در زبان روزمره گاهی برای توصیف رفتارهای جنسی مکرر و خارج از کنترل از واژههایی مانند «هرزگی» یا «بیبندوباری» استفاده میشود. با این حال در روانپزشکی و علوم اعصاب، چنین رفتارهایی اغلب در چارچوب اختلالی شناخته میشوند که «اختلال رفتار جنسی اجباری» (Compulsive Sexual Behavior Disorder – CSBD) نام دارد. در این وضعیت فرد ممکن است بارها تصمیم بگیرد رفتارهای خود را تغییر دهد یا متوقف کند، اما دوباره به همان الگوهای قبلی بازگردد و احساس کند کنترل تکانههای جنسی از دست او خارج شده است.
این مشکل میتواند پیامدهایی مانند دروغ و پنهانکاری، آسیب به روابط عاطفی، مشکلات خانوادگی یا احساس شرم و پریشانی ایجاد کند. در زبان عامیانه گاهی از چنین وضعیتی با عنوان «بیماری هرزگی» یاد میشود، اما در نگاه علمی، مسئله اصلی نه قضاوت اخلاقی درباره رفتار جنسی، بلکه بررسی الگوهای اجباری و خارج از کنترل است که به زندگی فرد آسیب میزنند.
در این مقاله ابتدا مفهوم اختلال رفتار جنسی اجباری را از منظر علمی بررسی میکنیم و تفاوت آن را با برداشتهای رایج توضیح میدهیم. سپس به این پرسش پاسخ میدهیم که آیا رفتارهای جنسی خارج از کنترل میتوانند به عنوان یک اختلال در نظر گرفته شوند و چه معیارهایی برای تشخیص آن وجود دارد. در ادامه نیز نشانهها، پیامدها و روشهای درمان این مشکل بررسی میشود. در پایان، داستان واقعی فردی را میخوانید که پس از سالها دروغ، فریبکاری و رفتارهای جنسی خارج از کنترل توانست مسیر بهبودی را پیدا کند.
اختلال رفتار جنسی اجباری (CSBD) چیست؟
اختلال رفتار جنسی اجباری الگویی از افکار، تکانهها و رفتارهای جنسی است که به شکل تکرارشونده و خارج از کنترل بروز میکند. در این وضعیت فرد ممکن است زمان و انرژی زیادی را صرف فعالیتهای جنسی یا خیالپردازیهای مرتبط با آن کند و با وجود تلاش برای کاهش یا توقف این رفتارها، نتواند آنها را کنترل کند.
ویژگی مهم این اختلال آن است که رفتارهای جنسی به تدریج به محور اصلی زندگی فرد تبدیل میشوند. در چنین شرایطی ممکن است کار، تحصیل، روابط عاطفی یا مسئولیتهای خانوادگی تحت تأثیر قرار بگیرند. بسیاری از افراد پس از انجام این رفتارها احساس شرم، پشیمانی یا ناامیدی میکنند، اما همچنان در چرخه تکرار آن گرفتار میشوند.
در متون علمی گاهی از اصطلاحهایی مانند «رفتار جنسی خارج از کنترل» یا «اعتیاد به سکس» نیز برای توصیف این وضعیت استفاده میشود، اما مفهوم مرکزی در همه این اصطلاحها یکسان است: ناتوانی مداوم در کنترل تکانههای جنسی و تکرار رفتارهایی که به زندگی فرد آسیب میزنند.

برای مطالعهٔ توضیحات علمی و جامع دربارهٔ اعتیاد به سکس، میتوانید تحقیق کامل مجله اعتیاد با عنوان اعتیاد جنسی؛ علائم، دلایل، درمان و مسیر بهبودی را مطالعه کنید.
آیا رفتارهای جنسی خارج از کنترل یک اختلال محسوب میشوند؟
برای سالها میان پژوهشگران درباره اینکه آیا این رفتارها باید به عنوان یک اختلال روانی شناخته شوند یا نه اختلاف نظر وجود داشت. با پیشرفت مطالعات در زمینه علوم اعصاب و بررسی سازوکارهای سیستم پاداش مغز، شواهد بیشتری به دست آمد که نشان میداد در برخی افراد این الگوهای رفتاری میتوانند به شکل پایدار از کنترل خارج شوند.
