چرا نمیتوانم حتی یکبار مصرف کنم؟

28-AA-alcohol-200گوش نکردن به صدای معتاد درونم

اینجا ما در حال بهبودیم، روزها، ماهها و حتی سالهاست که پاکیم- و هنوز چه می شنویم؟ صدای اغوا گر معتاد درونمان، موذی و خطرناک. به ما چیزهایی را می گوید که دوست داریم واقعی نباشند. آیا شما به تازگی این صدا را شنیده اید؟ و چگونه به آن پاسخ داده اید؟

من حتی یکبار هم نمی توانم مصرف کنم؟ من هرگز با فلان ماده مشکلی نداشته ام. این ماده مصرفی من نبوده پس چه ضرری دارد؟

من دوست دارم اجتماعی باشم و درمهمانیهای مصرف به جمع دوستان و اقوام قدیمی ام بپیویندم . آنها اصلا چیزی در مورد اعتیاد و بهبودی نمی دانند (یا اهمیت نمی دهند) من هم همین کار را می کنم و همراه آنها می شوم . فقط همین یکبار را حال می کنم. می توانم بعد از فقط یکبار مصرف فرار کنم.

من درد می کشم (فیزیکی/ احساسی). چرا باید رنج بکشم در حالی که کمک کردن به خودم فقط با کمی مواد اینقدر آسان است؟ اینبار آنرا دوباره به یک عادت تبدیل نمی کنم. وقتی درد بگذرد می توانم آنرا قطع کنم!

او واقعا مرا عصبانی کرد، بنابراین من هم می توانم به قفسه داروها یا مشروب یا کیف پول او ناخنک بزنم. این به او یاد می دهد که با من درست رفتار کند!

چی؟ منظورت اینست که من هرگز یکبار هم مصرف نخواهم کرد؟ تا آخر عمرم؟ چه کسی می تواند اینقدر قوی باشد؟ می دانی که من قدیس نیستم.

228-NA-OneTooMany-550x550چرا نمی توانم یکبار مصرف کنم؟ چون یک بار دروازه مصرف دوباره است…یکبار زیاد و هزار بار کافی نیست!

من تنهایم بنابراین می توانم هر کاری که بخواهم بکنم. هرگز کسی نخواهد فهمید چون من می توانم یک راز را نگهدرم. من راز های زیادی دارم. حال که درصد کمی از معتادان بهبود پیدا می کنند چرا رنج بکشم؟ حتی اگر سالها در حال بهبود باشم احتمال دارد دوباره لغزش کنم. پس چرا این کار را در همین خانه اول نکنم؟

هر بار می خواهم با راهنمایم تماس می گیرم در دسترس نیست پس می توانم کمی خطا کنم. چون 7 روز هفته 24 ساعته در دسترس نیست پس خوب خدمت نمی کند!

من مدت زیادی است که پاکم و آنقدر باهوش هستم که دوباره معتاد نشوم. حتما راهی هست که بتوان بصورت تفریحی مصرف کرد و من آنرا پیدا می کنم. بعلاوه من دیگر تحت کنترل احساساتم نیستم.

من آنقدر “خوب” شده ام و آنقدر خوب کار کرده ام که لیاقت آن را دارم که کمی جشن بگیرم.

چرا نمی توانم یکبار مصرف کنم؟ چون یکبار دروازه مصرف دوباره است. همینطور که در چگونگی عملکرد (کتاب NA) آمده یکبار زیاد و هزار بار کافی نیست. آیا آخر اعتیاد با حال بود؟

آیا بیاد می آوریم چقدر بدبخت بودیم و و آن نا امیدی که ما را به این اتاق های امید برنامه معتادان گمنام آورد ؟ آیا از بیچارگی سم زدایی لذت بردیم؟
آیا واقعا دوباره می خواهیم زندگیمان را از هم بپاشیم، روابط و شغلمان را تباه کنیم و به خفت مصرف که ما را عاقبت به زندان، تیمارستان و مرگ می رساند برگردیم؟

بهبودی سفری یکروزه است، هر بار یک روز. نیاز به تلاش زیاد و حمایت دیگران و نیروی برتر ما دارد.

بدون اینها ما درون ذهن دیوانه خود گم می شویم و به صدای مکار و غالبا گمراه کننده معتاد درونمان که دائم ورورمی کند گوش می کنیم: چرا رنج؟؟
زیرا بهبودی همیشه در حال پیشرفت است و ما سزاوار آن هستیم. همگی و هر یک از ما!

نویسنده: Ellen Si

منبع: SE Arizona Area Newsletter, November 2008