شدم، اما پیاده شدن از آن موتور آدرنالین و اضطراب غیرممکن به نظر میرسید. دائماً دروغ میگفتم و عمیقاً از آنچه بودم، خجالت میکشیدم.

در جستجوی معنا

در نهایت اوضاع چنان به هم ریخت که مجبور شدم به مرکز ترک اعتیاد مراجعه کنم، در واقع دو بار، چون دفعهی اول چندان موفقیتآمیز نبود. بار اول برای دو هفته به یک کلینیک سرپایی در لسآنجلس رفتم. آنجا شبها با هم معاشرت میکردیم و سوشی میخوریم. بار دوم برای نجات از اعتیاد جنسی، در یک مرکز درمانی سختگیر در فیلادلفیا بستری شدم.

آن زمان تغییر عاداتم غیرممکن به نظر میرسید، اما با کاویدن روح و تلاش زیاد بالاخره شد. زمان برد. در واقع، زمان زیادی برد. مراجعه به مرکز ترک اعتیاد تازه اول راهم بود. من تا عمق جنگل تاریک رفته بودیم و برگشت زمان میبُرد.

حالا به نظر خودم حالم خوب است. دیگر به ندرت پیش میآید که خودم را معتاد به سکس و یا بیاراده در برابر سکس بدانم. اما بهبودی درازمدت برای کسی که مدتها اعتیاد جنسی داشته، چگونه است؟

دکتر راب وایز، یکی از متخصصان بنیاد Seeking Integrity است که به افرادی که از اعتیاد جنسی، ترس از نزدیکی یا اعتیاد به سکس و مواد شیمیایی به طور همزمان رنج میبرند، خدمات درمانی ارائه میدهد. او به من گفت: «وقتی پای اعتیاد جنسی یا افرادی که ترس از نزدیکی دارند، به میان میآید، در مراحل اولیهی بهبودی تمام تمرکز درمان روی اتفاقات منفیای است که در زندگی معتاد رخ داده و همینطور چگونگی جلوگیری از تکرار آنها. اما بسیاری از معتادان جنسی، حتی اگر برایشان سخت باشد، به مرحلهای میرسند که دیگر آنچه در گذشته در زندگیشان رخ داده، هرگز دوباره اتفاق نخواهد افتاد

تجربهی من که چنین بوده است؛ البته هنوز گاهی برایم سخت است، هنوز باید مراقب خودم باشم و هنوز به لحاظ جنسی یک کم زیادی خارج از نُرم هستم.

اما حالا که دوازده سال یا بیشتر از مراجعهام به مرکز ترک اعتیاد گذشته، در یک رابطهی طولانیمدت هستم. با هم رابطهی جنسی داریم و کارهایی را انجام میدهیم که من زمانی از فکرشان احساس شرمساری میکردم. از آدمهایی که برایم مهم هستند، دلجویی کردهام. حتی با یکی از دوستدخترهای سابقم رابطهی دوستانه داریم و به طور مرتب یکدیگر را میبینیم.

اعتیاد جنسی و بهبودی: سال‌ها پیش زندگی من کاملاً از کنترل خارج شده بود. زندگی من یک فاجعه بود، اما با این حال، خیلی طول کشید تا به مرکز درمان اعتیاد مراجعه کنم، کمک بگیرم و به این درک برسم که واقعاً مشکل دارم

در مجله اعتیاد بیشتر بخوانید: 

بلایی که اعتیاد‌ جنسی سر شما می‌آورد

برای ترک اعتیاد جنسی چه روش‌هایی وجود دارد؟

دروغ یا لاپوشانی

خب، آیا من درمان شدهام؟ نه هنوز به طور کامل، اما دربارهی خودم و تقریباً تمام کسانی که در زندگیام هستند، از جمله آنهایی که با هم رابطهی عاطفی داریم، کاملاً با شما صادقم. در واقع با خودم صادقم و خودم را دوست دارم.

