آرشیو ‘اعتیاد مواد مخدر’

نَفَس حیات

تاریخ: 8th دسامبر 2016

1067-NA-200بیماری حتی در گوشة بهشتی دورافتاده نیز می‌تواند ما را پیدا کند ـ بهبودی هم همین طور. این زن پیوسته در جلسات انجمن معتادان گمنام شرکت کرد، و بر اثر جدیت در تهیة ترازنامه‌ای بی‌باکانه، به آزادی دست یافت.

من در پذیرش این واقعیت که معتاد مادرزاد هستم هیچ مشکلی ندارم. اصلاً بیماری من ژنی است. من در جایی بزرگ شدم که در آن تنها بچة سفیدپوست کلاس ـ «Haole» ـ بودم. در زبان اهالی هاوایی، «ha ole» یعنی کسی که نَفَس حیات یا جان ندارد. من هم که با آن موهای قرمز و صورت کک‌مکی، نمونة یک بچة سفیدپوست بودم و احساس می‌کردم همه حال‌شان از من به هم می‌خورد.

دیگران به من نگاه می‌کردند و می‌گفتند «این دختره چه مشکلی داره؟ انگار مریضه. مثل ماست می‌مونه!» مدام احساس خجالت می‌کردم. کلاس چهارم که بودم، از برادرم خواستم یک زنجیر و لنگر روی بازویم خال‌کوبی کند. پدر من عضو نیروی دریایی بود و در آن سال یک ناخدای کشتی در خانة ما زندگی می‌کرد. من دلم می‌خواست جای او باشم ـ یا جای پی‌پی جوراب‌بلند¹ ، دختری که خیلی پولدار بود، آن قدر پرزور بود که می‌توانست اسبی را سر دست بلند کند، میمون دست‌آموز داشت، و اغلب تک و تنها زندگی می‌کرد. قیافه‌اش هم شبیه من بود.

(ادامه مطلب)

رویاهای گمشده بیدار می‌شوند

تاریخ: 7th اکتبر 2016

174-NA-dream-200«با آرزوی آن چه که اکنون در اختیار ندارید، داشته های فعلی تان را بی ارزش نکنید، به یاد داشته باشید یک زمانی بدست آوردن داشته‌های کنونی، برایتان رویایی بیش نبود.»

گفتۀ فوق که نوشتۀ اپیکورس فیلسوف یونان قدیم است در مورد من صدق می کند. من بیشتر زندگی‌ام را صرف خواستن و آرزوی آن‌چه که نداشتم کردم. همیشه بیشتر و بیشتر می خواستم وعمومأ ناراضی بودم. من به‌حکم ارادۀ خود آن‌قدر مشغول دنبال کردن وسوسه‌هایم بودم که برای تحقق بخشیدن به رویاهایم، هیچ شانسی نداشتم.

زمانی که من خسته و درمانده وارد برنامۀ بهبودی انجمن معتادان گمنام (NA) شدم، کاملأ آمادۀ تسلیم شدن بودم. از افکارم، گزینه‌هایم و خودم ترس داشتم.

(ادامه مطلب)

آسیب حشیش به بخش جادویی مغز

تاریخ: 16th سپتامبر 2016

149-NA-Harvard-1-200x150دانشمندان دانشگاه هاروارد مغز مصرف‌کنندگان حشیش را آزمایش کردند و نتایج به دست آمده برای محققان کامل شگفت آور بوده است. بررسی آنها بر روی مغز افراد نشان میدهد که حتی مصرف تفریحی حشیش هم بر روی قسمتهای کنترل احساس و انگیزش مغز آسیب ایجاد کرده است.

