تاریخ انتشار:
اشتراک گذاری:
12

چند سال پیش از داروهای جدید ضد افسردگی به عنوان درمانی برتر با میزان سم کمتر نسبت به داروهای پیشین استقبال و جایگزین آن شد. داروهایی مثل «پروزَک» و «ونلافاکسین» که حاوی هورمون «سروُتونین» بودند، عوارض جانبی کمتری نسبت به داروهای پیشین از جمله «اَمیتریپتیلین» داشتند.

به‌نظر خبر خوشی است. اما تاریخ باید به ما هشدار داده باشد که نسبت به چنین ادعاهایی محتاط باشیم. از هزاران نفری بپرسید که همچنان در حال ترک دیازپام هستند که سال‌ها پزشکان بدون آن که به خاصیت اعتیادآوری آن اشاره کنند، برایشان تجویز می‌کردند.

مقدار مصرف داروهای ضد افسردگی سرسام آور است. در سال گذشته هفتاد میلیون نسخه برای هفت میلیون بیمار تجویز شده است. سرعت افزایش تجویز این داروها موجب شده که برخی آن را درمان پیش از نیاز و برخی دیگر درمان دارویی برای مشکلاتی ببینند که ریشه آن در جامعه‌ای است که مسئول ناامیدی و رنجی است که مردم آن را با پزشکشان درمیان می‌گذارند.

اما مشکل دیگری در ارتباط با این داروها بروز کرده است: آیا اعتیاد آورند؟

مفصل‌ترین گزارشی که در مورد احتمال اعتیاد به داروهای ضد افسردگی منتشر شده، قادر به یافتن پژوهشی نبوده که دقیقا این نکته را مورد مطالعه قرار داده باشد. البته نبود مدرک دلیل آن نیست که وجود چنین اعتیادی محتمل نیست؛ بلکه تنها به معنی آن است که در موردش تحقیق نشده است.

در همین گزارش آمده شواهدی حاکی از آن است که ترک این داروها می‌تواند عوارضی از جمله افسردگی و کم حوصلگی و بی خوابی به دنبال داشته باشد.

این نمایانگر دشواری بسیار در تشخیص این است که آیا این عارضه ناشی از ادامه افسردگی بیمار بوده یا واکنش به ترک داروست.

بنابراین، هرچند شواهدی دال بر عوارض ناشی از ترک دارو مشاهده شده، اما این عوارض (لزوما) به معنی اعتیاد به آن نیست. این مقایسه و نتیجه‌گیری بیشتر یک نکته علمی بنظر می‌رسد که مرهمی برای کسانی که از عوارض آن رنج می‌برند، نیست.

روزنامه ایندیپندنت / دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا مجله اینترنتی اعتیاد را منعکس نمی‌کند.

بیشتر بخوانید:

چرا داروهای ضدافسردگی در برخی افراد نتیجه نمی‌دهد

مصرف مرگبار داروهای ضد درد در آمریکا

افزایش احتمال اعتیاد به مواد اپیوئیدی در افراد مبتلا به اختلالات روانی

نظرات

ارسال نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.