این بخش صداقت بسیار مهم است، شاید بیش از هر چیز دیگری. دکتر وایز میگفت: «از جایی دیگر بهبودی صرفاً به معنای هوشیاری نیست؛ به معنای صداقت است. شما چقدر در روابطتان صادق هستنید، روابطتان تا چه اندازه معنادار است، چقدر به آدمهای زندگیتان وصلاید؟ چقدر صداقت دارید؟ آیا دارید کاری میکنید که صداقترا ازتان میگیرد؟ آیا دارید دروغ میگویید یا لاپوشانی میکنید؟

اگر به لحاظ جنسی بیاراده یا معتاد هستید، باید با یک رویکرد کاملاً تازه به سکس و تمام متعلقاتش نگاه کنید و در صدد درکش برآیید. در این رویکرد تازه باید رفتار خارج از کنترل و تمام الگوهای رفتاری مخرب گذشته را کنار بگذارید. خود سکس مشکل نیست؛ این معتاد است که از آن سوء استفاده میکند و به مقولهای خطرناک و خارج از کنترل تبدیلش میکند.

عوامل تحریک و اضطرار

شما در فرآیند بهبودی در نهایت به یک نقطهی تعادل میرسید و در همان نقطه میمانید و باید از یک سری کارهایی که در گذشته میکردید، تا ابد پرهیز کنید. هر که باشید، یک سری عامل تحریک و اضطرار پیش رویتان قرار میگیرد که باید از آنها پرهیز کنید. اما همهی معتادان به سکس یک جور نیستند. عوامل تحریک در شما با عوامل تحریک در من متفاوت است.

برای درمان اعتیاد جنسی باید با خودم صداقت داشته باشم و «عشق به خود»« و به صلح رسیدن با خود» را درک کنم

یکی از بزرگترین ابزارهایی که در درمان اعتیاد جنسی مورد استفاده قرار میگیرد، چیزی است تحت عنوان سه حلقه. شما سه حلقه برای خودتان ترسیم میکنید: یک حلقهی درونی، یک حلقهی میانی و یک حلقهی بیرونی. حلقهی درونی شما جایی است که تمام کارهایی را نتیجهی تخلیهی هیجانی ناشی از اعتیاد هستند، در آن فهرست میکنید؛ یعنی کارهایی که دیگر نباید انجام دهید. برای عدهای شاید تماشای پورنوگرافی باشد یا سکس تلفنی، برای عدهای دیگر، شاید اینها اصلاً مشکلساز نباشند. مشکلات اصلی من در حلقهی درونیام دروغگویی، زنها را بازیچه قرار دادن یا روابط پنهانی داشتن بود. این رفتارها در طی زمان برای آدم میمانند. اگر این کارها را بکنم، دیگر با خودم و آدمهای دیگر زندگیام صادق نیستم و این برای من خطرناک است.

حلقهی میانی شما شامل کارها و رفتارهایی میشود که شاید باعث شود به دام مشکلات حلقهی درونیتان بیفتید. بعد نوبت حلقهی بیرونی است؛ که شامل فعالیتهایی میشود که به شما کمک میکند، یک زندگی سالم و کارآمد را در پیش بگیرید. این فعالیتها و رفتارها شاید تغییر کنند. آنچه ده سال پیش در شما منجر به تخلیهی هیجانی جنسی میشده، امروز شما را تکان نمیدهد.

تمرین صداقت و عشق

تجربهی من میگوید مهمترین رویکرد برای مبارزه با اعتیاد به سکس، صداقت، عشق به خود و به صلح رسیدن با خود است. همین که زندگیتان را به ثبات برسانید و با خودتان و اطرافیانتان صادق و روراست باشید، یعنی بخش زیادی از مسیر را طی کردهاید و با هدف فاصلهی چندانی ندارید.

دکتر وایز میگوید: «من اگر در حال گذراندن یک برنامهی ترک اعتیاد جنسی باشم و آنوقت با یک کارگر جنسی وقت بگذارنم، یعنی با صداقت زندگی نمیکنم. هدف من این است که نگذارم در زندگیام اتفاقهایی بیفتد که بابتشان احساس شرمساری یا پشیمانی کنم. هدف من این است که در زندگیام دست به کارهایی بزنم که بتوانم با افتخار برای دیگران بگویم و بابتشان احساس خوبی داشته باشم. حالا این کارها هر چه میخواهند باشند

ترجمه و ویرایش: آزاده اتحاد

/Lying, Manipulating, and Sleeping Around: Sex Addiction and Recovery/ https://www.thefix.com/sex-addiction-recovery

نظرات

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.