این روزها فشار برای قانونی کردن ماریجوانا در سطح ملی در کشور آمریکا اجتناب ناپذیر به نظر میرسد. هرچه سیاستمداران و افراد سرشناس بیشتر از قانونی شدن یا دست کم جرم زدایی از مصرف مقادیر مشخص ماریجوانا دفاع میکنند، پذیرش عمومی مصرف تفریحی این ماده شبیه به یک نتیجه گیری قدیمی به نظر میرسد. لذا قبل از آنکه درباره قانونی شدن این ماده صحبت شود، باید دید آیا تاثیرات ماریجوانا بر سلامتی را به طور کامل درک کرده‌ایم؟

(ادامه مطلب)

تفلید کورکورانه

تاریخ: 29th آگوست 2016

113-NA-meditation-200x150دیگر نمی‌توانستم خودم را گول بزنم که همه چیز خوب است.

برای سالها صبح از خواب بیدار میشدم، یک کام میگرفتم و از دنیا به‌خاطر اینکه یکروز دیگر مرا زنده نگاه داشته بود نفرت داشتم. بسیار احساس تنهایی میکردم و درون سرم مکانی تاریک بود که از آن گریزی نبود. در خانواده‌ای الکلی بزرگ شدم، با این حال با خود عهد بستم که هرگز مانند والدینم نشوم، اما قضیه درست مانند تقلید میمون بود. من رشد کردم و عقب‌افتادگی احساسی و ساخت‌‌کارهای مقابله‌ای معیوب را از والدینم فراگرفتم. احساس بدی داری؟ کمی مشروب یا مواد بزن، بهتر میشوی. خوب بله، ولی این فقط برای مدتی کار می‌کرد.

هنگام رشد و تربیت از جراحت‌های روحی رنج میبردم و در نتیجه قربانی شدن، تبدیل به یک قربانی حرفه‌ای شدم. بخاطر اینکه چرا من آفریده شدم همه مردم دنیا، تمام جاها و تمام چیزهای دنیا را سرزنش میکردم. چنان از خشم و آزار انباشته بودم که زحمتی برای نگاه کردن به خود نمی‌کشیدم. چنان مشغول انگشت گذاشتن بر دیگران بودم که نمیتوانستم ببینم در حال دائمی کردن حالت بیمار ذهنم هستم. من الگوهای بدی داشتم اما نمیتوانستم برای همیشه آنها را مقصر بدانم.

(ادامه مطلب)

شرایط عضویت در انجمن معتادان گمنام

تاریخ: 26th آگوست 2016

1060-NA-Hope-200مدیر روابط عمومی انجمن معتادان گمنام از تمدید مجوز فعالیت این انجمن به مدت دو سال خبر داد و گقت: انجمن معتادان گمنام در حال حاضر در دنیا حدود ۶۰ هزار جلسه برگزار می‌کند که بیش از ۲۰ هزار جلسه آن در ایران بوده و در دنیا حدود دومیلیون نفر عضو در حال بهبودی داشته که حدود ۴۰۰ هزار نفر عضو معتادان گمنام ایران هستند.

مدیر روابط عمومی انجمن معتادان گمنام در گفت‌وگو با ایسنا، درباره نحوه شکل‌گیری این انجمن اظهار کرد: انجمن معتادان گمنام حدود ۶۳ سال پیش شکل گرفت و در ۲۰ سال اولیه به دلیل آنکه کسی فکر نمی‌کرد یک معتاد بتواند به معتاد دیگر کمک کند، رشد چندانی نداشت ولی با تغییر نگاه عموم، رشد انجمن شروع شد.

وی که به دلیل گمنام بودن اعضای این انجمن مایل نبود نامش ذکر شود با بیان اینکه در ایران پیام این انجمن حدود ۲۶ سال پیش از مکان بازپروری قرچک شروع شد، گفت: در سال‌های اوایل شکل‌گیری به دلیل نگاه مجرمانه به اعتیاد نتوانستیم رشد خوبی داشته باشیم ولی با تغییر نگاه جامعه در مورد اعتیاد از جرم به بیماری و اطلاع رسانی انجمن به آحاد جامعه، رشدمان آغاز شد.

(ادامه مطلب)

احساس خوب سازنده بودن

تاریخ: 12th آگوست 2016

27-NA--recovery-200آیا سازنده و مسئول بودن به معنی کسل کننده بودن است؟ نه!