در نتیجه، سازمان جهانی بهداشت در نسخه جدید طبقهبندی بینالمللی بیماریها (ICD-11) اختلال رفتار جنسی اجباری را به عنوان یکی از اختلالات کنترل تکانه معرفی کرد. این تصمیم بر اساس پژوهشهایی بود که نشان میدادند در برخی افراد رفتارهای جنسی تکرارشونده میتوانند باعث آسیب جدی در زندگی شخصی، روابط عاطفی و عملکرد اجتماعی شوند.
البته داشتن میل جنسی بالا به خودی خود نشانه بیماری نیست. آنچه این وضعیت را به یک اختلال تبدیل میکند، اجباری شدن رفتار و ناتوانی در کنترل آن است. زمانی که این الگوها برای مدت طولانی ادامه پیدا کنند و باعث پریشانی یا اختلال در زندگی فرد شوند، متخصصان سلامت روان ممکن است آن را در چارچوب اختلال رفتار جنسی اجباری بررسی کنند.
نشانههای اصلی رفتارهای جنسی اجباری
رفتارهای جنسی اجباری معمولاً به شکل الگویی تکرارشونده و خارج از کنترل ظاهر میشوند. در این وضعیت فرد ممکن است بارها تصمیم بگیرد رفتارهای خود را تغییر دهد، اما دوباره به همان الگوهای قبلی بازگردد. نکته مهم این است که این رفتارها به تدریج زمان، انرژی و توجه زیادی از زندگی فرد را به خود اختصاص میدهند.
از نشانههای رایج این وضعیت میتوان به اشتغال ذهنی مداوم با مسائل جنسی اشاره کرد. فرد ممکن است بخش بزرگی از وقت خود را صرف خیالپردازی، جستوجوی محرکهای جنسی یا برنامهریزی برای رفتارهای جنسی کند. همین موضوع میتواند تمرکز او بر کار، تحصیل یا روابط اجتماعی را کاهش دهد.
یکی دیگر از نشانهها، ناتوانی در کنترل یا کاهش رفتارهاست. بسیاری از افراد بارها تلاش میکنند رفتارهای خود را محدود کنند، اما پس از مدتی دوباره به همان چرخه قبلی بازمیگردند. در برخی موارد حتی زمانی که این رفتارها باعث ایجاد مشکلات جدی در روابط عاطفی یا خانوادگی میشوند، همچنان ادامه پیدا میکنند.
در مراحل پیشرفتهتر، برخی افراد از رفتارهای جنسی به عنوان راهی برای فرار از احساسات ناخوشایند مانند اضطراب، تنهایی، افسردگی یا استرس استفاده میکنند. همین مسئله میتواند چرخهای ایجاد کند که در آن رفتارهای جنسی به جای حل مشکل، به مرور زمان مشکلات بیشتری در زندگی فرد به وجود میآورند.
در پایان این مقاله، داستان واقعی فردی را میخوانید که تجربهای مستقیم از دروغ، فریبکاری و رفتارهای جنسی خارج از کنترل داشته و روایت او تصویر ملموستری از نشانهها و پیامدهای این مشکل ارائه میکند.
چرا برخی افراد به بیماری هرزگی دچار میشوند؟
علت بروز رفتارهای جنسی خارج از کنترل معمولاً به یک عامل واحد محدود نمیشود. پژوهشها نشان میدهند که ترکیبی از عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی میتوانند در شکلگیری این مشکل نقش داشته باشند.
یکی از عوامل مهم، نحوه عملکرد سیستم پاداش در مغز است. رفتارهای جنسی مانند بسیاری از رفتارهای لذتبخش دیگر میتوانند باعث ترشح مواد شیمیایی مانند دوپامین در مغز شوند. در برخی افراد این سازوکار ممکن است به مرور زمان به الگویی تکرارشونده تبدیل شود که فرد برای تجربه همان احساس لذت یا کاهش تنش روانی دوباره به همان رفتارها روی میآورد.
عوامل روانشناختی نیز نقش مهمی دارند. تجربه استرس شدید، احساس تنهایی، اضطراب یا افسردگی میتواند باعث شود برخی افراد از رفتارهای جنسی به عنوان راهی برای فرار موقت از فشارهای روانی استفاده کنند. در چنین شرایطی رفتار جنسی به تدریج به یک روش ناکارآمد برای تنظیم هیجانات تبدیل میشود.