از آنجا که من یک شبه تغییر نکردم، در چهار سال اول بهبودیم چندین شغل را از دست دادم و گاهی حتی مجبور شدم به کارهایی خارج از حرفه خودم بازگردم. سرانجام موفق شدم  دانشگاه را به پایان برسانم و از نظر حرفه‌ای موفق شدم. من عضوی سازنده و مسئول از اجتماع شدم و این حس خیلی خوبی داشت.

(ادامه مطلب)

با همسران معتاد چه کنیم؟

تاریخ: 23rd جولای 2016

1053-NA-husband-200اعتیاد و مصرف موادمخدر بحرانی است‌ که از دیرباز تاکنون در خانواده‌ها وجود داشته و مصرف آن نه‌‌ تنها سلامت جسمی و روحی مصرف‌کننده را تهدید می‌کند، بلکه خانواده را نیز تا مرز فروپاشی پیش می‌برد.

در این میان‌کم نیستند زنان و مردانی که به دلیل اعتیاد، همسرانشان عطای زندگی مشترک را به لقای آن بخشیده و برای جدایی راهی دادگاه خانواده شده‌اند. مرضیه هم یکی از زنانی است‌که دیگر امیدی به ادامه زندگی با همسر معتادش ندارد.

او هفته گذشته تصمیم خود را برای جدایی گرفت و به دادگاه خانواده رفت، اما قبل از ارائه دادخواست به اتاق مشاوره رفت تا با روانشناسان مشورت کند.

(ادامه مطلب)

مشق اعتیاد نوجوانان

تاریخ: 19th ژوئن 2016

1048-NA-200کاهش سن مواد مخدر: اعتیاد به آنها به ارث می‌رسد، اما سازوکاری برای درمانشان تعریف نشده است، یا خمار یا نشئه سرکلاس درس حاضر می‌شوند یا قید درس و مشق را زده و برای تامین مواد مخدر مصرفی خود به هر بزهی دست می‌زنند، اما چشم بینایی شاهد دردهایشان نیست،

این حکایت مشق اعتیاد میان کودکان و نوجوانان است که هر روز قربانیان بیشتری می‌گیرد، اما با این حال هنوز برخی مسئولان در انتظار شواهد بیشتری هستند تا پژوهش‌هایشان را از مرحله آزمایش به اجرا برسانند.

تصویر مشق اعتیاد نوجوانان

اعتیاد در نوجوانان و کودکان جدی شده است و به قول معروف مساله‌ای نیست که بتوان «زیر فرش» پنهانش کرد، به همین علت انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی کشور نیز در گفت‌وگو با روزنامه جام‌جم از این واقعیت تلخ پرده برمی‌دارد و می‌گوید: کاهش سن اعتیاد در کشور، یک واقعیت است.

(ادامه مطلب)

گزارشی تکان‌دهنده از اعتیاد دختری 14 ساله

تاریخ: 16th ژوئن 2016

1049-NA-snatched.-200«مشکلم نشئگی بعد مواد بود. دلم نمی‌خواست مادرم بفهمه که من چیزی مصرف می‌کنم یا صبح‌ها که می‌خواستم برم مدرسه دردم هم شروع می‌شد. باید مواد می‌زدم.»

در که باز می‌شود و چشم دخترک به ما می‌افتد سریع دستش را به چادر سیاهش می‌برد، کمی آن را جلوتر می‌آورد تا روسری کرم‌رنگش عقب‌تر نرود. با دستکش‌های سیاهش محکم چادرش را می‌گیرد و به سمت ما می‌آید. نگاهم به سمت دست‌هایش می‌رود. خودش هم می‌فهمد، نه اینکه بخواهد نشانه‌های مواد را بپوشاند، نه. او در همین روزهای پاکی‌اش به خودش قول داده که دستش را هیچ نامحرمی نبیند. خودش می‌گوید که در این دو ماه پاکی آنچنان به خدا نزدیک شده که این حس و حالش را با هیچ چیز عوض نمی‌کند. می‌گوید که اگر این توکلش نبود او هم مثل برخی از دوستانش در یکی از خیابان‌های همین شهر «نفله» شده بود. مثل مریمی که فقط ۱۵ سال دارد و کارتن‌خواب یکی از همین محل‌های جنوب شهر تهران شده یا نرگسی که با ۱۴ سال سن از خانه فرار کرده و کسی هم سراغی از او ندارد.