در برخی موارد نیز تجربههای گذشته، مانند آسیبهای عاطفی یا مشکلات در روابط صمیمی، میتوانند زمینهساز شکلگیری الگوهای ناسالم در رفتار جنسی شوند. به همین دلیل متخصصان سلامت روان تأکید میکنند که برای درک و درمان این مشکل باید مجموعهای از عوامل فردی و محیطی را در نظر گرفت.

مقالات مرتبط در مجله اعتیاد etiad.org
تأثیر مواد مخدر بر عملکرد جنسی و زندگی زناشویی
پیامدها
وقتی رفتارهای جنسی از کنترل خارج شوند، پیامدهای آن معمولاً به تدریج در بخشهای مختلف زندگی فرد ظاهر میشود. یکی از مهمترین حوزههایی که تحت تأثیر قرار میگیرد روابط عاطفی و خانوادگی است. پنهانکاری و بیاعتمادی میتواند باعث ایجاد تنش یا فاصله در روابط شود.
این الگوهای رفتاری همچنین ممکن است بر تمرکز فرد در کار، تحصیل و مسئولیتهای روزمره تأثیر بگذارند. زمانی که زمان و انرژی زیادی صرف رفتارهای جنسی یا جستوجوی محرکهای مرتبط با آن شود، سایر جنبههای زندگی ممکن است به حاشیه بروند.
در بلندمدت، ادامه چنین الگویی میتواند باعث ایجاد مشکلات اجتماعی، خانوادگی یا حرفهای شود. به همین دلیل بسیاری از متخصصان سلامت روان بر اهمیت شناسایی زودهنگام این وضعیت و اقدام برای درمان تأکید میکنند.
روشهای درمان بیماری هرزگی
درمان رفتارهای جنسی خارج از کنترل معمولاً به رویکردی چندجانبه نیاز دارد، زیرا عوامل مختلفی در شکلگیری این مشکل نقش دارند. نخستین قدم در بسیاری از موارد، مراجعه به متخصص سلامت روان برای ارزیابی دقیق وضعیت فرد است. این ارزیابی میتواند به شناسایی الگوهای رفتاری، عوامل محرک و مشکلات زمینهای کمک کند.
یکی از روشهای مؤثر در درمان، رواندرمانی است. در این رویکرد فرد یاد میگیرد الگوهای فکری و رفتاری خود را بهتر بشناسد و راههای سالمتری برای مدیریت هیجانات، استرس یا تنهایی پیدا کند. درمان شناختی–رفتاری (CBT) از جمله روشهایی است که در بسیاری از برنامههای درمانی مورد استفاده قرار میگیرد.
در کنار درمانهای فردی، برخی افراد از شرکت در گروههای حمایتی نیز سود میبرند. این گروهها فضایی فراهم میکنند که افراد بتوانند تجربههای خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و از حمایت افرادی که با مشکلات مشابه روبهرو بودهاند بهره بگیرند.
در بعضی موارد نیز اگر مشکلات روانی دیگری مانند اضطراب یا افسردگی وجود داشته باشد، ممکن است درمان دارویی در کنار رواندرمانی توصیه شود. هدف از این مداخلات آن است که فرد بتواند کنترل بیشتری بر رفتارهای خود پیدا کند و به تدریج الگوهای سالمتری برای زندگی ایجاد نماید.
نقش صداقت در درمان
یکی از مهمترین عوامل در مسیر بهبودی از رفتارهای جنسی خارج از کنترل، صداقت با خود و دیگران است. بسیاری از افرادی که با این مشکل روبهرو هستند، برای مدت طولانی تلاش میکنند رفتارهای خود را پنهان کنند یا آن را کوچک جلوه دهند. این پنهانکاری اغلب باعث میشود چرخه مشکل ادامه پیدا کند.
صداقت به فرد کمک میکند واقعیت رفتارهای خود را بپذیرد و نخستین گام برای تغییر را بردارد. زمانی که فرد بتواند بدون انکار یا توجیه به مشکل خود نگاه کند، امکان دریافت کمک تخصصی و استفاده از روشهای درمانی نیز بیشتر میشود.
در بسیاری از برنامههای بهبودی، صداقت نه تنها به عنوان یک ارزش اخلاقی، بلکه به عنوان ابزاری عملی برای شکستن الگوهای ناسالم در نظر گرفته میشود. گفتگو با درمانگر، مشارکت در گروههای حمایتی و به اشتراک گذاشتن تجربهها با افرادی که مسیر مشابهی را طی کردهاند، میتواند به ایجاد شفافیت و مسئولیتپذیری کمک کند.
در نهایت، صداقت زمینهای فراهم میکند که فرد بتواند اعتماد از دسترفته را بازسازی کند و به تدریج کنترل بیشتری بر رفتارهای خود و مسیر زندگیاش به دست آورد.

داستان واقعی بهبودی: دروغ، فریبکاری و بیماری هرزگی
وقتی زندگی من کاملاً از کنترل خارج شد
پس از آنکه به دام اعتیاد جنسی افتادم، دیگر برایم مهم نبود چه برچسبی روی من میگذارند؛ لذتگرا، شهوتران، هرزه یا هر نام دیگری. آنچه واقعاً اهمیت داشت این بود که زندگیام به تدریج از کنترل خارج شده بود. با این حال سالها، حتی چند دهه طول کشید تا به این واقعیت اعتراف کنم که نمیتوانم رفتارهای مخربم را کنترل کنم.
وقتی درباره اعتیاد صحبت میشود، معمولاً تعریف نسبتاً روشنی از «پاکی» و «بهبودی» وجود دارد. برای مثال اگر فردی نتواند مصرف الکل یا مواد مخدر را متوقف کند و به مرکز درمانی مراجعه کند، مسیر درمان و مفهوم هوشیاری برای او تا حد زیادی مشخص است. اما برای کسی که با اعتیاد به سکس یا رفتارهای جنسی خارج از کنترل دستوپنجه نرم میکند، معنای بهبودی گاهی پیچیدهتر و مبهمتر به نظر میرسد.
تقریباً همه انسانها به نوعی رضایت جنسی نیاز دارند. اما برای کسی که درگیر اعتیاد جنسی شده است، این پرسش مطرح میشود که آیا روزی میتواند دوباره زندگی عادی و آرامی داشته باشد؟ آیا میتواند بدون احساس شرم یا اجبار، رابطهای سالم با سکس برقرار کند؟ یا باید برای همیشه با این بخش از زندگی خود خداحافظی کند؟
سالها پیش زندگی من کاملاً از کنترل خارج شده بود و دلیل اصلی آن رفتارهای جنسی اجباریام بود. اگر فقط بگویم اراده جنسیام خارج از اختیارم بود، در واقع بخش کوچکی از حقیقت را گفتهام. زندگیام به یک فاجعه تبدیل شده بود، اما با وجود این مدت زیادی طول کشید تا از متخصصان کمک بگیرم و بپذیرم که واقعاً مشکل دارم.
برایم مهم نبود دیگران چه برچسبی روی من میگذارند. تنها چیزی که اهمیت داشت این بود که رفتارهایم را نمیتوانستم متوقف کنم. مدام دروغ میگفتم، فریبکاری میکردم و وارد روابط پنهانی میشدم؛ همه اینها فقط برای تجربه دوباره همان هیجان کوتاهمدتی بود که مغزم از آن تغذیه میکرد. بعدها فهمیدم که در واقع به دنبال دوزی از دوپامین بودم؛ احساسی زودگذر که برای لحظهای اجازه نمیداد با واقعیت پریشان زندگیام روبهرو شوم.
روابط پنهانی متعددی داشتم، اما هیچکدام برایم کافی نبود. هر رابطه خیلی زود جذابیتش را از دست میداد و ذهنم به دنبال تجربهای تازه میگشت. در حقیقت هدف زندگیام به چیزی بسیار ساده و در عین حال مخرب تبدیل شده بود: پیدا کردن رابطه بعدی.
به خاطر همین رفتارها کارم را از دست دادم، دو ازدواجم شکست خورد و از نظر مالی نیز تقریباً ورشکسته شدم. با این حال پیاده شدن از آن چرخه هیجان، اضطراب و رفتارهای پرخطر برایم غیرممکن به نظر میرسید. در تمام آن سالها عمیقاً از خودم خجالت میکشیدم، اما همچنان به همان مسیر ادامه میدادم.
در جستجوی معنا و آغاز درمان
در نهایت شرایط زندگیام به جایی رسید که دیگر راهی جز درخواست کمک نداشتم. برای درمان به یک مرکز ترک اعتیاد مراجعه کردم؛ در واقع دو بار، زیرا تلاش اول چندان موفق نبود.