«ناهید» دانش‌آموز هفتم متوسطه است ولی سن و سالش خیلی بیشتر از اینها می‌زند تا جایی که اگر سنش را ندانید فکر می‌کنید حداقل ۲۰ ساله است: «سلام خانم، من ناهیدم.» با همین جمله تمام ذهنم به هم می‌ریزد. خودم و خنده‌هایم یک‌جا خشک می‌شود. مگر می‌شود دختری در این سن، دو سال پی در پی شیشه بکشد؟

(ادامه مطلب)

اینها «شیشه» را می‌شکنند

تاریخ: 1st ژوئن 2016

1045-NA-good-one-200گزارشی از یک جلسه درمان گروهی اعتیاد به شیشه:همگی پوست انداخته‌اند، پروانه‌وار پیله محکم تنیده به دورشان را شکافته‌ و پروازی شده‌اند. اغلب جوان هستند، تک و توک هم مسن و مو سفید کرده، با چشم‌های به چروک نشسته و دندان‌های چند در میان ریخته، همگی برگشته از لب پرتگاهی مهلک، بیرون خزیده از باتلاقی مخوف و فنا را دیده و پشیمان شده.

می‌نشینم انتهای پنج ردیف صندلی، پشت سر مصرف‌کنندگان قدیم شیشه و بهبودیافته‌های امروز و دیروز. از پشت سر شبیه آدم‌های دیگرند؛ کم مو، پر مو، کچل، چاق، لاغر، متین، بزن بهادر، افتاده، شرور، موهای تیش تیش، گردنبندهای کلفت، جین‌های پاره، یقه‌های باز، لباس‌های ساده، جای زخم، پاشنه‌های خوابیده و کفش‌های لِخ لِخ کن.

از پشت سر، دنیای آنها دنیای آدم‌های معمولی است، ولی سر که می‌چرخانند و نیمرخشان پیدا می‌شود دنیایشان رنگ عوض می‌کند و رد پای مواد در چهره‌شان وغ می‌زند. پوست‌ها پیرشده و دندان‌ها اغلب ریخته، لب که باز می‌کنند لثه‌ها ظاهر می‌شود و دندان‌های یکی در میان در تلفیق با تاریکی درون کام، صفحه شطرنجی می‌شود که همه مهره‌های اصلی‌اش سوخته و چند سرباز شَل از شاهی تنها و پیزوری دفاع می‌کنند. در بازی ِاینها با شیشه، بازنده خودشان بوده‌اند و هرچه داشته باخته‌اند؛ از زن و فرزند گرفته تا شغل، تا دوستان آبرودار و فامیل و آشنا. اما این غرق شده‌های دیروز حالا خودشان را رسانده‌اند به ساحل نجات، شده‌اند بیماران یک مرکز درمان سوءمصرف روانگردان و نشسته‌اند پای درس‌های جلسات گروهی ماتریکس، شده‌اند معتاد بهبودیافته، یک انسان پاک، کسی که حالش از گذشته‌اش به هم می‌خورد و رازهایش را می‌ریزد روی دایره. در جلسات ماتریکس، آنهایی که سابقه بهبودیافتگی‌شان بیشتر از دیگران است، گذشته خود را می‌شکافند تا برای دیگران درس عبرتی باشد و تازه واردها فکر نکنند غرق شدن در دنیای روانگردان‌ها به شیرینی ماه‌های اول مصرف است.

(ادامه مطلب)