بار اول در یک برنامه درمانی سرپایی در لسآنجلس شرکت کردم. فضای آنجا نسبتاً راحت و دوستانه بود و شبها با هم معاشرت میکردیم و غذا میخوردیم. اما حقیقت این است که آن برنامه برای من کافی نبود. هنوز آماده تغییر واقعی نبودم.
بار دوم در یک مرکز درمانی جدیتر در فیلادلفیا بستری شدم. آنجا بود که کمکم متوجه شدم مسیر بهبودی چقدر دشوار و طولانی است. تغییر عادتهایی که سالها بخشی از زندگیام شده بودند، در ابتدا تقریباً غیرممکن به نظر میرسید.
اما با گذشت زمان، جلسات درمانی و کار کردن روی خودم، کمکم فهمیدم که تغییر ممکن است. البته این فرایند سریع نبود. در واقع بسیار طول کشید. مراجعه به مرکز درمانی تنها آغاز مسیر بود. من مدتها در جنگلی تاریک پیش رفته بودم و بازگشت از آن مسیر نیاز به صبر و تلاش داشت.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، احساس میکنم وضعیت زندگیام بسیار بهتر شده است. دیگر به ندرت پیش میآید که خودم را اسیر همان الگوهای قدیمی بدانم. با این حال میدانم که بهبودی برای کسی که سالها با اعتیاد جنسی زندگی کرده است، فرایندی طولانیمدت است.
در طول این مسیر با دکتر راب وایز آشنا شدم؛ یکی از متخصصانی که با افرادی که از اعتیاد جنسی یا ترس از صمیمیت رنج میبرند کار میکند. او به من گفت: در مراحل اولیه درمان، تمرکز اصلی روی شناخت پیامدهای منفی گذشته و جلوگیری از تکرار آنهاست. بسیاری از افراد در نهایت به جایی میرسند که آنچه در گذشته زندگیشان را تخریب کرده بود، دیگر تکرار نمیشود.
تجربه من نیز تا حد زیادی همینگونه بوده است. هنوز هم گاهی روزهای سختی دارم و باید مراقب خودم باشم. اما اکنون که بیش از دوازده سال از آغاز درمانم میگذرد، در یک رابطه عاطفی پایدار زندگی میکنم و تلاش کردهام با افرادی که در گذشته به آنها آسیب زده بودم، آشتی کنم.
صداقت؛ نقطه عطف در مسیر بهبودی
با گذشت زمان متوجه شدم بهبودی فقط به معنای متوقف کردن رفتارهای مخرب نیست. پرسش مهمتر این بود: آیا میتوانم با خودم و دیگران صادق زندگی کنم؟
دکتر راب وایز معتقد بود که بهبودی واقعی تنها به معنای «هوشیاری» نیست، بلکه به میزان صداقتی بستگی دارد که فرد در زندگی و روابط خود دارد. او میگفت: مسئله اصلی این است که انسان چقدر در روابطش صادق است، چقدر ارتباطی واقعی با دیگران برقرار میکند و آیا رفتاری انجام میدهد که مجبور باشد آن را پنهان کند یا برایش دروغ بگوید.
برای من این بخش از مسیر بهبودی شاید مهمترین مرحله بود. باید یاد میگرفتم به زندگی با رویکردی کاملاً تازه نگاه کنم؛ رویکردی که در آن رفتارهای مخرب گذشته دیگر جایی نداشتند. به تدریج فهمیدم که مشکل اصلی «خود سکس» نیست. مسئله این است که یک فرد معتاد چگونه از آن سوءاستفاده میکند و آن را به رفتاری خارج از کنترل تبدیل میکند.
یکی از ابزارهایی که در مسیر درمان با آن آشنا شدم، روشی بود که «سه حلقه» نام دارد. در این روش فرد سه دایره برای خود ترسیم میکند: حلقه درونی، حلقه میانی و حلقه بیرونی.
حلقه درونی شامل رفتارهایی است که فرد میداند برای او کاملاً مخرب هستند و باید از آنها دوری کند. برای بعضی افراد ممکن است تماشای پورنوگرافی یا روابط پنهانی در این حلقه قرار بگیرد. برای من، دروغ گفتن، فریب دادن دیگران و داشتن روابط پنهانی از مهمترین رفتارهای این حلقه بودند.
حلقه میانی شامل رفتارهایی است که ممکن است فرد را به سمت مشکلات حلقه درونی سوق دهند. این رفتارها لزوماً مخرب نیستند، اما میتوانند زمینهساز لغزش باشند.
در نهایت حلقه بیرونی شامل فعالیتهایی است که به فرد کمک میکنند زندگی سالمتری داشته باشد؛ کارهایی مانند ورزش، ارتباط صادقانه با دیگران، فعالیتهای اجتماعی یا هر چیزی که به ایجاد تعادل در زندگی کمک کند.
در طول زمان فهمیدم که این حلقهها میتوانند تغییر کنند. آنچه سالها پیش برای من محرک بود، امروز ممکن است دیگر همان تأثیر را نداشته باشد. اما اصل ماجرا همچنان ثابت است: باید مراقب رفتارهایی باشم که میتوانند مرا دوباره به همان چرخه قدیمی بازگردانند.
امروز نمیتوانم بگویم کاملاً «درمان شدهام». اما چیزی که تغییر کرده این است که دیگر مجبور نیستم زندگی دوگانه داشته باشم. با خودم صادق هستم و تلاش میکنم در روابطم نیز همین صداقت را حفظ کنم.
تجربه من نشان داد که صداقت، پذیرش واقعیت و تلاش برای ساختن روابط سالم، از مهمترین پایههای بهبودی هستند. وقتی انسان بتواند با خود و دیگران صادق باشد، بخش بزرگی از مسیر تغییر را طی کرده است.
کلام آخر
رفتارهای جنسی خارج از کنترل، آنچه در زبان عامیانه گاهی «بیماری هرزگی» نامیده میشود، در نگاه علمی اغلب در چارچوب «اختلال رفتار جنسی اجباری» بررسی میشود. این مشکل زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد دیگر نتواند رفتارهای خود را کنترل کند و این الگوها به روابط، سلامت روان یا زندگی اجتماعی او آسیب بزنند. با این حال تجربه بسیاری از افراد نشان میدهد که با پذیرش واقعیت، دریافت کمک تخصصی و تمرین صداقت با خود و دیگران، مسیر بهبودی ممکن است و میتوان دوباره به تعادل در زندگی رسید.
تحقیق، ترجمه و نگارش: آزاده اتحاد/تحریریه مجله اعتیاد
سوالات متداول
REFERENCES
1. University of Cambridge (2014). Brain activity in sex addiction mirrors that of drug addiction.
توضیح فارسی: پژوهش دانشگاه کمبریج نشان میدهد فعالیت بخشهایی از مغز در افراد مبتلا به رفتار جنسی اجباری شباهت زیادی به الگوهای مغزی در اعتیاد به مواد دارد و این اختلال با سیستم پاداش مغز مرتبط است.
این لینک
2. World Health Organization (WHO). ICD-11: Compulsive Sexual Behavior Disorder (Code 6C72).
توضیح فارسی: سازمان جهانی بهداشت در طبقهبندی بینالمللی بیماریها (ICD-11) اختلال رفتار جنسی اجباری را به عنوان یکی از اختلالات کنترل تکانه معرفی کرده و معیارهای تشخیصی آن را توضیح داده است.
این لینک
3. Potenza, M. N. et al. (Yale University). Neurobiology of Compulsive Sexual Behavior.
توضیح فارسی: این مقاله از پژوهشگران دانشگاه ییل به بررسی تغییرات دوپامین و نقش مدارهای پاداش مغز در رفتارهای جنسی اجباری میپردازد و شباهت آن را با سایر اعتیادهای رفتاری توضیح میدهد.
این لینک
4. UCLA: Understanding and Managing Compulsive Sexual Behaviors
توضیح فارسی: راهنمای علمی دانشکده پزشکی دانشگاه کالیفرنیا درباره علائم، تشخیص و روشهای درمان رفتارهای جنسی خارج از کنترل؛ از رواندرمانی گرفته تا رویکردهای درمان شناختی-رفتاری.
این لینک
5. Sexual addiction, compulsivity, and impulsivity among a predominantly female sample of adults who use the internet for sex
بررسی رابطه ناتوانی در کنترل رفتارهای جنسی مفرط با اضطراب، افسردگی و تکانشگری در میان کاربران فعالیتهای جنسی آنلاین.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.